یک زمین لرزه بزرگ و سونامی پرقدرت بخش‌های وسیعی از شمال شرق ژاپن را تخریب کرده است. با وجود قدرت این زلزله، شمار تلفات قابل مقایسه با سوانح طبیعی مشابه نبوده است. تا به حال دستکم ۶۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند. بزرگی زلزله نه و هشت دهم ریشتر بود و در شهر سندای در شمال شرق ژاپن روی داد.

نگین شیرآقایی گزارش می‌دهد



تاريخ : جمعه بیستم اسفند 1389 | 14:23 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


previous

تاريخ : جمعه بیستم اسفند 1389 | 14:22 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


جشنواره پن ایشیا از اول تا سیزدهم مارس در لندن برگزار می شود

جشنواره فیلم پن ایشیا (Pan Asia) که از امروز، اول مارس در لندن گشایش می یابد، آثاری از سینماگران جوان و مستعد آسیا ازکره جنوبی گرفته تا ایران را به نمایش می گذارد.

این جشنواره، امسال برای سومین بار متوالی به وسیله مرکزی به نام ایشین هاوس (Asian House) در لندن برگزار می شود.

امسال ۱۱ فیلم از کشورهای چین، قرقیزستان، ژاپن، کره جنوبی، هندوستان، تبت، برمه، کردستان عراق و ایران در جشنواره پن آسیا شرکت دارد.

سونالی جوشی، مدیر هنری این جشنواره می گوید: "فیلمسازی آسیا بسیار پر رونق است و این مجموعه هیجان انگیز، منعکس کننده سینمای تازه و پرجنب و جوش امروز آسیاست."

در زمانی که بسیاری از فیلم های آسیایی امکان نمایش در بریتانیا ندارند، جشنواره فیلم پن ایشیا، این فرصت را برای تماشاگران بریتانیایی فراهم می کند که به تماشای تعدادی از بهترین ساخته های سینماگران آسیایی بنشینند.

این جشنواره در واقع تنها جشنواره بریتانیاست که منحصرا به نمایش فیلم هایی از کشورهای آسیایی اختصاص دارد.

جشنواره پن ایشیا روز دوم مارس با نمایش فیلم جنگل نروژی ساخته سینماگر ویتنامی ترن آن هونگ و محصول مشترک ژاپن و فرانسه رسما گشایش می یابد.

ترن آن هونگ که با فیلم عطر پاپایای سبز به شهرت رسید، امروز چهره شناخته شده ای در سینمای شرق آسیاست و فیلم جنگل نروژی او که در این جشنواره نشان داده می شود، بر اساس رمانی از هاروکی موراکامی، نویسنده معروف ژاپنی، ساخته شده و نامزد دریافت جایزه شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز ۲۰۱۰ بود.

فیلم های شاخص

جنگل نروژی، در توکیوی اواخر دهه ۱۹۶۰ رخ می دهد، و درباره دانشجویی به نام «واتانابه» است که بین دو زن قرار گرفته است؛ یکی زنی به نام «نائوکو» که نامزد بهترین دوستش است که خودکشی کرده، و دیگری «میدوری»، زنی با اعتماد به نفس و مستقل است. نائوکو از مرگ نامزد خود عذاب می کشد و سرانجام سر از یک تیمارستان دورافتاده درمی آورد و پس از آن هم خودکشی می کند.

فصل باران های موسمی، شوت، دزد برق (ساخته اکتان اریم کوبت از قرقیزستان) و هاهاها از جمله فیلم هایی است که در این جشنواره به نمایش درمی آید.

شوت ساخته شوکت امین کورکی، یک درام رئالیستی ورزشی است که داستان آن در کردستان عراق بعد از سقوط صدام حسین می گذرد و نشان می دهد که فوتبال ضمن اینکه باعث ایجاد اختلاف و تنش در جامعه می شود، می تواند باعث اتحاد گروه ها و افراد نیز شود.

فیلم کمدی رمانتیک هاهاها ساخته هونگ سانگسو کارگردان کره ای که ویم وندرس کارگردان برجسته آلمانی آن را تهیه کرده، نخستین فیلم بلند سازنده آن است که برنده بهترین فیلم سینمای آسیا در جشنواره فیلم برلین سال گذشته شد.

حضور ایران با یک فیلم

فصل باران های موسمی ساخته مجید برزگر، تنها فیلم ایرانی است که در این جشنواره به نمایش در می آید. این فیلم در ماه فوریه نیز در بخش مسابقه جشنواره بین المللی روتردام هلند به نمایش درآمد.

این فیلم داستان نوجوانی به نام سیناست که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و فرزندشان را در آپارتمان تنها رها کرده اند تا در مورد اینکه با کدامشان زندگی کند، تصمیم بگیرد اما سینا، علاوه بر جدایی پدر و مادرش، مشکلات دیگری نیز دارد که با آنها درگیر است.

فصل باران های موسمی اولین فیلم بلند مجید برزگر است که پیش از این، علاوه بر ساختن چند فیلم کوتاه، چند نمایشگاه عکاسی نیز در تهران برگزار کرده است. آقای برزگر در این فیلم نگاه تازه ای به زندگی نسل جوان ایران و مشکلات آنها دارد.

مجید برزگر اکتبر امسال، در جشنواره دیدار تاجیکستان، جایزه بهترین کارگردانی را برد.

علاوه بر فیلم های داستانی، چند فیلم مستند نیز در این فستیوال نشان داده می شود از جمله مستند سونا، من دیگر ساخته یانگ یونگی درباره جامعه بسته و دیکتاتوری کره شمالی، ماه تابان ساخته نتن چاکلین از تبت که پرتره ای از یک معلم بودایی است که شاگردانش کسانی از جمله دالایی لاما و شاه بوتان هستند و ریچارد گی یر او را به تصویر کشیده، و فیلم مستند اونگ سان سوکی،بانویی که نمی ترسد، ساخته آن گریت بون، درباره رهبر هوادار دمکراسی در برمه که به مناسبت صدمین سالگرد روز جهانی زن در روز 8 مارس به نمایش در می آید.

سونا، من دیگر ساخته یانگ یونگی از ژاپن و کره جنوبی، داستان دختری است که بعد از بازگشت خانواده اش از ژاپن در دهه هفتاد در کره شمالی بزرگ می شود.

این فیلم، پرتره ای منحصر به فرد از یک رهبر سیاسی است که به خاطر دموکراسی، دست به ایثار فردی می زند.

در کنار نمایش فیلم ها، بحث ها، سخنرانی ها و سمینارهایی پیرامون سینمای امروز آسیا و گرایش های موجود در آن برگزار می شود.

جشنواره فیلم پن ایشیا، روز ۱۳ مارس با نمایش فیلم کمدی رمانتیک یک شب در تایپه ساخته آروین چن از تایوان خاتمه می یابد.



تاريخ : جمعه بیستم اسفند 1389 | 14:17 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


امواج بزرگ سونامی خودورهای شخصی و هواپیماهای کوچک را مانند اسباب بازی های کودکان جابجا کرد

در پی سونامی بزرگ ناشی از زلزله امروز در ژاپن، تمامی بنادر این کشور بسته شد. امواج سهمگین سونامی کشتی های فراوانی را امروز در هم شکست.

با گذشت چند ساعت از وقوع بزرگترین زلزله و سونامی ثبت شده در تاریخ ژاپن، آمار تلفات و خسارات ناشی از این واقعه، همچنان رو به افزایش است.

امروز جمعه (20 اسفند - 11 مارس)، زمین لرزه ای به بزرگی هشت و نه دهم در مقیاس ریشتر در نزدیکی سواحل شمال شرق ژاپن در اقیانوس آرام روی داد و دقایقی بعد، موج های سهمگین سونامی سواحل شمال شرقی ژاپن را درنوردیدند.

زمان وقوع زمین لرزه ساعت دو و چهل و شش دقیقه بعد از ظهر به وقت محلی (پنج و چهل و شش دقیقه بامداد به وقت گرینویچ) و کانون آن نقطه ای واقع در حدود چهارصد کیلومتری شمال شرق توکیو و در عمق حدود ده کیلومتری بستر اقیانوس گزارش شده است.

مرگ بیش از نود نفر تاکنون تائید شده است و دهها نفر مفقودالاثر هستند و این آمار همچنان رو به افزایش است.

با آغاز شب، هزاران نفر که در پی هشدار سونامی خانه های خود را ترک کرده بودند، اکنون در اقامتگاه های موقت اسکان یافته اند.

پلیس ژاپن تاکنون اسامی 350 نفر از کسانی را اعلام کرده که از آنها خبری در دست نیست و مفقود الاثر محسوب می شوند.

ابعاد خسارت به راههای ارتباطی و شبکه های حمل و نقل تا اندازه ای است که ارزیابی کامل وضعیت و شمار تلفات دشوار است.

پلیس توکیو اعلام کرده است که علاوه بر آمار کشته شدگان اعلام شده، بیش از دویست جسد شناور در آب، در سواحل سونامی زده شمال شرق ژاپن دیده شده است.

در تصاویر تلویزیونی از سونامی امروز، موج های سهمگین، تعداد زیادی از منازل مسکونی، خودروهای شخصی و کشتی ها را با خود حمل می کند.

گزارش شده است که یک کشتی حامل صد نفر با موج های عظیم سونامی از مسیر خود خارج شده و از سرنوشت آن خبری در دست نیست.

نقشه سونامی

پس از آن که سیستم خنک کننده تاسیسات هسته ای فوکوشیما دائیچی از کار افتاد مقامات آن را تعطیل کرده و به دو هزار سکنه منطقه گفتند این مکان را ترک کنند.

گزارش ها حاکی است که مسئولان راه آهن ژاپن پس از سرشمار قطارها متوجه شده اند که محل یک قطار مشخص نیست و کسی نمی داند چه بر سر آن آمده است.

دولت ژاپن از نیروهای نظامی آمریکا مستقر در این کشور خواسته است به عملیات نجات و امدادرسانی کمک کنند.

از زمانی که وقوع زمین لرزه در ژاپن ثبت می شده است تا کنون زمین لرزه ای به این قدرت رخ نداده بود.

در پی وقوع زمین لرزه روز جمعه هشدار وقوع سونامی با امواجی به ارتفاع ده متر در مناطق ساحلی ژاپن، فیلیپین، هاوایی، اندونزی، تایوان و سواحل روسیه در اقیانوس آرام انتشار یافت.

برخی از کشورهای منطقه به انتقال ساکنان مناطق ساحلی مبادرت کردند و از جمله روسیه با صدور هشدار وقوع سونامی، از اهالی سواحل شرقی این کشور خواست تا به مناطق مرتفع پناه ببرند.

ساعاتی بعد از وقوع زمین لرزه، شبکه های تلویزیونی ژاپن تصاویر هوایی حرکت امواج به سوی سواحل این کشور و فرار ساکنان این مناطق به سوی ارتفاعات را پخش کردند.

سونامی - تصویر از تلویزیون بی بی سی

زمین لرزه روز جمعه ژاپن به وقوع سونامی در سواحل این کشور منجر شد

در گزارش های بعدی، تصاویری از هجوم سونامی به سواحل شمال شرق هونشو، جزیره اصلی ژاپن، از شبکه های تلویزیونی پخش شد.

این تصاویر حاکی از خسارت به اتومبیل ها و ویرانی برخی ساختمان های ساحلی از جمله در شهر اوناهاما در استان قوکوشیماست.

شدت این زمین لرزه به حدی بود که تکان های ناشی از آن در توکیو، پایتخت، و بسیاری دیگر از شهرهای ژاپن احساس شد.

در نتیجه این زمین لرزه، به برخی تاسیسات شهری خساراتی وارد آمده و از جمله یک پالایشگاه نفت در نزدیکی توکیو دستخوش حریق شده است.

در عین حال، از آسیب جدی به تاسیسات حساس مانند نیروگاه های هسته ای و خطوط ارتباط خط آهن گزارشی مخابره نشده است.

خبرگزاری ژاپنی کیودو گزارش کرده است که فرودگاه ناریتا در توکیو نیز در پی این زمین لرزه برای مدتی فعالیت خود را متوقف کرد و قطار فوق سریع این کشور نیز لحظاتی متوقف شد

سونامی

  • سونامی مجموعه ای از امواج که در آن نخستین موج، بزرگترین و معمولا مرتفع‌ترین است
  • ارتفاع امواج قابل پیش بینی نیست و ممکن است خیلی مرتفع باشد
  • فاصله زمانی بین یک موج تا موج بعدی از پنج دقیقه تا یک ساعت متغیر است

در ساعات بعد، گزارش هایی از پس لرزه های متعدد و گاه نسبتا شدید نیز انتشار یافت.

شهر بزرگ ساحلی سندای و مزارع اطراف آن زیر امواج سونامی رفته و در همین حال حریق ناشی از زمین لرزه منطقه ای بزرگ را در بر گرفته است.

در حالی که تاسیسات هسته ای میاگی شعله ور شده، مقامات ژاپن می گویند نشت مواد رادیواکتیو ردیابی نشده است.

سیستم راه آهن زیرزمینی توکیو متوقف شده است و میلیون ها خانه در این شهر برق ندارند.

هشدار به کشورهای دیگر

هشدار سونامی برای تقریبا کل منطقه اقیانوس آرام، از جمله استرالیا، آمریکای جنوبی و بخش هایی از ایالات متحده منتشر شده است.

با این حال، اولین موج های سونامی که سواحل هاوائی رسید کمتر از یک متر ارتفاع داشت و از این که باعث خسارت شده باشد، گزارشی ارسال نشده است.

کشورهای آمریکای جنوبی، از مکزیک گرفته تا شیلی، هشدار سونامی منتشر کرده اند.

کمیته بین المللی صلیب سرخ گفته بود که موج های عظیمی ناشی از وقوع زلزله که در اقیانوس آرام ایجاد شده، ممکن است از سطح تعدادی از جزایری که بر سر راهش قرار دارد، مرتفع تر باشد.

موج های نسبتا کم ارتفاعی به فیلیپین، کوریلو تایوان رسیده است.

مقامات فیلیپین دستور داده اند شهرک های ساحلی در شمال و شرق این کشور تخلیه شوند.

استرالیا، نیوزیلند و جزایر مارشال هشدارهای اولیه خود را به رده های پایین تر کاهش داده اند.

اندونزی نیز هشدار داده بود که ممکن است عرض ساعاتی پس از وقوع زمین لرزه در ژاپن، در شمال سولاوسی، پاپائو و ملوک سونامی رخ دهد.

ژاپن از کشورهای زلزله خیز جهان است و زمین لرزه شدید سال 1923 در توکیو دهها هزار کشته برجای گذاشت و بخش بزرگی از این شهر را ویران کرد.

با اینهمه، در سال های بعد، توجه به ایمنی ساختمان ها و تاسیسات شهری در برابر زمین لرزه باعث شده است تا زلزله های متعدد و گاه نیرومندی که در این کشور روی می دهد خسارات و تلفات عمده به دنبال نداشته باشد.

بدون مقاوم بودن ساختمان ها و تاسیسات شهری در برابر زمین زلرله، وقوع زمین لرزه ای به بزرگی 8 درجه در مقیاس ریشتر به خصوص در نزدیکی مراکز شهری می تواند به فاجعه ای با ابعادی عظیم منجر شود.

زلزله و امواج ناشی از آن

در پی امواجی که بر اثر زلزله ژاپن به وجود آمده، در کشورهای حوزه اقیانوس آرام – از هاوایی گرفته تا شیلی – هشدارهایی نسبت به وقوع سونامی در مناطق ساحلی داده شده است.

این نقشه "مدل پیش بینی سونامی" مربوط به مرکز هشدار سونامی اقیانوس آرام را نشان می دهد. در این نقشه ارتفاع امواج بالاتر از سطح عادی دریا، در سرتاسر منطقه و اینکه احتمالا این امواج چقدر بعد از وقوع زلزله ژاپن به این مناطق می رسند نشان داده شده است.

سونامی اخیر توسط پرقدرت ترین زلزله ای که تاکنون ثبت شده در ژاپن ایجاد شده است. این زلزله که مرکز بررسی های زمین شناسی آمریکا بزرگی آن را 8.9 ریشتر ثبت کرده است، در ساعت ۱۴:۴۶ به وقت محلی (۰۵:۴۶ گرینویچ) در عمق ۲۴ کیلومتری زمین رخ داده است.

این زلزله بسیار مخرب بوده است به طوری که امواج بزرگی که در نتیجه آن ایجاد شده است، خودروها، ‌کشتی ها و ساختمان ها را شسته و با خود برده است.

نقشه


تاريخ : جمعه بیستم اسفند 1389 | 14:16 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


سربازان افغان

وضعیت امنیتی افغانستان ظرف هفته های اخیر رو به وخامت بوده است

در پی نا امنی های اخیر در افغانستان، مجلس نمایندگان این کشور تصمیم گرفته است تا مقامات ارشد امنیتی را به مجلس فرا بخواند.

کشته شدن غیرنظامیان در حملات انتحاری و عملیات نیروهای ناتو در افغانستان، یکی از مسایل مورد بحث در نشست امروز (چهارشنبه، 11 حوت / اسفند) مجلس نمایندگان افغانستان بود.

این مجلس کشتار غیرنظامیان را به شدت محکوم کرده و خواستار پاسخگویی عاملان آن شد.

اخیرا گزارشهایی منتشر شده است مبنی بر اینکه تعدادی از غیرنظامیان در شرق افغانستان بر اثر حملات نیروهای ناتو کشته شده اند.

در تازه ترین مورد، دفتر رئیس جمهور کرزی گفته است که بر اثر بمباران نیروهای خارجی در ولایت کنر، 9 کودک کشته شده اند.

پیش از آن نیز، دولت افغانستان گفته بود که در یک عملیات نیروهای ناتو، بیش از شصت غیرنظامی کشته شده اند.

نیروهای ناتو این گزارش ها را تائید نکرده و گفته اند که در موارد یاد شده تحقیق می کنند.

از سوی دیگر اخیرا در چند حمله انتحاری در مناطق مختلف افغانستان، دهها غیرنظامی کشته و زخمی شده اند.

یکی از انتقادهای اصلی در مجلس نمایندگان افغانستان این بود که چرا میان نیروهای خارجی و افغان در اجرای عملیات نظامی هماهنگی لازم وجود ندارد.

قرار شد وزرای داخله (کشور) و دفاع و رئیس امنیت ملی افغانستان در نشست روز یکشنبه مجلس نمایندگان حضور یابند و در مورد برنامه های خود توضیح دهند.

اوضاع امنیتی افغانستان در هفته های اخیر بدتر شده است و حملات انتحاری که گروه طالبان مسئولیت آن را بدوش می گیرند در مناطق مختلف این کشور از جمله کابل پایتخت شدت گرفته است.

مقام های ناتو و وزارت دفاع افغانستان گفته اند که بنا بر عوامل مختلفی، از جمله برنامه خروج نیروهای خارجی از افغانستان و تشدید حملات ناتو، انتظار می رود ظرف سال جاری، خشونتها در افغانستان بیشتر شود.

قرار است تا کمتر از یک ماه دیگر، برنامه انتقال مسئولیت تامین امنیت از ناتو به نیروهای افغانستان عملا آغاز شود و انتظار می رود تا سال 2014 میلادی، تمامی سربازان خارجی افغانستان را ترک کرده و مسئولیت امنیتی این کشور به نیروهای افغان سپرده شود.



تاريخ : جمعه بیستم اسفند 1389 | 14:14 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


مجلس

مجلس تشکیل و فعالیت دادگاه ویژه را غیرقانونی می داند.

شماری از اعضای مجلس نمایندگان افغانستان هشدار داده اند که اگر رئیس جمهورکرزی دادگاه ویژه رسیدگی به شکایات انتخاباتی را لغو نکند، دروازه مجلس را خواهند بست.

اعضای مجلس نمایندگان افغانستان این تصمیم خود را به دنبال آن اعلام کرده اند که هیئت ۳۵ نفری مجلس در دیداری با حامد کرزی در روز سه شنبه (۱۷ حوت/اسفند) نتوانست او را قانع به لغو این دادگاه کند.

اعضای مجلس نمایندگان فعالیت این دادگاه را "غیرقانونی" می دانند و گفته اند که رسیدگی به موارد جرمی انتخابات از صلاحیت های دادگاه های عمومی است و نه دادگاه ویژه.

عبدالقادر قلاتوال، منشی/ دبیر مجلس نمایندگان در گفتگویی با بی بی سی گفت که اعضای مجلس در جلسه فردا (شنبه، ۲۱ حوت/اسفند) خود در باره دادگاه ویژه گفتگو خواهند کرد.

به گفته آقای قلاتوال، اگر حامد کرزی به نظر نمایندگان مجلس توجه جدی نکند، احتمال آن وجود دارد که آنها دروازه مجلس را ببندند.

آقای قلاتوال گفت: "احتمالا روز شنبه آینده در جلسه عمومی ولسی جرگه (مجلس نمایندگان) بحث در باره فعالیت محکمه خاص صورت می گیرد. وکلای محترم نظریات مختلف دارند. تهدیدهایی فعلا تا حدی موجود است که اگر محکمه به فعالیت فعلی خود ادامه بدهد، امکان دارد که دروازه ولسی جرگه بسته شود و مجلس فعالیت خود را متوقف کند."

نمایندگان مجلس، از آغاز کار مجلس دوم در اوائل دلو/بهمن خواستار انحلال دادگاه ویژه رسیدگی به شکایات انتخاباتی شده بودند.

موضوع انحلال این دادگاه تا حال چند بار مورد بحث نمایندگان مجلس قرار گرفته است و آنها در گفتگوهای خود از آقای کرزی خواسته اند که این دادگاه را لغو کند.

اعضای مجلس در حالی به رئیس جمهوری هشدار داده اند که دادگاه ویژه به کار خود همچنان ادامه می دهد و بازشماری آرای انتخابات به دستور آن آغاز شده است.

حامد کرزی

آقای کرزی تا حال درخواست انحلال دادگاه ویژه را نپذیرفته است

مسئولان این دادگاه گفته اند که "تقلب" در انتخابات ۲۷ سنبله/شهریور در حد "گسترده" صورت گرفته و آرای این انتخابات در سراسر کشور بازشماری می شود.

برخی منابع گفته اند که در صورتی که کار این دادگاه به همین منوال ادامه یابد، احتمال آن وجود دارد که حدود هشتاد عضو مجلس کرسی های خود را از دست بدهند و به جای آنها افراد دیگری بیایند.

اما اعضای مجلس گفته اند که به هیچ صورت تصمیم های این دادگاه را نخواهند پذیرفت. آنها فعالیت های این دادگاه را مغایر قانون می دانند و گفته اند که در قانون تشکیل دادگاه ویژه در موارد مشخصی پیش بینی شده که بررسی شکایات انتخاباتی شامل آن نمی شود.

دادگاه عالی افغانستان، که پیشنهاد تشکیل دادگاه ویژه را به حامد کرزی ارائه کرد، تا حال در باره هشدار نمایندگان مجلس اظهار نظری نکرده است، اما یکی از مقام های دولتی نزدیک به رئیس جمهور کرزی به بی بی سی گفت که گفتگو در باره این دادگاه میان نمایندگان و رئیس جمهوری ادامه دارد.

این مقام دولتی که نخواست نامش فاش شود، گفت که احتمال آن وجود دارد که تا چند روز دیگر توافقی میان رئیس جمهوری و اعضای مجلس در باره دادگاه ویژه به دست آید.



تاريخ : جمعه بیستم اسفند 1389 | 14:14 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


خاگندرا تاپا ماگار ( Khagendra Thapa Magar ) جوان ۱۸ ساله نپالی با ۶۷٫۸ سانتی متر قد در سال ۲۰۱۰ توانست به عنوان کوچک ترین مرد جهان به کتاب رکوردهای جهانی گینس راه پیدا کند.

خاگندرا تاپا ماگار :: Khagendra Thapa Magar

خاگندرا تاپا ماگار :: Khagendra Thapa Magar

وی زاده ۱۴ اکتبر ۱۹۹۲ می باشد و از اهالی شهر Baglung در نپال می باشد وی در هنگام تولد تنها ۶۰۰ گرم وزن داشته و مردم روستا به او بودای کوچک می گویند.
خاگندرا پسر یک میوه فروش می باشد و هم اکنون ۶ کیلوگرم وزن دارد.

به دلیل ویژه بودن این رکورد،وبلاگ گینس عکس های بیشتری را برای خوانندگان و دوست داران رکوردها در ادامه گذاشته که با هم به تماشای این عکس های زیبا می رویم .

مادر خاگندرا در حال بردن وی به بیمارستان برای چکاپ

مادر خاگندرا در حال بردن وی به بیمارستان برای چکاپ

خاگندرا در حال رقص در کنار خویشاوندان خود

خاگندرا در حال رقص در کنار خویشاوندان خود

خاگندرا در حال گفت و گو با پدرش

خاگندرا در حال گفت و گو با پدرش

خاگندرا در شستن ظرف ها به خانواده اش کمک می کند

خاگندرا در شستن ظرف ها به خانواده اش کمک می کند

اندازه گرفتن قد خاگندرا توسط یک پزشک در کنار فرستاده گینس

اندازه گرفتن قد خاگندرا توسط یک پزشک در کنار فرستاده گینس

وزن کشی خاگندرا توسط همان پزشک

وزن کشی خاگندرا توسط همان پزشک




تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 12:55 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


رامجیت راگهو ( Ramjit Raghav ) یک پیرمرد ۹۴ ساله هندی که با همسر ۵۹ ساله خود در شهر ( KHARKHODA ) از ایالت هاریانا ( Haryana ) زندگی می کند،با به دنیا آمدن نوزاد پسر خود،پیرترین پدر دنیا می باشد.

رامجیت راگهو :: Ramjit Raghav

رامجیت راگهو :: Ramjit Raghav و پسرش

رامجیت راگهو میگوید:روزانه ۳٫۵ لیتر شیر همراه با نیم کیلو بادام و نیم کیلو کره روشن می خورد.
پزشکان گفته اند همسر وی شانکونتالا دوی ( Shankuntala Devi ) یک زایمان طبیعی داشته و پسر آنها نیز سالم می باشد.
وی زاده سال ۱۹۱۶ می باشد هنگامی که جورج پنجم پادشاه هند بود و در سن ۲۲ سالگی با کار در زمین کشاورزی ماهیانه ۴۴ پوند دریافت میکرد.

رامجیت راگهو همراه با همسر و پسرش

رامجیت راگهو همراه با همسر و پسرش

نانو رام جوگی ( Nanu Ram Jogi ) دیگر پیرمرد هندی سه سال پیش در سن ۹۰ سالگی صاحب بیستمین فرزند خود شد و رکورددار پیشین پیرترین پدر جهان بود.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 12:51 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


به قاره‌ای که پیرامون قطب جنوب زمین را در بر گرفته قاره جنوبگان می‌گویند. این قاره سردترین نقطه کره زمین است و کمابیش همه رویه آن با یخ پوشیده شده است.

کشف قاره جنوبگان در اواخر ژانویه سال ۱۸۲۰ صورت گرفت.

جنوبگان پنجمین قاره بزرگ کره زمین پس از آسیا، آفریقا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی است ولی با این وجود کمترین جمعیت همه قاره‌ها را دارد. همچنین بلندترین میانگین ارتفاع، کمترین میانگین رطوبت و پایین‌ترین میانگین دما در میان همه قاره‌های جهان به این قاره تعلق دارد.

جنوبگان :: Antarctica

جنوبگان :: Antarctica

باور به وجود سرزمینی جنوبگانی یعنی قاره‌ای بس بزرگ که در دورترین نقطه کره زمین قرار گرفته باشد تا بتواند “توازن” کره زمین را در برابر خشکی‌های عظیم شمال آن حفظ کند از زمان بطلمیوس یعنی سده نخست میلادی وجود داشته است. بطلمیوس این مسئله را مطرح می‌کرد که وجود چنین سرزمینی برای حفظ قرینگی خشکی‌ها لازم است. ترسیم خشکی‌های بزرگی در جنوب کره زمین در نقشه‌های قدیمی رایج بود از جمله در نقشه‌های معروف پیری رئیس، دریاسالار ترکیه عثمانی (از سده ۱۶). حتی پس از این‌که در اواخر سده هفدهم کاشفان دریافتند که آمریکای جنوبی و استرالیا جزئی از “جنوبگان” افسانه‌ای نیستند باز در باور جغرافیدانان آن دوره، منطقه قطب جنوب بسیار بزرگ‌تر از مساحت راستین آن تصور می‌شد.

پنگوئن فرمانفرما از پرندگانی است که در این قاره زندگی می‌کند.پنگوئنها موجوداتی ماهی خور با قدی ۱ متراند.دشمن اصلی آنها شیر دریایی است.بوی بدن پنگوئنها سار است



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 12:46 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


پرطبقه ‏ترین ساختمان جهان برج خلیفه ( Burj Khalifa ) در کشور امارات متحده عربی ست  و دارای ۱۶۰ طبقه می باشد.

برج خیلفه :: Burj Khalifaبرج خیلفه ::

تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 12:42 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |



شاید شنیدن اینکه کوچکترین کشور دنیا فقط شش نفر جمعیت دارد مسخره باشد. به نظر غیر واقعی میاد و شاید هم یک شوخی تلقی بشه ولی مولوسیا (Molossia) کشوری در وسط نوادا است که بنیانگذار آن کوین بائو نام دارد که او با اعلام مرز رسمی کشورش را جمهوری مولوسیا نامیده است. او یک مرد میانسال امریکایی به همراه دو فرزندش با سکنی گزیدن در بخشی از نوادا سالهاست این منطقه را کشور خود معرفی کرده است. به نقل از روزنامه واشنگتن پست، این مرد که همسرش را از دست داده، دارای دو پسر و سه قلاده سگ است و با احتساب حیوانات خانگی اش، جمعیت کشور او شش نفر است. این کشور شامل خانه کوین و چند مزرعه کوچک است که در مجموع ۵/۸ هکتار را شامل می شود.

نکته قابل توجه اینکه افرادی که بخواهند از این جمهوری دیدار کنند باید حین ورود به این کشور روادید دریافت کنند و جالب اینجاست که روند صدور روادید برای گردشگران هم توسط شخص کوین بائو که خود را رییس جمهور این جمهوری می داند صادر می شود. همه چیز در این کشور شش نفره مستقل است و دارای پستخانه، واحد پول و سایت نمایشی پرتاب موشک نیز هست که همه آنها توسط رییس جمهورش کنترل و مدیریت می شود.

کوین بائو در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست گفت: ما مرفه ترین کشور دنیا را داریم چون اینجا خبری از اختلاف طبقاتی نیست و خدمات درمانی نیز کلا مجانی است. هر کس بیمار شد به صندوق کمک های اولیه مراجعه می کند و داروی مورد نیازش را مجانی استفاده می کند. هوا را آلوده نمی کنیم و به همین دلیل امیدواریم سازمان ملل متحد از ما که هنوز عضو آن نشده ایم، حمایت و تشکر کند. وی در مورد سابقه حمله دشمن برای اشغال این کشور افزود: تا به حال افراد زیادی به ما حمله کرده اند اما با تکیه بر سربازان ارتش که فقط دو نفر هستند، آنها را به عقب رانده ایم.



 لطفا تا باز شدن کامل عکسها شکیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عکس های بیشتر در ادامه مطلب....




گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 12:40 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

آمریکا:

معمر قذافی از طرفدارانش خواسته است که مسلح شوند

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا گفته است که سرهنگ قذافی مشروعیت خود به عنوان رهبر لیبی را از دست داده و باید فورا از قدرت کناره گیری کند.

کاخ سفید با صدور بیانیه ای اعلام کرده که باراک اوباما این مطلب را روز شنبه درگفتگوی تلفنی با آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در میان گذاشته است.

آقای اوباما گفت: "رهبر کشوری که فقط با استفاده از خشونت گسترده علیه مردم می تواند بر سر قدرت باقی بماند مشروعیت حکومت کردن را از دست داده است و باید با کناره گیری فوری، کار درست را برای کشورش انجام دهد."

هم زمان، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا طی بیانیه ای اعلام کرد: "معمر قذافی اعتماد مردم خود را از دست داده و باید پیش از وقوع خونریزی و خشونت بیشتر، برود."

او افزود: "مردم لیبی شایستگی دولتی را دارند که آرمان های آنها را برآورده و حقوق بشر جهان شمول آنان را رعایت کند."

معمر قذافی و نیروهای هوادار او هنوز کنترل طرابلس، پایتخت و نواحی اطراف آن را در دست دارند اما چند شهر از جمله بنغازی، دومین شهر بزرگ لیبی در اختیار مخالفان است.

سیف الاسلام قذافی، یکی از پسران رهبر لیبی روز شنبه درباره بروز جنگ داخلی و تجزیه لیبی هشدار داد.

او روز جمعه کناره گیری پدرش از قدرت را رد کرد و به تلویزیون سی ان ان ترک گفت: "ما سه طرح داریم؛ طرح اول این است که در لیبی بمانیم و بمیریم، طرح دوم این است که در لیبی بمانیم و بمیریم و طرح سوم این است که در لیبی بمانیم و بمیریم."

جلسه شورای امنیت

نمایندگان کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد در نیویورک گردهم آمده اند تا پیش نویس یک قطعنامه تحریمی علیه حکومت معمر قذافی را بررسی کنند.

تدابیر تنبیهی مندرج در این پیش نویس عبارتند از تحریم نظامی، ممنوعیت سفر مقام های ارشد لیبی به خارج، مسدود شدن دارایی های هیات حاکمه در طرابلس و ارجاع لیبی به دادگاه بین المللی جزایی.

مهم ترین موضوع مورد اختلاف بین اعضای شورای امنیت ارجاع لیبی به دادگاه بین المللی جزائی است

باربارا پلت، خبرنگار بی بی سی در سازمان ملل متحد می گوید که مهم ترین موضوع مورد اختلاف بین اعضای شورای امنیت ارجاع حکومت لیبی به دادگاه بین المللی جزائی به اتهام نقض گسترده حقوق بشر است.

سفیر لیبی در سازمان ملل متحد که به صف مخالفان پیوسته است روز جمعه با حضور در جلسه شورای امنیت از این اقدام حمایت کرد.

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد هم جمعه در جلسه اضطراری شورای امنیت حاضر شد و اعضای این نهاد را به واکنش سریع و قاطع در برابر سرکوب مخالفان و "نقض جدی حقوق بشر" در لیبی ترغیب کرد.

او هشدار داد: "در چنین شرایطی از دست رفتن زمان به معنای از دست رفتن جان مردم است."

بان کی مون گفت که بیش از یک هزار نفر طی روزهای اخیر در لیبی کشته شده، ۲۲ هزار نفر به تونس فرار کرده و ۱۵ هزار نفر دیگر هم به مصر پناه برده اند.

در تحولی دیگر، ویلیام فاکس، وزیر دفاع بریتانیا اعلام کرده که دو هواپیمای ترابری ارتش طی عملیاتی ۱۵۰ غیرنظامی که بیشتر آنها شهروند بریتانیا بوده اند را از یکی از نقاط بیابانی در جنوب شهر بنغازی لیبی نجات داده و به مالت منتقل کرده اند.

رد دخالت نظامی

در پیش نویس قطعنامه شورای امنیت موضوع ایجاد منطقه ممنوعه پرواز بر فراز آسمان لیبی مطرح نشده است.

این اقدام یکی از درخواست های اصلی فعالان حقوق بشر است که می گویند بدون تدابیر نظامی بین المللی به ویژه ایجاد منطقه ممنوعه پرواز نمی توان سرکوب مخالفان را متوقف کرد.

سازمان پیمان آتلانیتک شمالی (ناتو) نیز اقدام نظامی علیه حکومت لیبی را رد کرده است.

آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان از پیش نویس قطعنامه شورای امنیت حمایت می کنند.

باراک اوباما روز جمعه فرمان مسدود شدن دارایی های سرهنگ قذافی، فرزندان و مقام های ارشد دولت او را صادر کرد.

تمام فرزندان معمر قذافی از جمله سیف الاسلام، معتصم، خمیس (پسران) و عایشه دختر وی توسط ایالات متحده تحریم شدند و املاک متعلق به دولت لیبی در آمریکا را نیز مصادره می شود.

با وجود بروز درگیری های تازه در بخش هایی از طرابلس، پایتخت لیبی، به نظر می رسد معمر قذافی کنترل کامل مرکز این شهر را دست دارد.

بافت جمعیتی در لیبی



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:35 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


بین هفتاد تا هفتاد و پنج هزار نفر طی روزهای گذشته به تونس گریخته اند

بین هفتاد تا هفتاد و پنج هزار نفر طی روزهای گذشته به تونس گریخته اند

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می گوید اوضاع در مرز لیبی با تونس به وضعیت بحرانی رسیده است.

این نهاد مستقر در ژنو وابسته به سازمان ملل می گوید خارجی هایی که از خشونت های اخیر در لیبی می گریزند، در مرز لیبی با تونس جمع شده اند.

امدادرسانان به دلیل حجم بالای افرادی که خواهان عبور از مرز هستند، با مشکل رو به رو شده اند.

تنها در روز دوشنبه، چهارده هزار نفر به این مرز رسیدند که بیشترین تعداد از زمان آغاز ناآرامی هاست.

ملیسا فلمنیگ، سخنگوی این کمیساریا گفته است این رقم امروز، بیشتر هم خواهد شد و بسیاری از این پناهندگان برای ورود به تونس در صف های طویل به انتظار نشسته اند.

برخی از این افراد، برای هفتاد و دو ساعت در این صف ها، در انتظار بوده اند.

خانم فلمنیگ گفته است بین هفتاد تا هفتاد و پنج هزار نفر طی روزهای گذشته به تونس گریخته اند.

هر ساعت، نزدیک به دو هزار نفر وارد تونس می شوند اما بسیاری از افرادی که از مرز عبور می کنند، جایی برای رفتن ندارند.

امدادرسانان به دلیل حجم بالای افرادی که خواهان عبور از مرز هستند، با مشکل رو به رو شده اند

بسیاری از افرادی که وارد تونس می شوند، مصری هستند اما در میان آنها تعداد زیادی چینی و بنگلادشی دیده می شوند.

خبرنگار بی بی سی در محل می گوید دمای هوا در شب به شدت کاهش پیدا می کند و او جسد مرد جوانی را دیده که از سرما جان خود را از دست داده بود.

معمر قذافی، رهبر لیبی به خبرنگاران غربی گفته است که مردم کشورش عاشق او هستند. او همچنین برپایی هر گونه تظاهرات در کشورش را تکذیب کرده است.

رهبر لیبی چهل و یک سال بر این کشور حکومت کرده اما در حال حاضر، بخش های بزرگی از لیبی تحت اداره او نیست.

کارگران خارجی در انتظار کمک

مرز لیبی و تونس

هر ساعت، نزدیک به دو هزار نفر وارد تونس می شوند

سازمان بین المللی مهاجرت نیز در حال ساماندهی برنامه خروج هزاران نفری است که خواهان ترک لیبی به دلیل خشونت ها و ناآرامی ها هستند.

دهها هزار کارگر خارجی در لیبی در انتظار کمک برای خروج از این کشور هستند.

ژان فیلیپ چوزی، سخنگوی این سازمان گفته است هدف آن است که از حجم پناهندگان در مرزها کاسته شود.

او تاکید کرده که این سازمان می خواهد مانع از ایجاد شرایط غیر قابل تصور برای پناهندگان شود.

چند کشتی برای خروج مصری ها و انتقال آنها به بندر اسکندریه اجاره شده است.

چندین پرواز نیز برای خروج کارگران بنگلادشی از لیبی ترتیب داده شده و مقدمات خارج کردن کارگران مهاجر آفریقایی و اعزام آنها به نیجر فراهم شده است.

پیش از شروع ناآرامی های لیبی، نزدیک به یک و نیم میلیون کارگر مهاجر خارجی در این کشور کار می کردند و سازمان بین المللی مهاجرت می گوید بسیاری از این افراد به دلیل بی ثبات بودن اوضاع، نمی توانند از این کشور خارج شوند.

درگیری ها در شهر زاویه

شبه نظامیان دولتی در لیبی

شبه نظامیان طرفدار دولت به چندین محل در شهر زاویه حمله کرده و سعی کرده اند کنترل آن را در دست بگیرند

گزارش ها از شهر زاویه در لیبی حاکی از آن است که در شبانه روز گذشته، درگیری هایی در شهر زاویه که در کنترل نیروهای مخالف معمر قذافی است، روی داده است.

به گفته شاهدان، شبه نظامیان طرفدار دولت به چندین محل در شهر حمله کرده اما نیروهای ضد دولتی توانستند پس از چند ساعت، حملات را دفع کنند.

یک ساکن این شهر به بی بی سی گفته است که هشت شبه نظامی در این درگیری ها کشته شده اند اما این خبر تائید نشده است.

شاهدان همچنین از پیشنهاد پرداخت پول به رهبران ضد دولتی در شهر برای پس دادن کنترل شهر به هواداران دولت خبر داده اند.

این هراس در شهر وجود دارد که هواداران سرهنگ قذافی، برای باز پس گرفتن شهر، از راه هوا حمله کنند.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:32 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


سيف الاسلام، پسر معمر قذافى رهبر ليبى در سخنرانى اخير خود تهديد كرد كه در صورت ادامه تظاهرات مخالفان پدرش، افراد قبايل مختلف در خيابان ها به جان هم افتاده و يكديگر را به قتل خواهند رساند.

آيا اين ادعاى سيف الاسلام واقعى است و يا هدف از آن ترساندن مردم است؟ قبايل ليبى چه نقشى در جامعه بر عهده دارند و رؤساى قبايل از چه نفوذى برخوردارند؟

طى چهل و دوسال زمامدارى معمر قذافى كشور ليبى به دليل درآمد نفت از نظر اجتماعى و اقتصادى گام هاى مهمى در راه پيشرفت برداشته است ولى قوم وقبيله هنوز نقش مهمى در جامعه ليبى به عهده دارد.

زنان ليبى مى توانند آزادنه شغل و نوع لباس خود را با توجه به محدوديت های خانوادگى انتخاب كنند.

بی سوادى و بی خانمانی تقريبا بين رفته است.

در آمد سرانه ليبى براساس برآورد بانك جهانى ۱۲۰۰۰دلار است كه با توجه به در آمد نفت و ميزان جمعيت اين كشور (۶.۵ ميليون نفر) مى توانست بيشتر از اين باشد.

هويت قبيله اى

با تمام اين پيشرفت ها، وابستگى قبيله اى كه در دوران سلطنت در ليبى وجود داشت هنوز به قوت خود باقى است.

سرهنگ قذافى در ده سال اول زمامدارى اش به پيوندهاى قبيله اى بى اعتنا بود چون علاوه بر اینکه از پشتیبانی ارتش برخوردار بود مى توانست بر حمايت اكثر مردم ليبى تكيه كند و داراى اعتبار سياسى باشد

بسيارى از مردم ليبى كماكان هويت خود را در پيوندهاى قبيله اى مى بينند. اما در واقع پيوند هاى قبيله اى با افزايش تحصیل و شهرنشينى كه افراد را از نواحى سنتى قبيله نشين دور مى سازد، رو به سستى گذاشته است.

وقتى سرهنگ قذافى و همكارانش در اتحاديه افسران آزاد قدرت را درسال ۱۹۶۹ به دست گرفتند قول دادند كه نظام قبيله اى را ازميان بردارند.

سرهنگ قذافى در ده سال اول زمامدارى اش به پيوندهاى قبيله اى بى اعتنا بود چون علاوه بر اینکه از پشتیبانی ارتش برخوردار بود مى توانست بر حمايت اكثر مردم ليبى تكيه كند و داراى اعتبار سياسى باشد.

اما وقتى سرهنگ قذافى با همكارانش در اتحاديه افسران آزاد اختلاف پيداكرد كه به فروپاشى اين اتحاديه منجر شد معمرقذافى براى باقى ماندن برسرقدرت به پيوند ها و رقابت هاى قبيله اى روى آورد.

گرايش هاى قبيله اى و نيروهاى مسلح

پيوندهاى قبيله اى در نيروهاى مسلح بيشتر نمايان است زيرا افرادى ازتمام قبايل در نيروهاى مسلح حضور دارند.

سرهنگ قذافى با ترويج رقابت هاى قبيله اى در ارتش و حمايت ازقبايل مورد نظر خود نه تنها توانست كنترل خود برارتش را حفظ كند بلكه توجه را از رژيم خود منحرف كرد.

درمورد پيوندهاى قبيله اى مردم ليبى نبايد اغراق كرد. اين پيوند ها در پيداكردن شغل ومزاياى خدمات عمومى مفيد و نظير پيوندى است كه بين فارغ التحصيلان آكسفورد و كمبريج يا انجمن هاى ديگردر بريتانيا وجوددارد و مفيد واقع مى شود.

در زمينه قدرت سياسى، گرايش هاى قبيله اى اهميت قابل ملاحظه اى ندارد. زيرا اعضاى ستون اصلى رژيم معمر قذافى كه كميته هاى انقلابى و نيروهاى امنيتى اوست از قبايل مختلف اند.

رؤساى قبايل

سيف الاسلام پسر قذافى

هشدار سيف الاسلام پسر قذافى در مورد بروز جنگ قبيله اى را تا چه اندازه مى توان با اهميت تلقى كرد؟

در مورد نفوذ رؤساى قبايل هم نبايد اغراق كرد. زيرا در نهايت افراد وقتى به نصايح آنها گوش مى كنند كه به نفعشان باشد.

از اين روى هشدار سيف الاسلام پسر قذافى در مورد بروز جنگ قبيله اى را تا چه اندازه مى توان با اهميت تلقى كرد؟ و آيا اعلام حمايت رؤساى قبايل مختلف از مخالفان دولت و يا تهديد رئيس قبيله زوايا به قطع صدور نفت در صورت ادامه سركوب ها جدى است؟

پاسخ كوتاه به اين پرسش ها اين است كه خطر بروز جنگ داخلى در ليبى وقتى جدى مى شود كه رژيم قذافى تا آخرين لحظه براى دوام خود بجنگد و مانند چند روز گذشته به تلفات جانى آن كوچكترين اهميتى ندهد.

درنهايت جنگ بين رژيم و هوادارانش در يك سو و نيروهاى مخالف آن در سویى ديگر بدون توجه به پيوندهاى قبيله اى روى مى دهد.

حمايت رؤساى قبايل در موازنه نيروهاى درگير، تاثير چشمگيرى نخواهد داشت.

قطع صدور نفت هم به تصميم كاركنان و كارگران تاسيسات نفتى بستگى دارد.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:32 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


آمریکا می گوید در برابر لیبی هیچ گزینه ای را کنار نگذاشته است

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا درباره امکان آغاز جنگ داخلی تمام عیار در لیبی هشدار داده است. هم زمان، وزارت دفاع ایالات متحده (پنتاگون) دو کشتی جنگی خود را از راه دریای مدیترانه به سوی لیبی اعزام کرده است.

خانم کلینتون روز سه شنبه در واشنگتن گفت: "در سال های آینده لیبی یا به کشوری دموکراتیک و صلح طلب تبدیل خواهد شد یا اینکه با جنگ داخلی طولانی مواجه و در هرج و مرج فرو خواهد رفت".

از سوی دیگر، مجمع عمومی سازمان ملل متحد به اتفاق آرا عضویت لیبی در شورای حقوق بشر را به حالت تعلیق درآورده است.

پیشتر این شورا در واکنش به سرکوب معترضان توسط حکومت سرهنگ قذافی به تعلیق عضویت لیبی رای داده بود.

اعزام ناو جنگی

هیلاری کلینتون در جلسه علنی کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان گفت که سراسر منطقه خاورمیانه در حال تغییر است و در این مقطع واکنش محکم و استراتژیک آمریکا ضرورت دارد.

رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده نیز خبر اعزام دو کشتی جنگی از جمله ناو کیئرسارج به دریای مدیترانه را تایید کرده است.

دولت آمریکا می گوید در برابر لیبی هیچ گزینه ای را کنار نگذاشته است.

شماری از نمایندگان محافظه کار در کنگره خواهان ایجاد منطقه ممنوعه پروازی بر فراز آسمان لیبی شده اند اما کاخ سفید تاکنون با این اقدام موافقت نکرده است.

دریاسالار مایک مولن، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا سه شنبه گفت: "تمایل برای درک جزئیات این گزینه رو به افزایش است."

طی دو هفته اخیر بیش از ۱۴۰ هزار نفر از لیبی به مصر و تونس فرار کرده اند

او در عین حال هشدار داد چنین کاری هرچند در گذشته در عراق انجام شده، عملیاتی "بسیار پیچیده" است که می تواند هواپیماهای جنگی کشورش را به خطر بیاندازد.

دولت باراک اوباما اعلام کرده است که طی روزهای اخیر ۳۰ میلیارد دلار از دارایی های لیبی را مسدود کرده است.

این اقدام در چارچوب تحریم های یکجانبه ایالات متحده علیه حکومت معمر قذافی در نظر گرفته شده است.

دولت آقای اوباما می گوید رهبر لیبی باید از قدرت کناره گیری کند.

سیف الاسلام قذافی یکی از فرزندان سرهنگ قذافی روز سه شنبه به شبکه اسکای نیوز بریتانیا گفت که در صورت اقدام نظامی کشورهای غربی، نیروهای وفادار به پدرش دست به مقاومت خواهند زد.

فرار مردم و مهاجران

طی دو هفته گذشته بیش از ۱۴۰ هزار نفر از لیبی به مصر و تونس فرار کرده اند.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد می گوید اوضاع در مرز لیبی با تونس به وضعیت بحرانی رسیده است.

این نهاد مستقر در ژنو می گوید خارجی هایی که از خشونت های اخیر در لیبی می گریزند، در مرز لیبی با تونس جمع شده اند.

امدادرسانان به دلیل حجم بالای افرادی که خواهان عبور از مرز هستند، با مشکل رو به رو شده اند.

تنها در روز دوشنبه، 14 هزار نفر به این مرز رسیدند که بیشترین تعداد از زمان آغاز ناآرامی هاست.

ملیسا فلمنیگ، سخنگوی این کمیساریا گفته است این رقم امروز، بیشتر هم خواهد شد و بسیاری از این پناهندگان برای ورود به تونس در صف های طویل به انتظار نشسته اند.

بسیاری از افرادی که وارد تونس می شوند، مصری هستند اما در میان آنها تعداد زیادی چینی و بنگلادشی دیده می شوند.

خبرنگار بی بی سی در محل می گوید دمای هوا در شب به شدت کاهش پیدا می کند و او جسد مرد جوانی را دیده که از سرما جان خود را از دست داده بود.

معمر قذافی، رهبر لیبی به خبرنگاران غربی گفته است که مردم کشورش عاشق او هستند. او همچنین برپایی هر گونه تظاهرات در کشورش را تکذیب کرده است.

رهبر لیبی 41 سال بر این کشور حکومت کرده اما در حال حاضر، بخش های بزرگی از لیبی تحت اداره او نیست.

سازمان بین المللی مهاجرت نیز در حال ساماندهی برنامه خروج هزاران نفری است که خواهان ترک لیبی به دلیل خشونت ها و ناآرامی ها هستند.

چند کشتی برای خروج مصری ها و انتقال آنها به بندر اسکندریه اجاره شده است.

چندین پرواز نیز برای خروج کارگران بنگلادشی از لیبی ترتیب داده شده و مقدمات خارج کردن کارگران مهاجر آفریقایی و اعزام آنها به نیجر فراهم شده است.

پیش از شروع ناآرامی های لیبی، نزدیک به یک و نیم میلیون کارگر مهاجر خارجی در این کشور کار می کردند و سازمان بین المللی مهاجرت می گوید بسیاری از این افراد به دلیل بی ثبات بودن اوضاع، نمی توانند از این کشور خارج شوند.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:31 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


تمام مهارت ها و راهکارهای دیپلماتیک که تاکنون برای مقابله با سرهنگ معمر قذافی به کار برده شده است بی نتیجه مانده است

ادامه نبرد در اطراف شهر بریقه که تاکنون به شکست یا پیروزی هیچ یک از طرفین درگیر منجر نشده نگرانی از بروز بن بست برسر راه حل بحران لیبی را افزایش داده است.

تمام مهارت‌ها و راهکارهای دیپلماتیک که تاکنون برای مقابله با سرهنگ معمر قذافی به کار برده شده است بی نتیجه مانده و او حاضر به ترک مسند قدرت نیست.

مسدود شدن دارایی های سرهنگ قذافی، خانواده و بستگان نزدیکش، اعمال تحریم تسلیحاتی و ارجاع پرونده لیبی به دادگاه بین المللی کیفری ازجمله این اقدامات است.

حتی صحبت از منطقه ممنوعه پروازی به میان آمده تا از حملات نیروی هوایی قذافی علیه مردم کشورش جلوگیری شود.

البته کسی باور نداشت که صرف محکوم کردن اقدامات رهبر لیبی از سوی جامعه بین المللی به سقوط او منجر شود و به نظر می رسید که این کار به دست نیروهای مخالف او انجام خواهد گرفت.

اما ادامه جنگ در اطراف شهر بریقه تاکنون نشان داده است که شکست قاطع یکی ا ز طرفین درگیر امکان پذیر نبوده است و نیروهای سرهنگ قذافی نتوانسته اند مناطق شرقی لیبی را از چنگ مخالفان بدر آورند.

نیروهای مخالف او هم موفق به سازماندهی یک حمله عظیم به شهر طرابلس نشده اند.

ادامه جنگ بی نتیجه مشکل عمده ای بر سر راه تلاش های دیپلماتیک بوجود خواهد آورد.

بحران انسانی در مرزها با هجوم پناه جویان ادامه می یابد و حتی ممکن است ابعاد وخیم تری پیدا کند.

کسی نمی داند که وقایع لیبی چه تاثیری بر روند تحولات دیگر نقاط منطقه برجای خواهد گذاشت.

به نظر می ریسد که بسیاری از دولت های خارجی براین باور بودند که رهبر لیبی به زودی از قدرت ساقط خواهد شد و سرنوشت او رقم زده شده است.

به همین دلیل تمام تلاش های دیپلماتیک معطوف به روندی شده بود که موجب تسریع سقوط او شود.

اما حال این خطر به وجود آمده است که با به گوشه رانده شدن سرهنگ قذافی او چاره دیگری نداشته باشد به جز این که تا آخرین لحظه برای حفظ قدرت خود بجنگد.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:30 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


هواداران سرهنگ قذافی

تلویزیون دولتی لیبی اعلام می کند که نیروهای دولتی توانسته اند شهرهای زاویه، راس لانوف و مصراته را بار دیگر تحت کنترل خود در آورند

گزارش های ضد و نقیضی در باره درگیری های میان نیروهای وفادار به سرهنگ قذافی و شورشیان منتشر شده است.

تلویزیون دولتی لیبی می گوید نیروهای دولتی توانسته اند چند شهر در کنترل شورشیان را باز پس بگیرند اما این اخبار، از سوی منابع مستقل تائید نشده اند.

از صبح امروز، یکشنبه شش مارس، صدای تیراندازی های مستمر و سنگینی در طرابلس، پایتخت لیبی شنیده شده است.

خبرنگار بی بی سی در پایتخت می گوید مشخص نیست این تیراندازی ها کجا و از سوی چه کسانی صورت می گیرد.

دولت لیبی در بیانیه ای گفت که این تیراندازی ها، برای ابراز شادمانی از باز پس گرفتن چند شهر از دست شورشیان است.

یک شهروند لیبیایی ساکن پایتخت به بی بی سی گفته است صدای تیراندازی در نزدیکی فرودگاه پایتخت شنیده شده است.

خبرنگار بی بی سی می گوید این شدیدترین تیراندازی ها در پایتخت تا کنون بوده است.

مخالفان خواهان آن هستند تا طرابلس را که مقر اصلی سرهنگ معمر قذافی، رهبر لیبی است، از تصرف او خارج کنند.

ادعای تصرف چند شهر

تلویزیون دولتی لیبی اعلام کرده که نیروهای دولتی توانسته اند شهرهای زاویه، راس لانوف و مصراته را بار دیگر تحت کنترل خود در آورند.

مقام های دولتی گفته اند که این نیروها هم اکنون در حال پیشروی به سوی بنغازی هستند.

خبرگزاری خارجی این ادعای دولت لیبی را زیر سئوال برده اند.

خبرنگار بی بی سی در راس لانوف می گوید شهر در دست شورشیان است.

خبرنگار بی بی سی در بنغازی هم می گوید تمام شواهد و مدارک، خلاف این ادعاهای دولت لیبی را نشان می دهد.

خبرنگار خبرگزاری فرانسه در بنغازی می گوید شهر کماکان در دست شورشیان است.

گزارش ها همچنین حاکی از آن است که درگیری های شدیدی میان طرفین در شهر بن جواد روی داده است. این شهر در میان سرت که در دست نیروهای سرهنگ قذافی است و راس لانوف که تحت کنترل شورشیان است، قرار دارد.

تیراندازی به سمت غیرنظامیان

نیروهای وفادار به معمر قذافی، رهبر لیبی متهم به تیراندازی بی هدف به سوی شهروندان غیرنظامی در شهر زاویه شده اند.

نیروهای وفادار به آقای قذافی طی چند روز گذشته تلاش کرده اند شهر زاویه در نزدیکی پایتخت را به تصرف خود در بیاورند.

این نیروها اکنون متهم شده اند که به سمت مردم عادی تیراندازی می کنند.

شاهدان عینی گفته اند نزدیک به سی نفر که بیشتر آنها غیرنظامی بودند، در درگیری ها کشته شده اند.

نیروهای شورشیان

شورشیان گفته اند که از شرق در حال پیشروی به سمت شهر سرت، زادگاه آقای قذافی هستند

یک پزشک محلی گفته است دختر او به دلیل تیراندازی بی هدف مزدوران خارجی کشته شده است.

او گفته است مزدوران خارجی به هر فردی که جرات می کرد از خانه اش خارج شود، شلیک می کردند.

گزارش شده که تانک های دولتی وارد مرکز شهر شده اند اما مخالفان همچنان کنترل شهر را در دست دارند.

بسیاری از ساختمان های شهر آسیب دیده و به آتش کشیده شده اند.

کنترل شهر زاویه برای سرهنگ قذافی برای دفاع از پایتخت ضروری است.

هشدار سرهنگ

سرهنگ قذافی، رهبر لیبی به غرب هشدار داده که در صورتی که به این کشور در مبارزه به آنچه او قیام های الهام گرفته از القاعده خواند، کمک نکند، با سیلی از آوارگان رو به رو خواهد شد.

آقای قذافی در مصاحبه با یک روزنامه فرانسوی گفت بی ثباتی، لیبی را به دامن اسامه بن لادن خواهد انداخت.

در همین حال، مخالفان رهبر لیبی، دولتی موازی تشکیل داده اند.

مخالفان گفته اند، "شورای ملی" تنها نماینده قانونی و مشروع لیبی به شمار می رود.

مصطفی عبدالجلیل، رئیس این شورا گفت که با دولت های اروپایی و عربی در ارتباط است و انتظار دارد جامعه بین المللی، این شورا را به رسمیت بشناسد.

او گفت این شورا خواهان حضور نیروهای خارجی در خاک لیبی نیست اما از حملات هوایی برای بیرون راندن سرهنگ قذافی از قدرت حمایت می کند.

پیشروی به سمت سرت

شورشیان گفته اند که از شرق در حال پیشروی به سمت شهر سرت، زادگاه آقای قذافی هستند.

نیروهای وفادار به سرهنگ قذافی از این شهر به شدت مراقبت می کنند.

شورشیان بندر نفتی راس لانوف را تصرف کرده و به شهر بن جواد در 160 کیلومتری سرت رسیده اند. گزارش ها، حاکی از درگیری برای کنترل این شهر است.

راس لانوف، در پانصد کیلومتری شرق طرابلس است.

مخالفان از کشورهای غربی خواسته اند برای جلوگیری از حملات هوایی معمر قذافی به مردم لیبی، منطقه ممنوعه پروازی برای این کشور در نظر بگیرند.

سکوت دولت بریتانیا

دولت بریتانیا از تائید یا تکذیب گزارش روزنامه ساندی تایمز لندن در مورد بازداشت نیروهای بریتانیایی در شرق لیبی توسط شورشیان خودداری کرده است.

این روزنامه می گوید هشت سرباز واحد ویژه ارتش بریتانیا، یک دیپلمات بریتانیایی را برای دیدار با رهبران شورشیان همراهی می کردند که بازداشت شدند.

ساندی تایمز نوشته که رهبران شورشیان از این که دیپلمات بریتانیایی بدون دعوت سفر کرده بود، خشمگین بودند، چون هر نوع کمک احتمالی خارجی را، هدیه تبلیغاتی برای سرهنگ قذافی می دانستند.

این روزنامه می گوید این هشت سرباز، با لباس شخصی ولی مسلح بودند.

وزیر دفاع بریتانیا بدون اظهار نظر درباره این خبر، گفته است بریتانیا، هیات دیپلماتیکی در بنغازی در شرق لیبی دارد.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:29 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


معمر قذافی کناره گیری از قدرت را رد کرده است

هم زمان با تشدید حملات نیروهای سرهنگ قذافی به مخالفان، دولت آمریکا اعلام کرده که نمی تواند از شورشیان کمک تسلیحاتی کند و برقراری منطقه ممنوعه پروازی بر فراز آسمان لیبی نیز نیازمند قطعنامه شورای امنیت است.

نیروهای حکومت لیبی روز سه شنبه از زمین و هوا به شهر زاویه در ۵۰ کیلومتری طرابلس، پایتخت حمله کردند.

گزارش ها حاکیست شورشیان همچنان مرکز شهر را در کنترل خود دارند.

ناظران می گویند در پی سقوط شهر بن جواد و تشدید حملات نیروهای دولتی به بندر نفتی راس لانوف، سرهنگ قذافی در موقعیت محکم تری قرار گرفته است.

فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز سه شنبه با اشاره به وجود یک قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه لیبی گفت: "در حال حاضر ما نمی توانیم کسی را در لیبی مسلح کنیم."

سناتور جمهوریخواه جان مک کین طی بیانیه ای این موضع را رد کرده و گفته است که تحریم های شورای امنیت، حکومت لیبی را هدف قرار می دهد و نباید مانع از کمک جامعه بین المللی به مخالفان شود.

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا نیز سه شنبه اعلام کرد که ایجاد یک منطقه ممنوعه پروازی در لیبی با هدف جلوگیری از حملات جنگنده های ارتش به مخالفان، باید بر اساس دستور شورای امنیت باشد.

او در عین حال گفت: "ما از تلاش هایی که در این زمینه انجام می شود پشتیبانی خواهیم کرد زیرا فکر می کنیم که مردم لیبی باید مورد حمایت قرار بگیرند. ما می دانیم که مبارزه آنها چقدر دشوار است."

بریتانیا و فرانسه در حال تهیه پیش نویس قطعنامه ای برای ایجاد منطقه ممنوع پروازی در لیبی هستند. روسیه با این اقدام مخالف است.

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا و دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا سه شنبه درباره اوضاع لیبی تلفنی گفتگو و "گزینه های مختلف" را بررسی کردند.

تشدید حملات

نیروهای وفادار به سرهنگ قذافی، حملات خود به مواضع شورشیان را تشدید کرده و گزارش شده که ۵۰ تانک و ۱۰۰ خودروی زرهی این نیروها وارد شهر زاویه شدند.

در غرب لیبی، شهر مصراته همچنان در دست مخالفان است اما توسط نیروهای وفادار به سرهنگ قذافی، محاصره شده است. نیروهای دولتی، این شهر را زیر آتش توپخانه قرار دادند.

هم زمان، اکمل الدین احسان اوغلی، دبیرکل سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی از برقراری منطقه ممنوعه پروازی در لیبی حمایت کرده اما نسبت به دخالت مستقیم نظامی هشدار داد.

آقای احسان اوغلی این سخنان را در نشست اضطراری این سازمان در عربستان بیان کرد.

کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز از برقراری چنین منطقه ای حمایت کرده و از شورای امنیت خواسته اند تا از جان شهروندان غیر نظامی حمایت کند.

این کشورها، استفاده دولت لیبی از خشونت علیه مخالفان را محکوم کرده اند.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:28 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


زنان برقع پوش افغان

معمولا قربانیان خشونت خانوادگی به خانه های امن پناه می آورند

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان گفته است که حکومت این کشور تصمیم دارد کنترل "خانه های امن زنان" را بدست گیرد.

در این خانه ها، معمولا زنانی نگهداری می شوند که به دلیل خشونت های خانوادگی از خانه هایشان فرار کرده اند.

در حال حاضر کنترل خانه های امن بدست نهادهای غیردولتی است و هزینه آن نیز عمدتا از سوی جامعه جهانی پرداخت می شود.

اما حکومت افغانستان می گوید که نهادهای غیردولتی در مصرف پولهای کمک شده شفاف عمل نکرده اند و سپردن مسئولیت خانه های امن به وزارت امور زنان، به بهبود شرایط این خانه ها کمک می کند.

این تصمیم اخیرا با اعتراضهای گسترده ای نهادهای غیردولتی روبرو شد و در پی آن، وحید عمر، سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان اعلام کرد که دولت تصمیم به گرفتن کنترل این خانه ها ندارد.

ولی رئیس جمهور کرزی که در مراسم تجلیل از روز جهانی زن در کابل صحبت می کرد، گفت که افغانستان از نظر مالی این توانایی را دارد تا هزینه خانه های امن را تامین کرده و کنترل آن را بدست گیرد.

آقای کرزی گفت: "تصمیم ما هیچ وقت بستن این خانه ها نبوده، تصمیم ما این بوده که افغانستان حالا که از خود توان دارد و پول دارد، با پول خود این خانه های امن را اداره کند."

او گفت: "در این (تصمیم) سازمان ملل متحد و موسسات خارجی از ما دق (ناراحت) نشوند. ولی این خانه های امن، به تمام معنا با اصولی که جهان با آن موافق است و ما هم طرفدار آن هستیم (کنترل خواهد شد)... خانه های امن نه بسته می شود و نه هم کم خواهد شد، بلکه ترتیب و تنظیم بهتر خواهد شد."

نهادهای غیردولتی از این نگران هستند که سپردن کنترل خانه های امن به حکومت افغانستان، مانع از پناه آوردن زنانی که بنا به دلایل مختلف از خانه هایشان فرار کرده اند، به این خانه ها شود.

این نهادها می گویند که این زنان از بیم آنکه دولت افغانستان دوباره آنها از طریق دادگاه های محلی به خانواده هایشان باز گرداند، از آمدن به خانه های امن منصرف خواهند شد.

'زندان زنان'

یکی از گردانندگان این خانه های امن در کابل که نخواست نامش فاش شود، گفت: "حکومت افغانستان با گرفتن کنترل خانه های امن، می خواهد این خانه ها را برای زنان به زندان تبدیل کند."

او گفت: "زنانی که به این مراکز مراجعه می کنند، مجرم نیستند، بلکه آنها از خشونت خانوادگی بیزار شده و به اینجا آمده اند. زمانی که حکومت کنترل این خانه ها را بگیرد، از این می ترسیم که حکومت این زنان را در صورت مراجعه خانواده های شان، دوباره به آنها باز گرداند که در آن صورت، این زنان در بازگشت به خانواده هایشان با تهدید مرگ روبرو خواهند بود."

اما وزارت زنان افغانستان می گوید که آنها در صورت گرفتن کنترل خانه های امن، در تحویل دادن این زنان به خانواده هایشان، شتاب نخواهند کرد.

مقامات این وزارت می گوید، آنها تلاش خواهند کرد تا قضایای هر یک از این زنان را با جزئیات و در شفافیت کامل بررسی کنند.

گردانندگان خانه های امن ادعا می کنند که بخش اعظمی از زنانی که در این خانه ها نگهداری می شوند، قربانیان خشونت خانوادگی بوده اند و مربوط به مناطق مختلف افغانستان هستند.

اگرچه قانون اساسی افغانستان حقوق زنان این کشور را برابر با مردان می داند، اما فعالان حقوق زن می گویند که دادگاه های این کشور هنوز با خشونت خانوادگی علیه زنان، به عنوان یک عمل جرمی برخورد نمی کنند و این مسئله باعث شده است تا خشونت خانوادگی علیه زنان ادامه پیدا کند.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:26 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


مصطفی محمد نجار، وزیر داخله (کشور) ایران که برای دیدار با مقام های افغان به کابل سفر کرده، مخالفت جمهوری اسلامی ایران را با طرح ایجاد پایگاه های دائمی آمریکا در افغانستان اعلام کرد.

آقای نجار در یک کنفرانس خبری در کابل گفت که ایجاد چنین پایگاه هایی در افغانستان، به زیان امنیت منطقه خواهد بود.

او گفت: "اینها (آمریکا) هر وقتی که به این منطقه آمده اند، با خود نا امنی و تروریسم آورده اند. قطعا اینها برای منافع خودشان می خواهند در دراز مدت در منطقه بمانند و (ایجاد پایگاه های دائمی) بر علیه منافع مردم منطقه و به خصوص افغانستان خواهد بود و ما هم با آن مخالف هستیم."

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان تائید کرده که مقام های آمریکایی در مورد ایجاد پایگاه های دائمی در افغانستان با آنها در تماس بوده اند اما دیپلمات های آمریکایی تا حالا رسما در این زمینه ابراز نظری نکرده اند.

پیشتر، یک سناتور آمریکایی گفته بود که ایجاد پایگاه های دائمی در افغانستان می تواند به نفع ثبات و امنیت در این کشور باشد.

وزیر دفاع افغانستان نیز از چنین تصمیمی استقبال کرده اما گفته است که هر گونه تصمیم گیری در این رابطه باید از سوی مردم افغانستان انجام شود.

براساس قانون اساسی افغانستان صلاحیت تصمیم گیری در موارد مهمی چون ایجاد پایگاه دائمی آمریکا در افغانستان را لوی جرگه دارد، نهادی که در قانون اساسی افغانستان عالی ترین مرجع تصمیم گیری تعریف شده است.

لوی جرگه در گذشته بصورت سنتی و از سران قبایل و افراد بانفوذ اقوام تشکیل می شد اما حالا در قانون اساسی افغانستان اعضای آن مشخص شده است.

اعضای مجلس نمایندگان، مجلس سنا، نمایندگانی از نهاد های مدنی و نمایندگانی از شورهای ولایتی و شوراهای ولسوالی عضو لوی جرگه هستند.

دولت افغانستان همواره تلاش کرده است تا نگرانی کشورهای همسایه خود، به ویژه ایران را نسبت به حضور نیروهای خارجی در این کشور برطرف کند.

با این حال، حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان که در مراسم تجلیل از روز جهانی زن در کابل صحبت می کرد، گفت که ادامه همکاری افغانستان با آمریکا و جامعه جهانی برای تقویت نهادهای داخلی این کشور مهم است.

آقای کرزی گفت: "حالتی را باید ایجاد کنیم که افغانستان در رابطه ای که با جهان برقرار می کند، نفع ببرد، ترقی کند، آبادتر شود، تجهیز بهتر شود، سرباز و پلیس آن تجهیز شود، در عین حال ما این وظیفه را داریم که همسایه در به دیوار ما و همسایه دورتر ما از افغانستان ترسی نداشته باشند و افغانستان را امن بدانند."

او افزود: "ما این تعهد را به همسایه های خود می کنیم که: همسایه، برادرم، خواهرم، از افغانستان آزار نمی بینی."

انتظار می رود تا سال ٢٠١٤ میلادی، مسئولیت امنیتی افغانستان به نیروهای این کشور واگذار شود، اما ناظران امور تاکید دارند که نیاز است تا جامعه جهانی، برای دراز مدت با افغانستان همکاری داشته باشد.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:25 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

"

روز هشتم مارس بهانه خوبی است که حتی اگر هم شده سالی یکبار به صورت جدی و نه فقط سمبلیک به زنان در افغانستان و مشکلاتشان پرداخته شود.

زندگی به عنوان یک زن افغان در افغانستان پیچیدگی‌ها و مشکلات خود را دارد. در عین این که قانون نوشته شده، از تمامی حقوق زنان به صراحت پشتیبانی می‌کند اما ضمانت اجرایی برای آن وجود ندارد. مخصوصا در مناطقی که دولت کنترل چندانی بر آنها ندارد. همچنین در مناطق دیگر افغانستان قانون‌های نانوشته زیادی بر زندگی زنان سنگینی می‌کند و حقوق انسانی‌شان را سلب می‌کند.

امروزه، مشکلاتی که قرن‌ها بر زندگی زن افغان سایه افکنده بود، همچنان به قوت خود باقی است و زنان فعال افغانستان راه دراز و دشواری را پیش‌رو دارند؛ ازدواج اجباری در سطح گسترده همچنان رواج دارد. آموزش اولیه به راحتی در دسترس زنان نیست و کمبود معلم‌های مکتب مخصوصا برای دختران مشهود است.

تبعیض در دسترسی به فرصت‌های شغلی و تحصیلی از دیگر موارد است. اضافه بر اینها، زنان همچنان در معرض بدترین خشونت‌های خانوادگی قرار دارند و آمارهای متعدد تاییدکننده این گفته‌ها می‌باشد.

در سالهای اخیر پس از حکومت طالبان اگر چه وجه تبلیغاتی تغییر وضعیت زنان بسیار پررنگ بوده است، اما کاستی‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد.

اگر بتوان مشارکت سیاسی زنان را در طول این سال‌ها یک دستاورد به حساب آورد، متاسفانه به علت عدم ظرفیت سازی در زنان، این فرصت‌ها در بسیاری موارد از دست رفته است. به طور مثال وزارت زنان پس از بیش از یک دهه، هیچ فعالیت چشم‌گیری در تغییر وضعیت زنان نداشته است و همچنین در حالی که ۲۵درصد وکلای پارلمان را زنان تشکیل می‌دهند، هیچ‌گاه به صورت یک گروه قوی ظاهر نشده‌اند. از جمله نگاه کنید به مصوبه قانون شخصیه احوال اهل تشیع که هیچ کار مؤثری از طرف اعضای زن پارلمان انجام نگرفت.

شاید بتوان گفت که ریشه این عدم موفقیت، به اولویت‌بندی جامعه جهانی در مورد زنان افغان برمی‌گردد و عمده‌ترین چیزی که فراموش شده است، نظرخواهی از زنان افغان برای تعیین اولویت‌ها برای آنان است.

در شرایطی که جامعه جهانی، مشارکت سیاسی زنان و مشارکت و استقلال اقتصادی آنان را در اولویت قرار داده است و برای آن هزینه و نیروی انسانی صرف می‌کند، شاید برای زن افغان امروز به صورت عموم، آموزش سواد بیشتر از مشارکت سیاسی ضروری باشد، چرا که با آموزش آنها، زنانی خواهیم داشت که قدرت دفاع از حقوق خود و همچنین قدرت مشارکت سیاسی پا به پای مردان را خواهند داشت.

در شرایطی که جامعه جهانی، مشارکت سیاسی زنان و مشارکت و استقلال اقتصادی آنان را در اولویت قرار داده است و برای آن هزینه و نیروی انسانی صرف می‌کند، شاید برای زن افغان امروز به صورت عموم، آموزش سواد بیشتر از مشارکت سیاسی ضروری باشد، چرا که با آموزش آنها، زنانی خواهیم داشت که قدرت دفاع از حقوق خود و همچنین قدرت مشارکت سیاسی پا به پای مردان را خواهند داشت.

بهتر است بیشتر از تاکید بر استقلال اقتصادی برای زنان، به فکر تأمین جانی زنان در معرض آسیب باشیم و زمینه اجرای قانون برای زنان را فراهم کنیم. خشونت‌های خانوادگی را کاهش دهیم و برای این کار، از رسانه‌های افغانی و زنان افغان و کسانی که در معرض این آسیب‌ها قرار دارند، کمک بخواهیم چرا که بستر فرهنگی و اعتقادی مردم افغانستان بسیار متفاوت از دیگر کشورهاست و باید این حساسیت‌ها را مد نظر قرار دهیم ، چون ممکن است تلاش‌های ما نتیجه عکس داشته باشد.

جالب ترین داستانی که این تناقض را نشان می‌دهد از زبان دوستم شنیدم که در یک مؤسسه غیردولتی کار می‌کند. او در یک کارگاه گروهی با مردی آشنا شده بود که پروژه‌های متعددی را در سطح افغانستان درباره حقوق زنان تطبیق کرده بود که خود هیچ اعتقادی به لزوم آنها نمی‌دید. واضح است که تطبیق این برنامه‌ها بدست کسانی که عملا آن را نمایشی می‌دانند خود مشکل بزرگی است.

در کنار همه این کارهای انجام‌نشده و ناتمام، هستند گروه کوچک اما مؤثری از زنان افغان که با کوشش فراوان، از حقوق انسانی زنان در افغانستان دفاع می‌کنند. کار کردن برای این گروه از زنان ومردان افغان در جامعه قبیله‌ای افغانستان بسیار دشوار بوده و هست و روز جهانی زن، فرصت خوبی برای قدردانی از زحمات این زنان و مردان است.

جامعه بین‌المللی هم تلاش‌های زیادی برای کمک به بهبود وضعیت زنان افغان انجام داده است که جای تقدیر بسیار دارد.

سخن آخر اینکه بدون آگاهی، مشارکت مستقیم و پرداخت هزینه مادی و معنوی از سوی عموم زنان افغانستان برای تغییر، بهبود چندانی حاصل نخواهد شد.



تاريخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 5:24 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


زنان در افغانستان سنت های سختگیرانه اجتماعی را همواره یکی از مشکلات عمده بر سر راه خود دانسته اند (عکس آرشیوی)

شماری از فعالان حقوق زن در افغانستان خواستار سپردن دست کم سی درصد از کرسی های کابینه و ادارات خدمات کشوری به زنان شده اند.

این زنان که شمار آنها به صدها تن می رسید، روز دوشنبه، (شانزدهم حوت/اسفند) در یک راهپیمایی در مقابل دانشگاه کابل در آستانه روز جهانی زن (هشتم مارچ) بر حضور بیشتر زنان در ادارات دولتی تاکید کردند.

این راهیپمایی از سوی کمیسیون حقوق مستقل بشر افغانستان و شماری از نهادهای مدنی این کشور سازماندهی شده بود.

آنها در قطعنامه ای نوشته اند که ۳۰ درصد از کرسی ها در سطح رهبری ادارات و پست های سیاسی و خدمات کشوری به زنان داده شود.

در بخشی از قطعنامه آمده است که وزارتخانه های امور زنان، معارف (آموزش و پرورش)، کار و امور اجتماعی، توسعه روستایی، صحت (بهداشت)، اطلاعات و فرهنگ باید در اختیار زنان قرار بگیرد.

این فعالان حقوق زن همچنین خواستار سپردن دست کم یک پست معاون وزیر در هر وزارتخانه به زنان شده اند و تاکید کرده اند که زنان باید در شورای عالی قضایی در قوه قضائیه هم حضور داشته باشند.

این زنان در قطعنامه ای که در پایان راهپیمایی خود قرائت کردند از دولت خواستند تا برای حمایت از زنان، اقدام به ایجاد مراکز ثبت ازدواج و طلاق در سراسر کشور کند. ایجاد دادگاه های ویژه خانواده، یکی دیگر از خواستهای آنها است.

هر چند شرکت کنندگان راهپیمایی روز دوشنبه گفته اند که در ده سال اخیر تحولات مثبتی در حمایت از حقوق زنان صورت گرفته است، اما به دلیل عدم حاکمیت قانون، ناامنی و بیسوادی گسترده زنان، آنها هنوز هم با مشکلات زیادی مواجه هستند.

حضور کمرنگ زنان در ادارات دولتی، از انتقادهای اصلی زنان در افغانستان علیه دولت این کشور است

حضور اندک زنان در عرصه سیاسی و ادارات دولتی، محرومیت دختران از تحصیل، آمار بالای مرگ و میر زنان، مشکلات اقتصادی، عدم دسترسی زنان به دادگاه ها و خشونت با زنان در خانواده و جامعه، از مشکلاتی است که به گفته راهپیمایان نیاز دارد دولت به آن توجه کرده و برای رفع آن برنامه ریزی کند.

دولت افغانستان در سال ۱۳۸۰ خورشیدی و پس از سقوط امارت طالبان اقدام به تشکیل وزارت زنان کرد که هدف از آن حمایت از حقوق زنان اعلام شد. این وزارت در حال حاضر در سراسر افغانستان شعبه دارد.

هر چند این وزارتخانه جنبه صلاحیت اجرایی ندارد، اما برنامه های آن در زمینه سیاستگذاری دولت در امور زنان به وسیله ادارات مختلف دولتی به جرا گذاشته می شود.

در حال حاضر سه عضو کابینه افغانستان و بیست و پنج درصد اعضای مجلس نمایندگان زن هستند.

با این حال، بسیاری از زنان افغان به این باورند که کارهای انجام شده در ده سال اخیر در زمینه حمایت از حقوق زنان در افغانستان در حدی نبوده است که آنها انتظار داشته اند.



تاريخ : سه شنبه هفدهم اسفند 1389 | 6:40 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

احمدولی رسولی

احمدولی رسولی

 

 

دیموکراسی چیست ؟

 

 

دیموکراسی یک  کلمه یونانی  است ودانشمندان به صورت گوناگون آنرا تعریف کرده اند، که مشهورترین آن حکومت مردم برمردم است، درقاموس سیاسی دیموکراسی روش خاص برای حکومتداری وزنده گی  اجتماعی است، که برانتخابات آزادحکومت اکثریت وجود اپوزیسیون و آزادی بیان استواربوده ودرمقابل نظام های استبدادی ودیکتاتوری قرار میگیرد ، مفهوم سیاسی اصطلاح دیموکراسی درغرب زمانی رایج گردید که اروپاییان درقرون وسطی  ازاسلام الهام گرفتند وچون دین مقدس اسلام  درمشرق زمین واروپای جنوبی مدت زیاد حاکم بود وعدالت ، حفظ کرامت انسانی  ومساوات میان افراد بشررا به ارمغان آورده بود، درمقابل اروپا در آن زمان زیریوغ خرافات کلیساو استبداد شاهان قرارداشت بنابرآن مردم برخاستند ونظام استبدادی و مطلقه رابه مشروطه تغیردادند  ونفوذ کلیسا را محدود کردند همین جریان به نام دیموکراسی یاد گردید وبعداز آن غرب راه ترقی را پیش گرفت،   ما مسلمانان قبل ازغربی ها وبیشترازانان به اصول دیموکراسی  تاجایکه با اساسات دین ما درتعارض نباشد باورداریم اصل شورا دردین اسلام مظهر حاکمیت مردم است، تساوی حقوق افراد وعدم برتری عرب برعجم، سفید بر سیاه و انتخابی بودن خلفا وبیان حق دربرابر زمامدار و همه نشانه های آزادی ومساوات درجامعه اسلامی است که ا اصول دیموکراسی نیز خوانده شده است.ولی متاسفانه که ما مسلمانان به گفته دانشمند بزرگ( علی شریعتی )همیشه یک مشکل داریم اینکه :اسلامی شعار میدهیم ولی غیر اسلامی عمل میکنیم . اگر کمی توجه کنیم، این به همه گان روشن است که در هیچ جای از احادیث و قرآن مجید ذکر نشده که برادر مومن ومسلمان خودرا به قتل برسانیم ،دروغ بگوییم ،وعده خلافی کنیم ،از خون دیگرا ن خودراتغذ یه کنیم ،ودست به ویرانی وطن خود بزنیم ، ما بهترین ارزش ها وقوانین اسلامی داریم که متاسفانه در تطبیق آن جنبه های عملی نداریم ،اگر این قوانین شرعی به صورت درست در جمعه تطبیق بشه یقینا که کمتر به مشکل روبرو خواهیم شد .بسیاری از ارزش ها ی دیموکراسی امروزی با احکام دین مقدس اسلام مطابقت دارد ، اسلا نیز به جنبه های تاکید میکند که امروزه بنام دیموکراسی مشهور است  .ما در زنده گی مان بسیاری چیزهای داریم که به ا رزش آن پی نمی بریم به گفته یکی از دانشمندان : قدر چیزهای را که داریم نمیدانیم ولی پیوسته در فکر چیزهای هستیم که نداریم .

یکی ازاصول اساسی دیموکراسی اصل برابری است، یعنی قوانین حمایت کننده وقوانین مجازات کننده برای عموم یکسان باشدبرابری به این معنی است که همه انسانها ارزش یکسان دارند،باید با همه به شیوه برابررفتارکردیکی ازاصول اساسی دیگردیموکراسی اصل ازادی است.آزادی به مثابه یک ارزش قدیمی درجامعه بشری بوده وهمیشه جزبحث برانگیزترین واژگان درجهان است،که هیچ کلمه به اندازه کلمه آزادی اذهان را بخود متوجه نساخته است.هرگاه همه حرفها راکه درطول تاریخ توسط دانشمندان جهان درباره آزادی بیان شده است جمع نماییم خودشبیه دایرت التمعارف بزرگی خواهدشد،به همین نسبت برداشت ها ازمفهوم آزادی متقاوت وحتی متضاد بوده است. یکی ازبنیادهای اسلام آزادی است.فطرتآانسان ازاد آفریده شده است وآزادی ابتدایی ترین حقوق بشری است.آزادی انواع واقسام مختلف داردوهمجنان مفهموم آزادی واحدی نیست که بتوان برای آن مفهوم تعریف منطقی جامع دریافت نمودولی بعضی ازدانشمندان آزادی راچنین تعریف نموده انداندکه :((آزادی عبارت ازرهابودن ازمحدودیت ها وخشونت دیگران است)) وتا آنجائیکه انسا ن قدرت فکر کردن یا نکردن بر اساس ترجیع باهدایت ذهن .همانطورکه قبلآ یاآور شدیم آزادی مختلف دارد.

یکی انواع که دررأس آزادی های دیگر قراردارد فکرو انیشه می باشد که این آزدی یکی ازاصول پذیرفته شده دیموکراسی می باشد.

در جوامع دموکراتیک فرد آزاداست که هرگونه که خودمی خواهدفکر کند در افکارآروخط مشی کلی زندگی خودداشته باشد.آزای بیان یکی ازعمده ترین آزادیهای است که درنظام دیموکراسی ازهمیت فراوانی برخوداراست. آزادی بیان امروزاز ضروبات زندگی اجتماعی شمرده می شود.برخی از اندیشمندان آزادی بیان راگل سرسبد تمام آزادی های مدنی به شمامی آوردند.

آزادی بیان جوهر دیموکراسی است ومنظور از آزادی بیان آن است که فرد حق اظهارنظررادارد،یعنی هرفردمی تواندنظرخودرامانند دگران بگوش مروم برساند.

برای این منظورافراد حق جستجوودستیابی به همه نوع اطلاعات واندیشه هارااز طریق همه رسانه ها دارند.این که آزادی هیچگاه مطلق نیست بلکه حدومرزی دارد آزادی نباید به هیچ عنوان در برابرمصالح و منافع ملی کشورقراربگیرد و آزادی بیان نباید موجب سست شدن و بهانه هایی برای توهین واهانت بدون موجب دلیل نسیت به افراد حقیقیی یانهاد های حقوقی گردد. آزادی بیان نباید زمینه آن رامساعدسازدکه ازاتهام،دروغ وبتهان علیه افرادونهادهای حقوقی استفاده شود.

نوع دیگر آزادی ، آزادی مطبوعات است که یکی ازارگان اساسی جامع مدنی بوده درواقع به عنوان رکن چهارم دیموکراسی درهرنظام سیاسی شناخته میشود، مو توانددرپیشبرداهداف جامعه وایجادمناسبات بهتر اجتماعی جهت توسعه فرهنگی وسیاسی نقش جامع ایفا کند.آزادی مطبوعات عامل توسعه سیاسی درهر جامعه می باشد.

اگرمطبوعات مستقل وآزاد عمل کندمی تواندجایگاه واقعی خودرا پیدانماید.که این تنها برابری وسهم درسازندگی فرهنگ وتفکر می باشد،بلکه به عنوان موثرترین وسیله هدایت جامعه درجهت منافع ملی کشورعمل کند.آزادی قلم مطبوعات به این معناست که افرادحق نشر افکار وعقایدخودرا ازطریق نوشته ها ویا مطبوعات دارند. نوع اخیر آزادی ، آزادی تظاهرات واجتماعات می باشد.

بدون ضمانت آزادی برای تشکیل گرد همایی ها وتبادل نظردرمورد مسائیل اجتماعی تشکیل اتحادیه های صنفی ،انجمن ها واعلام خواسته ها ومنافع خودبردولت وایجاد احزاب سیاسی وشرکت درآنها،مردم نمی توانندنقش خودراایفاکنند.این آزادی ها شامل حق برگزاری اجتماعات،راهپیمایی ها ودرخواست رسیدگی به نارضایتی ها میباشد.

یکی ازاصول دیگر دیموکراسی قانون اساسی میباشد.امورکشورتابع امیال وخواسته های افرادنیست ونبایدباشد.مردم بایددرزیرسایه قانون درآرامش به سرببرندوباقانون است که میتوان حقوق افرادحفظ وزمینه اجرای عدالت را فراهم کرد.درتمام کشورها درمیان همه قوانین،قانون اساسی ازاهمیت خاص برخورداراست،قانون اساسی ساختار سیاسی کشورراتعین وحدوداختیارات و صلاحیت زمان داران مشخص میسازدهمچنین حقوق ووظایف افراد جامعه را به روشنائی توزضیح میدهد. قانون اساسی دررئس همه قوانین قرارداردوهیچ قانون متناقض به آن نمیتواند باشدباتوجه به بیان فوق قانون اساسی بهترین وسیله برای حفظ حقوق مردم وتأمین عدالت وحاکمیت دیموکراسی است ازجمله امتیازات که این قانون درنظام های دیموکراتیک دارندثبات سیاسی واجمتاعی آن است که به عنوان میثاق ملی ،مبنای رفتاراجتماعی افراد ونظام  قرارمیگرد.

اصول حکومت قوه موقننه ،اجرائیه وقضایه نهاد های متفاوت  میباشدهدف تفکیک  قوا جلوگیری ازاستبداد وایجاد شیوه های مناسب جهت محدود ساختن قدرت وپاسداری حریم آزاد ی ها داده شده درقانون اساسی است لهذا میتوانیم گفت کشورهایکه ادعای دیموکراسی تفکیک  قوا درآنها عمل شده باشد درغیران دیموکراسی درین کشورناقیض میباشد.

ازاصول دیموکراسی،مشارکت درتصمیم گیری های سیاسی را میتوانیم نام بردبرای آن که افراد حق تعین سرنوشت خویش را به دست آورندلازم است تمام اتباع ((مردوزن)) درکلمه تصمیم گیری ها سهم داشته باشندکه این مشارکت میتواندبه صورت مستقم ویاغیرمستقیم باشد.

درهرصورت هیچ کس نباید ازمشارکت سیاسی محروم گرددزیرامشارکت انسان را نزدیک میسازد، احساس بیگانه گی ازمرکز قدرت  را کاهش میدهد، توجه به مسائیل جمعی راتقویت میبخشدوبه شکل گیری اتباع فعال وگاهی دل بسته گی مدنی تری را به امور حکومتی نشان مدهید،کمک میکند.درصورتی که فردفرصت مشا رکت مستقیم در رکت مستقیم در تصمیم گیری در سصح ملی ر ا داشته باشد،میتواندبه نوع کنترول واقعی به جریان زندگی روزمره به دست اورد.

کشورعزیز ما افغانستان کشوریست که برای اولین بارپارلمان ((شورای ملی)) را به نحوی که درنظام های دیموکراتیک موجوداست تجربه مینامید،پارلمان که درتصامیم مهم سروکارداردوازطرفی هم افغانستان بناداردکه اساسات ساختارآینده خودرا روی نظام دموکراسی بنیانگذاری نماید.

بخاطرتامین دیموکراسی،نظام مردمی،صلح وآزادی بایدمطابق قانون اساسی عمل شود.برای برآورده ساختن این هدف ما درآستانه آغازبه کارشورای ملی قرارداریم.

شورای ملی که مسؤلیت نهایت بزرگ تاریخی را به عهده داردوآن عبارت ازبرآورده ساختن آرزوهای دیرینه مردم افغانستان است که توسط نمایندگان شان بایدصورت بگیرد.

به امیدآنکه نمایندگان ما بتوانندروزی آرزوهای دیرینه مردم افغانستان است که توسط نمایندگان شان بایدصورت بیگیرد.

به امیدآنکه نمایندگان ما بتوانندروزی آرزوهای دیرینه مردم افغانستان را برآورده سازند.



تاريخ : شنبه چهاردهم اسفند 1389 | 4:47 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


شرکت پارس دیبا، اولین و تنها دارنده مجوز رسمی از وزارت آموزش عالی مالزی، پایگاه اطلاع رسانی خود را به منظور مشاوره و راهنمائی علاقمندان به ادامه تحصیل در مالزی در مقاطع مختلف راه اندازی نموده است. با توجه به اینکه دفتر مرکزی شرکت واقع در کوالا لامپور میباشد، مفتخریم اطلاعات ارائه شده در این وبسایت دقیق و به روز میباشد و علاقمندان میتوانند با خیالی آسوده آخرین اطلاعات مربوط به تحصیل در مالزی که حاصل جلسات حضوری با مسئولان دانشگاهها میباشد را از این پایگاه کسب نمایند. خدمات تحصیلی این شرکت شامل اطلاع رسانی و مشاوره، انتخاب رشته و دانشگاه، اقدام به اخذ پذیرش، درخواست ویزا، ترنسفر فرودگاهی، تهیه مسکن موقت،انجام آزمایشهای پزشکی، ثبت نام در دانشگاه، انتخاب واحد، اجاره خوابگاه یا آپارتمان، افتتاح حساب بانکی، اخذ گواهینامه رانندگی و خرید یا اجاره ماشین میباشد. اولین مرحله جهت اقدام به تحصیل در مالزی مشاوره میباشد.

 پس از مطالعه دقیق این وبسایت، جهت کسب اطلاعات بیشتر و اقدام به پذیرش، از متقاضیان خواسته میشود با شماره تلفن های ارائه شده در منو ارتباط با ما با مشاوران ما ارتباط برقرار نمایند. بدیهی است ارائه اطلاعات دقیق از پیشینه تحصیلی متقاضی، همکاران ما را در جهت انجام وظیفه آنان یاری خواهد نمود.





درباره مالزی






نام لاتین: Malaysia

موقعیت: جنوب شرقی آسیا

زبان رسمی: باهاسا مالایو

جمعیت: 24,821,286 نفر (حدود 5/2 جمعیت ایران)

مساحت: 329,758 کیلومتر مربع (حدود 5/1 مساحت ایران)

حکومت: دموكراسی پارلمانی

واحد پول: رینیگیت (معادل 2.800 ریال ایران، 0.3 دلار آمریکا، 0.2 یورو - 17/8/86)

فدراسیون مالزی شامل بخش غربی مالزی و ایالات صباح و ساراوك در شرق می باشد. این كشور در 7 درجه شمال خط استوا قرار داشته و بخش غربی مالزی توسط دریای چین جنوبی از صباح و ساراوك جدا شده است. مالزی از شمال با تایلند، از جنوب با سنگاپور و از سمت جنوب شرقی با اندونزی و برونئی هم مرز است. مساحت این كشور 329758 كیلومتر مربع و دارای حدود 25 میلیون نفر جمعیت می باشد. پایتخت این كشور كوالالامپور بوده و پایتخت اداری آن شهر پوتراجایا می باشد.

آب و هوای گرم و مرطوب مناطق حاره در طول سال، درجه حرارت بین 21 تا32 درجه سانتیگراد و ریزش باران بین 2000 تا 2500 میلیمتر درسال از خصوصیات آب و هوایی كشور مالزی می باشد.

میان تاریخ كشور و بافت چند نژادی - چند فرهنگی مردم این كشور رابطه ای مستقیم وجود دارد. در كنار مالایی ها و بومیان كشور، مهاجرانی از چین، هند، اندونزی و سایر نقاط جهان تركیب جمعیتی كشور را تشكیل داده اند. چندگانگی جالب فرهنگی می تواند از تبادل دراز مدت و جاری با جهان خارج و استعمار پرتغالی ها، هلندی ها و بریتانیایی ها حكایت كند كه در نتیجه آن، سیر تكاملی كشور به سوی یك محل هم جوشی فرهنگی در آمیزش ادیان، آداب و رسوم، فعالیتهای فرهنگی اجتماعی، نوع پوشش، گویش ها و غذاها شكل گرفته است. مالزی به عنوان فدراسیون در 31 آگوست 1957 میلادی اعلام استقلال كرد.

حكومت كشور به صورت دموكراسی پارلمانی، با دو مجلس قانون گزاری است. رئیس كشور پادشاه و رئیس دولت، نخست وزیر است.

از نظر اقتصادی، صنعت بزرگترین بخش اقتصاد مالزی را تشكیل می دهد. توریسم و مواد اولیه مانند نفت، روغن نخل، لاستیك طبیعی و چوب نیز سهم مهمی در اقتصاد مالزی دارند.

به لحاظ اجتماعی مردمانی بسیار صلح دوست، خونگرم، با فرهنگ و قابل اطمینان داشته که از نژادهای مالایایی، چینی، هندی و دیگر نژادها می باشند (با نسبت جمعیتی بترتیب58 %، 24%، 8%، 10%). دولت و امور مملکتی در دست مالایایی های مسلمان، اقتصاد و بازار این کشور در دست چینی های بودائی بوده و هندی های هندو از هر نظر در اقلیت می باشند. دین رسمی این کشور اسلام است ولی اعتقاد به دیگر ادیان و مذاهب آزاد است. زبان رسمی كشور باهاسا مالایو میباشد. هر چند که بیشتر مردم در مالزی قادر به تکلم به زبان انگلیسی می باشند و می توان زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم كشور در نظر گرفت. دیگر زبانهای مورد استفاده در این کشور چینی و هندی هستند.

واحد پول مالزی رینگیت مالزی (RM) است كه در بانكها و صرافیها قابل تعویض است. اسكانسهای رایج شامل: 1 رینگیتی، 2 رینگیتی، 5 رینگیتی، 10 رینگیتی، 50 رینگیتی و 100 رینگیتی است. واحد خرد پول سن است. هر 1 رینگیت معادل 100 سن می باشد. سكه های رایج: 1 سنی، 5 سنی، 10 سنی، 20 سنی و 50 سنی است.





سیستم تحصیلی مالزی





سیستم تحصیلی مالزی شامل 5 مرحله پیش دبستانی، ابتدائی، متوسطه، دانشگاهی و بعد از لیسانس است که تنها تحصیلات ابتدائی در آن اجباری می باشد.

- پیش دبستانی: دولت جز آموزشهای اجباری برای معلمان این مقطع برای آشنائی با چگونگی  عمل در آموزش، سرفصلهای مشخصی برای آن پیش بینی نکرده است و عموماً دروس مربوطه، روانشناسی کودکان و آموزشهای پایه و سایر مباحث مرتبط با نگهداری و تربیت کودکان را شامل می شود.

- ابتدائی: این مقطع شامل 6 سال تحصیلی است که 3 سال اول بعنوان سطح 1 و 3 سال دوم بعنوان سطح 2 شناخته می شوند و از سن 6 سالگی تا 12 سالگی ادامه می یابد.

- متوسطه: مقطع متوسطه نیز شامل 5 سال تحصیلی است و از فرم 1 تا فرم 5 نامگذاری میشود. دانش آموزان برای فارغ التحصیل شدن از این مقطع باید امتحان SPM را با موفقیت پشت سر بگذارند. پس از این آزمون، دانش آموز مختار است در فرم 6 که شامل 2 سال تحصیلی است و یا دوره پیش دانشگاهی شرکت نماید.

- دانشگاهی: برای ورود به دانشگاه در مالزی، داوطلبان باید آزمون STPM مربوط به فرم 6 و یا دوره پیش دانشگاهی را پشت سر بگذارند. دانشگاهها به دو صورت دولتی و خصوصی اداره می شوند.

- بعد از لیسانس: امکان تحصیل در این مقطع توسط کلیه دانشگاههای دولتی و اکثر دانشگاههای خصوصی در سطح فوق لیسانس بصورت واحدهای درسی، تحقیق و یا ترکیبی از این دو و نیز در سطح دکترا بصورت درس و تحقیق ارائه می شود.



تاريخ : سه شنبه دهم اسفند 1389 | 13:12 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

 



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:31 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

کوچی ها با جنایاتی که انجام می دهند، از سوی افراد و گروه های مختلف در دولت افغانستان مورد حمایت قرار می گیرند. شخص کرزی، وزرای فاسد و بنیادگرای او مانند فاروق وردک، حنیف اتمر و رحیم وردک و برخی از برادران طالب و قاچاقچی مواد مخدرشان در صف کوچی می باشند.

چهار شنبه 19 مه 2010



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید
;
;

عکس ها، آمار و ارقام از کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

سال 1387 خورشیدی



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:29 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

باید بسیار مراقب بود. گرگانی در لباس چوپان که داعیه ی حقوق بشر هم دارند، اعتراض ها به کشتار و چپاول در هزاره جات را به مواضع چند دلال هزاره مانند خلیلی و محقق تقلیل می دهند و یا اصل کشتار و چپاول تاریخی مردم را نادیده گرفته و کر و کور می شوند و به سیاست اصلی کشتار و پاکسازی نژادی یاری می رسانند.

شنبه 22 مه 2010



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید;
;

باید بسیار مراقب بود. گرگانی در لباس چوپان که داعیه ی حقوق بشر هم دارند، اعتراض ها به کشتار و چپاول در هزاره جات را به مواضع چند دلال هزاره مانند خلیلی و محقق تقلیل می دهند و یا اصل کشتار و چپاول تاریخی مردم را نادیده گرفته و کر و کور می شوند و به سیاست اصلی کشتار و پاکسازی نژادی یاری می رسانند.

باور داریم که هنوز وجدان بیدار در افغانستان هست و تاجران قوم و قبیله و تاجران حقوق بشر که در خدمت چپاول بیشتر و کشتار بیشترند، همه ی مردم افغانستان نیستند

این هم چپاولگر با بیرق آدمکشان طالب

نامه ی سرگشاده به روشنفکران، عالمان، ملایان و رهبران جهان اسلام

چرا مقابل جنایات جنگی، کشتار و جنایات علیه بشریت توسط طالبان در افغانستان سکوت کرده اید؟

Why you are silent about war crimes, massacres and crimes against humanity committed by the Taliban in Afghanistan?

An open letter to the world Islam intellectuals, scholars, mullahs, and leaders



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:27 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

یکی از نشانه های گروه ها، دسته جات و حکومت های فاسد، ضد فرهنگ و خشونت پیشه، دشمنی آنان با آموزش، کتاب و مکتب است. عکس های مکاتب به آتش کشیده شده و تخریب شده بخوبی هم پرده از جنایت کوچی ها بر می دارد و هم از فساد و تبعیض حکومت افغانستان و وزارت معارف مرتجعینی مانند حنیف اتمر و فاروق وردک!

چهار شنبه 19 مه 2010



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید
;
;

عکس و آمار و ارقام از کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

سال 1387 خورشیدی



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:25 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |
تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:23 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

حمله به افراد، وادار کردن آنان به ترک خانه و کاشانه شان، یک جرم حاد علیه بشریت محسوب می شود که همه ساله توسط کوچی ها علیه مردم نقاط مختلف افغانستان بويژه هزاره ها صورت می گیرد.

چهار شنبه 19 مه 2010



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید;
;

عکس و آمار از کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

سال 1387 خورشیدی

جدول اسامی کشته شدگان و زخمیها

شماره

شهرت

سن

ولسوالی

قریه

تاریخ قتل

نام

نام پدر

1

حبیبه

حسین داد

14

حصه دوم بهسود

قلعه نو خانه ملا

26.3.1387

2

محمد مختار

سخیداد

10

حصه دوم بهسود

گیروی روزی

26.3.1387

3

محمد ابراهیم

عبدالرحیم

45

حصه دوم بهسود

گیروی روزی

26.3.1387

4

سلیمان علی

محمد ابراهیم

25

حصه دوم بهسود

گیروی روزی

26.3.1387

5

محمد هاشم

حاجی ناظر

40

حصه دوم بهسود

گیروی روزی

26.3.1387

6

سلیمان

غلام حسین

80

حصه دوم بهسود

قلعه نو خانه ملا

26.3.1387

7

گلاب خان

حسین علی

30

حصه دوم بهسود

گیروی روزی

27.3.1387

8

امیرداد

سخیداد

30

حصه دوم بهسود

گیروی روزی

26.3.1387

9

عتیق الله

محمد آصف

25

حصه دوم بهسود

غارای کجاب

13.4.1387

10

محمد طاهر

فقیر حسین

50

حصه دوم بهسود

دهن اوجی

13.4.1387

11

محمد رضا

ناظر حسین

50

حصه دوم بهسود

ایسکه

27.4.1387

12

محمد جواد

علی یاور

25

حصه دوم بهسود

دالکه سرخ آباد

27.4.1387

13

گل محمد

نیک محمد

72

0

0

24.4.1387

14

محراب

صفدر

52

0

0

24.4.1387

15

محمد عالم

حاجی ابراهیم

45

حصه اول بهسود

قول راه لته بند

29.4.1387

16

علی شفا

رمضان علی

35

حصه اول بهسود

قیرغوی

29.4.1387

17

حاجی محمد علی

غلام سخی

42

حصه اول بهسود

سوگلی

9.4.1387

18

گمنام

0

0

0

جسد این شخص در دهن گرم آب پیدا شده وکسی نشناخته است.

26 / 4 / 1387

19

داکتر محمد

غلام نبی

 

دایمیرداد

پخسه چه قلعه

5.5.1387

20

محمد علی

محمد نبی

 

دایمیرداد

قلعه ملایم

5.5.1387

21

محمد موسی

قمبر علی

 

دایمیرداد

دشت نو

5.5.1387

22

محمد انور

محمد نبی

 

دایمیرداد

نقشین

5.5.1387

23

احمد شاه

سیدشاه

 

دایمیرداد

گرم آب علیا

5.5.1387

24

علی داد

 محمد رضا

25

دایمیرداد

نقشی

17.4.1387

مجموع: 24 نفر

جدول زخمیها

شماره

شهرت

سن

ولسوالی

قریه

تاریخ

نام

نام پدر

1

سهیلا

عوض

14

حصه دوم بهسود

دو برجه خانه ملا

26.3.1387

2

فاطمه

محمد رسول

12

حصه دوم بهسود

دامرده

26.3.1387

3

محمد صادق

سهراب علی

25

حصه دوم بهسود

گیروی روزی

26.3.1387

4

نصر الله

حاجی غلام حسن

17

حصه دوم بهسود

دهن اوجی

20.4.1387

5

محمد صفا

عبدالحسین

50

حصه دوم بهسود

گردن نوری

20.4.1387

6

محمد جواد محسنی

احمد علی

37

حصه دوم بهسود

کوی بیرون

20.4.1387

7

محمد رضا

 اسماعیل

27

حصه دوم بهسود

گیروی روزی

26.3.1387

8

سخی داد

شربت

40

حصه دوم بهسود

قرقلجان

7.4.1387

9

جواد

زرغام

22

حصه اول بهسود

قلعه میراد خان

7.4.1387

10

احمد شاه

فقیر حسین

25

حصه اول بهسود

کوته سیرک

18.4.1387

11

غلام علی

علی شاه

50

حصه اول بهسود

آب پای

9.4.1387

مجموع: 11 نفر



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:22 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

!

یکی از پرجاذبه ترین رهبران سیاسی درشبه قاره هند بود

جمعه 28 دسامبر 2007, بوسيله ى هادی ميران



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید
;
;

خبر کوتاه بود! بی نظیر بوتو، رهبر حزب مردم پاکستان بعد از ختم سخنرانی در جمع هوادارانش درشهر راولپندی، دراثر شلیک گلوله ی یک بم گذار انتحاری جان باخت. شنیدن این خبر میلیونها انسان را در شوک فرو برده وغرق اندوه کرد. بی نظیر بوتو از معدود زنانی بود که دریک کشور اسلامی، برای دو نوبت به سمت نخست وزیری برگزیده شد اما بدلیل اتهام به سوء استفاده ی مالی و عدم مدیریت، از سمتش معزول گردید. خانم بوتو، دانش آموخته ی غرب بود و با توجه به محبوبیت پدرش ذوالفقار علی بوتو درمیان اقشار فقیر پاکستان، یکی از پرجاذبه ترین رهبران سیاسی درشبه قاره هند بود که بایک تکان دستهایش هزاران انسان را به خیابان می کشانید. باتوجه به جایگاه دین و سنت های دینی دررفتار و مناسبات اجتماعی مردم پاکستان، حضور یک زن در اهرم رهبری یک جریان نیرومند سیاسی ویا نظام سیاسی، یک اتفاق نادر محسوب میگردد. تردیدی نیست که بینظیر بوتو، برای بسیاری از هوادارانش یک رهبر کاریزماتیک تلقی میگردید که محبوبیتش عمدتا در دل طبقه فقیر این جامعه گره خورده بود و توسط آراه همین مردم، برای دو نوبت در سمت نخست وزیر برگزیده شد.

JPEG - 12.9 kb

بینظیر بوتو، انسان جسور و باشهامت بود که ازرو در رویی و تقابل باحوادث نمی هراسید و سرانجام همین شهامت به قمت جانش انجامید. خانم بوتو، دشمنان زیادی داشت که خیلی ازآنها در زمان زمامداری اش پرورش یافته و برای نابودی اش به هراقدام ممکن توسل می جُست. خانم بوتو، باتمام مهارت و چیره دستی که درسیاست وتعاملات سیاسی داشت، توطئه مرگش توسط حلقاتی به اجرا درامد که خود روزگاری در تقویت آنها مدد رسانده بود.

هردو نوبت انتخاب ایشان درسمت نخست وزیر، مصادف با اوج بحران درافغانستان بود. سیاست پاکستان درقبال افغانستان، با توجه به اینکه دریک خط و مسیر ازقبل تعریف وتدوین شده دنبال میگردد، اما درزمان صدارت خانم بوتو، گزینه های بیشتری برآن افزوده گردید که تولید وتقویت طالبان بخشی عمده ی از این گزینه ها می باشد. تضعیف و تخریب افغانستان، شالوده ی اصلی سیاست پاکستان را درسه دهه ی اخیر شکل داده است که زمامداران پاکستان گزینه های متفاوتی را برای نیل به این هدف به کار برده اند. تقویت بنیاد گرایی وترویج طالبان درافغانستان، برای براورده شدن اهداف استراتژیک پاکستان وفراتر از آن برای تامین منافع متحدین پاکستان دریک مقطع گزینه مطلوب وموثر تصور می گردید که درزمان صدارت خانم بوتو، دراشکال و ابعاد گسترده تری فرصت عمل یافت و توسط وزیر کابینه ی ایشان، نصرالله بابر، کارگردانی و مدیریت گردید.

اگر چه خانم بوتو، درآخرین مصاحبه اش با بی بی سی، حمایتش را درزمان زمامداری اش از بنیاد گرایی اسلامی به شدت تکذیب کرد، اما واقعیت این است که درزمان صدارت ایشان، جنب وجوش و رونق فزاینده ی فضای مدارس دینی را درپاکستان فرا گرفته بود؛ به گونه ی که هزاران طالب دینی خواب شهادت را می دیدند. حمایت بیدریغ پاکستان از طالبان درافغانستان و تمویل و گسترش شبکه های رادیکال اسلامی در مناطق قبایلی ، این گمانه را تقویت میکند که خانم بوتو، از فرایند رشد بنیادگرایی اسلامی برای امنیت پاکستان غافل بوده است. حتی درسالهای اخیر که هر ازگاهی ثبات پاکستان، توسط حلقات افراطی مذهبی درمعرض تهدید قرار می گرفت، عمق وجدیت این خطر برای خانم بوتو، آنگونه قابل احساس نبود مگر تازمانیکه درهنگام برگشتش از تبعید، درشهرکراچی مورد حمله انتحاری قرار گرفت واما جان به سلامت برد.

JPEG - 67.4 kb

ناظرین سیاسی معتقدند که حمله انتحاری به جان خانم بوتو درشهر کراچی، محاسبات ودریافت ایشان را از تهدید حلقات بنیادگرایی اسلامی در درون وبیرون دولت، کاملا دگرگون کرد ودرست پس از وقوع این حادثه مرگباربود که انگشت اتهام ایشان به طرف کسانی اشاره رفت که حتی بعضی ازایشان درمشاغل حساس دردرون سرویس اطلاعاتی ارتش انجام وظیفه می نمایند. به همین دلیل بود که بوتو ازدولت پرویز مشرف تقاضاکرده بودکه درشناسایی عوامل این حادثه، از کارشناسان غربی نیز دعوت به عمل آورند، اما گروه فشار در درون دولت به اندازه کافی نیرومند بود که هرگز به این تقاضا پاسخ مثبت داده نشود.

به باور بسیاری ازکارشناسان مسایل سیاسی پاکستان، خصومت وعناد علیه خانواده بوتو دردستگاه ارتش، سابقه سی ساله دارد که حتی دراثر همین مخاصمت بسیاری ازفعالین سیاسی حزب مردم و طرفداران بوتو، توسط ارتش به زندانهای طویل و گاهی هم به نابودی محکوم شده اند. اعدام ذوالفقارعلی بوتو، درسال 1977 میلادی توسط جنرال ضیا الحق، نطقه ی آغاز این خصومت تلقی میگردد. اما ترور سوال برانگیز خانم بوتو، بدون تردید این خصومت را یکباردیگر، تجدید نموده وزمینه را برای تشنج و بی ثباتی بیشتر فراهم می نماید.

اگرچه ظاهرا القاعده مسئولیت این ترور را به عهده گرفته است اما باتوجه به محل حاثه که در محاصره پادگانهای ارتش قرار دارد وبا توجه به تدابیر شدید امنیتی که از طرف دولت وهمچنان از طرف هوادارن خانم بوتو، اعمال میگردید، نمی توان به این ساده گی تنها القاعده را مسئول و مسبب این حادثه ایشان دانست. تردیدی نیست که پیش فرضها و پیش زمینه های این ترور، بامساعدت عناصری ازدرون سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان فراهم گردیده باشد. کارشناسان مسایل پاکستان معتقدند که عناصر بنیادگرا دردرون ارتش، درموقعیت نیرومندی قرار داردکه توانسته اند درخیلی از زمینه ها، سیاست و رفتار دولت را تعریف وتمثیل نمایند. به طور مثال: ناامن ساختن مناطقی از جنوب غرب پاکستان و تمویل وتجهیز طالبان و عناصر افراطی عملا از درون سرویس اطلاعاتی ارتش هدایت ومدیریت گردیده است.

JPEG - 20 kb

برگشت خانم بوتو به پاکستان به تشویق وترغیب امریکا و انگلیس صورت گرفته بود. در قضاوت وبرداشت امریکایها و انگلیسها، ایشان تنها گزینه ی ممکن برای کنترول اوضاع وحتی مهار ساختن فعالیت های بنیادگرایی تصور میگردید. به همین دلیل، عناصر بنیادگرا دردرون نظام وبخصوص دردرون سرویس اطلاعاتی ارتش، با برگشت ایشان به شدت مخالفت می ورزید و حتی ایمل الظواهری، ایشان را فرستاده امریکا و انگلیس تعریف کرده بود. اینکه خانم بوتو تاکجامی توانست درکنترول اوضاع، مهار ساختن تنشهای روزافزون، و ترویج دموکراسی، موثرواقع شود، بحث علیحیده است. اما قدر مُسّلم این است که ترور ایشان پاکستان را از نظر سیاسی درمعرض انشعاب قرار داده و راه را برای تشنج وبی ثباتی هرچه بیشتر هموار کرده است. بی ثباتی سیاسی دریک کشوری که دارای قدرت هسته ی میباشد، نگرانیهای جدی را درمجامع بیین الملی برانگیخته است. باورغالب این است که اوضاع اگر تحت کنترول درنیاید، پیامدهای ناگوار آن منطقه ی وسیعی را خیلی فراتر از پاکستان فرا خواهد گرفت. اما خانم بوتو قربانی سیاستی شد که خود روزگاری در تقویت آن سهم داشت.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:13 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

به همراه کارتونی از اجمل بهاء

سه شنبه 1 ژانويه 2008, بوسيله ى ظاهر طاهری
Send this page to your friends
;

آب با ارزش ترین نعمت خدادادی که در اختیار بشر فرار دارد استفاده درست از این نعمت ازرش مند می توان زندگی روز مره را رونق بخشید.آب در زنده ماندن تمام موجودات زنده نقش با ارزشی دارد در صورت نبود آن زندگی تبدیل به مرک می گردد

کابل پایتخت افغانستان بعد از پنچ سال هنوز در تاریکی محض به سر می برد این در حالی است که شهرهای مثلی هرات مزار قندهار از برق کامل برخوردار است .

رئیس جمهور کرزی در زمان دولت موقت گفته بود که در طی یک سال برق کابل را بصورت کامل فراهم میکند ولی متاسفانه با گذشت پنج سال هنوز کابل در تاریکی بسر می برد .

با ورود اسماعیل خان در وزارت آب انرژی و برق کمتر تغییراتی در برق کابل ایجاد شد در بقیه ولایت ها بجز هرات (شهر شخصی) آقای اسماعیل خان دیگران بحالت قبلی شان باقی ماند. شاید در خیلی از ولایت ها ریاست از وزارت آقای اسماعیل خان وجود نداشته باشد .شاید خیلی از مردمانی بعضی از ولایت ها با کلمه بنام برق آشنا نباشد در قرن بیست یک در دنیای که اکثر کشورها بدنبال تولید برق از مواد بنام اتم است آیا واقعا فاجعه نیست که پایتخت ما هنوز برق نداشته باشد.

JPEG - 29.4 kb

کارتون از اجمل بهاء

برق در هر کشور جز امکانات اولیه زندگی محسوب می شود ولی در کابل به یک رویا تبدیل شده است رسانه ها برنامه های مرتبط با برق می سازد تا بتواند گوشه ای از مشکلات مردم را در تصویر بکشاند البته این حرکت رسانه ها بصورت دوامدار نیست در هر چند گاهی با پخش چنین برنامه ها بیشتر دنبال جلب توجه مردم است خوب بیشتر ازاین هم نمی توان از آنها توقع داشت بخاطر که اکثرا شبکه های تلویزیونی کشورمان شخصی و بحالت تجاری فعالیت می کند .

برق شهر کابل از دوتا بند(سد)قدیمی بنامهای ثروبی ونغلو که هر دو در جنوب شرق کابل بر روی دریای کابل استوار است تهیه می شود در اول سال با افزایش آبهای روان در پشت این دوتا سد برق در مناطق که توضیع گردیده است بصورت شبانه روزی می باشد با گرم شدن هوا و مصرف آبهای رودخانه ها برای گشاورزی و کم شدن آب پشت سد برق بحالت نا متعادل درامده بافرارسیدن فصل زمستان در شبانه روز در حدود ۴ ساعت برق داده می شود بقیه ساعات در تاریکی بسر می برد در سال گذشته وزارت آب برق طی یک قرارداد با کشور تاجکستان اعلان کردن که برق کابل تا اول سال 1387 بصورت شبانه روزی ارائه می شود.

افغانستان با دارا بودن آبهای روان که اکثرا در تمام فصول جریان داردو از نظر حرکت رودخانه ها که اکثرا از لابلای کوهها ودره ها در حرکت است بهترین شرایط تولید برق آبی را دارد که کمتر دولت به این موضوع دقت کردند آیا به نظر شما بهتر نیست بجای قراردادهای میلیاردی بخاطر خرید برق از کشورهای همسایه کمی به فکر حدر رفتن آبهای روان که بزرگترین نعمت خدادادی است باشد تولید برق آبی در جهان از بهترین راههای تولیدبرق محسوب می شود بخاطر هزینه کمی که بعد از ایجاد یک نیروگاه برق آبی دارد درضمن ایجاد بند(سد)بر روی رودخانه ها برق تولید می شود با آب که درپشت این سد ها جمع میشود بزرگترین تغییری در صنعت کشاورزی کشور ایجاد می شود

در اواسط فصل تابستان شاید از وضعیت نبود برق در کابل خیلی ها در جریان باشد در قبال نبود برق مواد سوختی قبل از فرارسیدن فصل زمستان بصورت تصاعدی افزایش پیداکرد.تابستان قیمت مواد سوختی از این قرار بود یک لتر بنزین(پطرول)54 افغانی یعنی معادل بالا تر از یک دالر امریکای یک لتر کازایل 34 افغانی یک کیلو کاز مایع ۶۰ افغانی جوب برای سوخت هر سیر که معادل ۷ کیلو میباشد ۴۰ افغانی شما خودتان تصور کنید که این قیمتها در حدود سه الی چهارما پش است با فرارسیدن فصل زمستان سرمای شدید شهر کابل مردم با درامد روزانه ۱۰۰الی ۱۵۰ افغانی مردم چطور میتواند ازین مواد سوختی که مسلما در زمستان گرانتر هم می شود زندگی روز مره خودرا بگذراند واقعا فاجعه بزرک در حال رخ دادن است کجاست کوش ناشنوا آقای اسماعیل خان وزیر آب برق که در بهترین ساختمانهای مجلل زندگی میکند یا کوشهای نمایندهای پارلمان که باحقوق ۷۰هزار افغانی می تواند از بهترین امکانات موجود استفاده کند .

با وجود گرانی مواد سوختی در فصل زمستان موارد مثل بی کاری حقوق کم زمستان بر سری مردم این پایتخت چطور سپری می شود خدا آگاه است .

P.-S.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:11 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

دولت قبیله گرای حامد کرزی، همراه با جنایتکاران طالب که حامد کرزی با بی شرمی رهبر آنان را "برادر عزیز ملا عمر" خطاب می کند، افغانستان را به جهنمی برای باشندگانش تبدیل کرده اند. سیاست های حکومت حامد کرزی در ده سال گذشته، تنها به نفع جنایتکاران و چپاولگران دارایی های همگانی بوده و ارگ ریاست جمهوری محلی برای ترويج خشونت و یا به عبارتی دیگر تروريزم علیه مردم شده است.



Send this page to your friends

کابل پرس: دولت قبیله گرای حامد کرزی بتازگی قراردادی را با دولت استرالیا به امضا رسانده که طبق آن پناهجویانی که درخواست پناهندگی آنان در استرالیا مورد پذیرش قرار نمی گیرد، به افغانستان بازگردانده می شوند.

امضای این قرارداد راه بازگشت اجباری هزاران پناهجوی افغانستانی را از استرالیا به افغانستان بر روی دولت استرالیا هموار می کند.

این قرارداد در حالی از سوی نمایندگان حکومت قبیله گرای حامد کرزی امضا می شود که پناهجویان با به آب و آتش زدن و هزینه های بسیار از افغانستان جهنم روی زمین فرار کرده و با سختی بسیار، در مسیر مرگ و زندگی خود را به استرالیا رسانده اند. صدها تن از شهروندان افغانستان نیز همین اکنون در زندان های اندونزی بسر برده و هزاران تن دیگر نیز، راه های مختلف برای ورود به آب های استرالیا را می جویند. طبق خبر رسانه های استرالیا حدود 4300 پناهجوی افغانستانی از سال 2008 خود را به آب های استرالیا رسانده و درخواست پناهندگی کرده اند.

دولت قبیله گرای حامد کرزی، همراه با جنایتکاران طالب که حامد کرزی با بی شرمی رهبر آنان را "برادر عزیز ملا عمر" خطاب می کند، افغانستان را به جهنمی برای باشندگانش تبدیل کرده اند. سیاست های حکومت حامد کرزی در ده سال گذشته، تنها به نفع جنایتکاران و چپاولگران دارایی های همگانی بوده و ارگ ریاست جمهوری محلی برای ترويج خشونت و یا به عبارتی دیگر تروريزم علیه مردم شده است. نمایندگان با نفوذ گروه های تروریستی طالبان و حکمتیار و نیز طالبان نکتایی پوش افغان ملت، در چند سال اخیر بصورت هماهنگ و برنامه ریزی شده، قدم های مشخصی را علیه منافع عمومی برداشته و کشور را به سمت بحرانی هدایت کرده تا به نفع قبیله گرایی و واپسگرایی تمام شود.

قرارداد دولت افغانستان با دولت استرالیا از سوی دیگر، تمام ادعاهای دولت استرالیا را مبنی بر رعایت حقوق بشر زیر سوال می برد. این کشور در حالی که خود حضور نظامی در افغانستان دارد و هر از چند گاهی سربازان تا دندان مسلحش کشته و زخمی می شوند، افغانستان را مکانی امن برای غیر نظامیان و پناهجویان می داند و با بی شرمی حاضر به امضای قرارداد با دولت فاسد و قبیله گرای حامد کرزی می شود.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:9 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

تیم ملی فوتبال اسپانیا موفق شد با یک گل در وقت اضافه، تیم ملی هلند را شکست داده و به قهرمانی جام جهانی 2010 دست پیدا کند

يكشنبه 11 ژوئيه 2010



Send this page to your friends
;
;


تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:3 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

پنج شنبه 18 نوامبر 2010



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید
;
;

در جریان رقابت های شانزدهمین رقابت های ورزشی آسیا در کشور چین، نثار احمد بهاوی در رشته ی تکواندو در وزن کمتر از 80 کیلوی مردان به مقام دوم دست یافت.

عکس از رویترز

بهاوی با کلاه سرخ

نامه ی سرگشاده به روشنفکران، عالمان، ملایان و رهبران جهان اسلام



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 15:0 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

نگهداشتن کوچی ها در جهان بدوی همراه با آداب و رسوم قبیله ای، عملا به نقض گسترده حقوق کودکان و زنان کوچی انجامیده است. این جریان بیش از یک قرن است که در افغانستان ادامه دارد و پسران کوچی در آینده خود، تبدیل به مردانی شده اند که حقوق کودکان و زنان و حقوق دیگران را نقض می کنند.

شنبه 26 فوريه 2011


حقوق کودکان و زنان

تروريزم، کوچی طالبان، طالبان و القاعده

حقوق زنان و کودکان کوچی بصورت گسترده توسط مردان کوچی و حکومت های خودکامه افغانستان نقض می شود. کوچی ها عملا وسیله ای برای پیشبرد اهداف حکومت های قبیله ای در افغانستان برای کشتار و غصب زمین محسوب می شوند. نگهداشتن کوچی ها در جهان بدوی همراه با آداب و رسوم قبیله ای، عملا به نقض گسترده حقوق کودکان و زنان کوچی انجامیده است. این جریان بیش از یک قرن است که در افغانستان ادامه دارد و پسران کوچی در آینده خود، تبدیل به مردانی شده اند که حقوق کودکان و زنان و حقوق دیگران را نقض می کنند.

عکس ها از اسوشیتد پرس و گتی ایمیج

کوچی طالبان سال آینده، نقاط مختلف افغانستان را دستخوش بحران می کنند

عدم کنترل رفت و آمد کوچی ها از پاکستان به افغانستان و عدم تثبیت صحیح هویت آنان، مشکلات جدی و حادی را در افغانستان بوجود آورده است. علاوه بر غصب زمین، کشتار و چپاول دارایی های مردم، کوچی گری که در دو دهه اخیر با طالبانیزم نیز پیوند خورده، براحتی امکان قاچاق اسلحه، قاچاق مواد مخدر و قاچاق اشیای تاریخی و قیمتی را نیز بوجود آورده است. حمایت های حکومت های جابر و اعطای امتیازات غیر عادلانه مانند ده کرسی پارلمان، به کوچی گری و ادامه زندگی بدوی رونق خواصی داده است.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:53 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

هواپیمای پامیر

سقوط هواپیمای پامیر سوالهایی را در مورد ایمنی پرواز در افغانستان به میان آورد

وزارت ترانسپورت و هوانوردی (حمل و نقل) افغانستان می گوید هواپیمای مسافربری یک شرکت خصوصی این کشور که اوایل سال جاری خورشیدی سقوط کرد، اسناد جعلی داشته است.

این هواپیما که مربوط شرکت هواپیمایی "پامیر" بود با بیش از چهل سرنشین از ولایت قندوز در شمال افغانستان به سمت کابل در پرواز بود و در نزدیکی گذرگاه سالنگ در حدود صد کیلومتری شمال کابل از صفحه رادار ناپدید شد.

لاشه این هواپیما چندین روز پس از حادثه پیدا شد و مقامات افغان گفتند که چهل سه نفر - سی و هشت مسافر و پنج خدمه پرواز - در این حادثه کشته شدند.

حداقل شش شهروند خارجی نیز در میان قربانیان این حادثه بودند.

وزارت هوانوردی افغانستان پس از حدود ده ماه از این حادثه می گوید که تحقیقات آنها در این مدت در مورد یافتن علت اصلی سقوط این هواپیما بی نتیجه مانده است.

داوود علی نجفی، سرپرست این وزارت به خبرنگاران در کابل گفت که جعبه سیاه این هواپیما کاملا تخریب شده و هیات بررسی نتوانسته شواهد ثبت شده در آن را ارزیابی کند.

اما آقای نجفی گفت که تحقیقات آنها نشان داده است که این هواپیما اسناد لازم پرواز نداشته و به گفته او اسناد پرواز آن "جعلی" بوده است.

لغو مجوز فعالیت

او گفت که وزارت هوانوردی در نظر دارد با شرکت هواپیمایی پامیر "برخورد قانونی" کند و به گفته آقای نجفی، "برخورد قانونی در این گونه موارد پس گرفتن مجوز فعالیت شرکت است."

اما شرکت هواپیمایی پامیر در گفتگو با بی بی سی به این تصمیم اعتراض کرد و گفت که اسناد این هواپیما در زمان پرواز اشکالی نداشته است.

امان الله حمید، رئیس شرکت پامیر گفت که تا حالا وزارت هوانوردی در این زمینه به آنها اطلاعی نداده است، اما او گفت که اگر اسناد پرواز هواپیما مشکل داشته است، این مسئله مربوط به شرکتی می شود که آنها این هواپیما را از آن خریداری کرده بودند.

آقای حمید گفت: "هواپیما را از کشور بلغارستان خریداری کرده بودیم و براساس قرارداد ما، این شرکت باید اسناد هواپیما را به ما می فرستاد و ما آن را به وزارت تحویل می دادیم که این کار را کردیم."

آقای حمید در مورد احتمال لغو مجوز فعالیت این شرکت گفت: "ما این را قبول نمی کنیم. این موضوعی است که باید وزارت هوانوردی از شرکتی که از آن هواپیما را خریداری کرده بودیم بپرسد. باید هیاتی به بلغارستان فرستاده شده و از آنها در مورد اسناد هواپیما سوال کند."

سقوط هواپیمای مسافربری پامیر نگرانی های جدی را در مورد ایمنی پرواز در افغانستان به وجود آورده است.

به همین دلیل، حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در همان زمان دستور داد تا وضعیت تمامی هواپیماهای که در افغانستان پرواز می کنند، از نو ارزیابی شود.

افغانستان بعدتر، پرواز هواپیماهای روسی نوع آنتونوف را نیز در مسیر راه های کوهستانی ممنوع اعلام کرد.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:47 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

آرامگاه خواجه عبدالله انصار در هرات محل تجمع صوفیان این شهر است

مروری بر پیشینه تصوف اسلامی، سلسله های آن و وضعیت کنونی تصوف در افغانستان، موضوع یک رشته برنامه های بی بی سی است که از این هفته در رادیو (بی بی سی برای افغانستان) و صفحه فارسی بی بی سی منتشر خواهد شد.

تصوف یا عرفان در نزد محققان نگرشی مخلوطی از فلسفه و مذهب است که به باور پیروان تصوف، راه وصول به حق منحصر به آن است.

از تصوف تعریف های مختلفی ارائه شده است.

متین مونس، یکی از محققان این عرصه در کابل، تصوف را "علم خود شناسای و خدا شناسی و مجموعه سلوک برای نزدیکی به خدا می داند".

او می گوید: "تصوف عبارت از یک سلسله ریاضتها و تلاش برای خود شناسی و خدا شناسی است و به عبارت دیگر تصوف مجموعه از سلوک است که سالک از این طریق می تواند نفس را از بدی ها پاک کرده و به حقیقتی دست یابد که در پی آن است."

در جستجوی خدا

صوفیان به این باور اند که از این طریق انسان می تواند جایگاه خاصی نزد خدا بیابد.

به باور صوفیان، با ذکر و اوراد خاص، شخص به وجد حال و ذوق می رسد و در نتیجه به نحو اسرار آمیزی به خدا متصل می شود.

صوفیان، خداوند را منحیث معشوق خود می پرستند و در جستجوی خداوند از راه عشق هستند.

این باورهای صوفیان در نوشته های عارفانه از جمله این بیت حافظ وضاحت دارد:

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است

کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد

و یا به گفته مولا:

ملت عاشق ز ملتها جداست

عاشقان را ملت و مذهب خداست

دل، از دیدگاه صوفیان مظهر تجلی حق است و رسیدن به کمال معنویت از اهداف صوفیان به شمار می رود.

به گفته حکیم سنایی:

جهد کن تا ز نیست هست شوی

و ز شراب خدای مست شوی

صوفیان معتقدند، برای فرا گیری علم تصوف یا به گفته آنها علم باطن، باید به عارف وارسته یا به اصطلاح صوفیان " پیر کامل" بیعت کرد.

عبدالکریم، یکی از مرشدین طریقت در کابل می گوید: "علم باطن با بیعت کردن به پیر کامل حاصل می شود. یعنی سالک باید نزد استادی مراجعه کند تا این علم را فرا گیرد.

درباره منشا و مبدا تصوف عقاید مختلفی وجود دارد.

شماری از محققان می گویند، بنابر شباهت هایی که در بسیاری از موارد میان تصوف اسلامی و افکار هندوئیسم وجود دارد، تصوف زایده افکار هندی است.

شماری هم سرچشمه تصوف را مسیحیت و رهبانیت شمرده اند و شمار دیگر هم منشا تصوف را در فلسفه و افکار بودایی و یونانی می دانند.

کابل

در افغانستان خانقاه های زیادی وجود دارد که جمعه شب ها پیروان طریقت ها مختلف صوفیه، در این خانقاه ها گرد هم می آیند و دهای مخصوص را اکثر موزیکال است باهم می خوانند

تاج محمد زریر، استاد دانشگاه تعلیم و تربیه در کابل و از پژوهشگران عرصه تصوف می گوید: " تصوف پیش از اسلام هم وجود داشته، مخصوصا در میان مردمانی که پیرو یکی از ادیان ماقبل از اسلام بوده اند."

او می افزاید: "تمام پیامبران خدا دارای خصوصیات صوفیانه اند. مثلا صبر که یکی از مقامات در تصوف است، حضرت ایوب نمادی از صبر بوده است."

اما سید مخدوم رهین، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان که نیاکانش از پیشوایان تصوف در افغانستان بوده اند، این نظریات را رد می کند.

آقای رهین می گوید که تصوف اسلامی درونمایه های اصلی خود را از اسلام گرفته و عصاره و باطن قرآن و احادیث حضرت محمد است.

او می گوید: "تصوف اسلامی در واقع بعد درونی وحی است و توجه به زهد و معرفت باری تعالی به صورت زاهدانش از روزگار اصحاب صفه آغاز می شود. بنابر آن ریشه اصلی تصوف اسلامی در وحی است –در قرآن مجید و همچنین احادیث حضرت محمد."

به باور صوفیان تمام آداب و رسوم صوفیانه از سیرت حضرت محمد و اهل بیت او منشا گرفته است.

لطف الله حقپرست، استاد دانشگاه تعلیم و تربیه افغانستان می گوید: "انسان زمانی می تواند برگزیده مخلوقات باشد که طریق روحانی خود را بپیماید و پیمودن این راه مستلزم سه مرحله است: شریعت، طریقت و حقیقت. پس از طی این مرحله است که انسان به کمال معنویت می رسد."

'صوفی'

در مورد کلمه صوفی نیز نظریات مختلفی وجود دارد.

برخی ها به این نظرند که واژه صوفی از "صفه" مشتق شده است.

بر اساس برخی از متون تاریخی، بعضی از اصحاب پیامبر که از مهاجران بودند وقتی به مدینه رفتند، چون جا و مکانی نداشتند روی "صفه" مسجد مدینه سکونت اختیار کرده بودند.

آنها زندگی زاهدانه و مشترک داشتند که بعدها به اهل صفه معروف شدند.

به استناد تاریخ، روش زاهدانه این افراد خود سرمشقی بود برای جماعتی که بعدها آنها را "صوفی" خطاب کردند.

اما نظریه دیگری که بسیاری ها آن را تائید کرده اند این است که کلمه "صوفی" از "صوف" یعنی "پشم" مشتق شده است. صوفی یعنی شخص پشمینه پوش و دارای خلق و عملکردهای نیکو.

افغانستان و تصوف

در مورد مبداء تصوف نیز باورهای مختلفی وجود دارد.

برخی ها بغداد عراق و عدی دیگر کوفه و مدینه در عربستان را مبدا ایجاد تصوف اسلامی می دانند.

همچنین ابو هاشم و حسن بصری را اولین صوفیان می خوانند، اما برخی دیگر می گویند که ابوبکر صدیق و عمر فاروق خلیفه اول و دوم مسلمانان از نخستین صوفیان جهان اسلام بوده اند.

براساس نوشته های تاریخی، تصوف در اواخر قرن اول هجری قمری به میان آمد و تا اواخر قرن دوم دامنه آن به تمامی مناطق عرب نشین گسترده شد.

به گفته عبدالعزیز مهجور، نویسنده و از بیدل شناسان مشهور افغانستان، تصوف در اوایل قرن سوم هجری قمری به خراسان یعنی افغانستان امروزی رسید.

او می گوید: "در زمان خلافت حضرت عثمان، خلیفه سوم مسلمانان، تصوف همراه با دین اسلام به افغانستان راه یافت."

اما وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گوید که مدارک و شواهد دقیقی در مورد اینکه چه کسی تصوف را وارد افغانستان کرد، وجود ندارد.

به گفته آقای رهین، مهاجران خراسانی در سرزمین های عرب خود از صوفیان برجسته بودند و خراسان را نیز می توان در جمع مناطقی حساب کرد که تصوف در آن رشد کرده است.

آقای رهین می گوید: "اینکه تصوف توسط چه کسی وارد افغانستان شده دقیقا معلوم نیست. می دانید که در آن زمان جوامع اسلامی از نظر ارتباطات چنان با هم بسته بودند که اگر شخصی دانا و با فضلیتی از بلخ حرکت می کرد، می توانست برود در قاهره قاضی القضات شود. به این ترتیب مهاجران خراسانی در آن زمان خود از پیشوایان تصوف اسلامی در سرزمین های عرب بودند. می توانیم بگوئیم که بیشتر رجال برجسته صوفیه از ملت ما برخاسته اند."

از اوایل قرن سوم تا اواخر قرن پنجم هجری قمری، بلخ، هرات و غزنی از مراکز عمده تصوف بود.

شقیق بلخی، ابراهیم ادهم، احمد خزرویه از صوفیان برجسته قرون چهارم و پنجم هجری قمری و همچنین مولانا جلال الدین محمد بلخی، خواجه عبدالله انصار، حکیم ثنایی نیز از جمله پیشوایان مشهور صوفیه به حساب می آیند.

به گفته تاج محمد زریر، استاد دانشگاه تعلیم و تربیه، ابوالحسن مشهور به علی هجوری غزنوی یکی از عرفای افغانستان برای نخستین بار با نوشتن کتابی بنام کشف المحجوب، اذکار و مقامات تصوف را مشخص کرد.

آقای زریر می گوید: " کتاب کشف المحجوب علی هجوری نخستین تاریخ اجتماعی تصوف در سرزمین خراسان است."

به گفته سید مخدم رهین، تصوف در قرن پنجم هجری قمری در خراسان و افغانستان امروزی گسترش یافت و در این زمان بود که تصوف توسط شماری از صوفیان افغانستان به شبه قاره هند منتقل شد.

او می گوید: "در این زمان است که افغانستان بزرگترین پیشوایان تصوف اسلامی را عرضه می کند. از صوفیان نامدار از جمله علی ابن عثمان هجوری و همچنین خواجه معین الدین چشتی رفتند به شبه قاره.

تصوف به باور بسیاری، از نیمه قرن پنجم تا اواخر قرن ششم هجری قمری، به چهار سلسله قادریه، نقشبندیه، چشتیه و سهروردیه تقسیم شد.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:45 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |
علیزاده طوسی

ریچارد داکینز

ریچارد داکینز (Richard Dawkins) از شارحان و مفسّران و مبلّغان دو آتشه چارلز داروین.

آدم اگر ایرانی باشد و چیزهایی دربارۀ تاریخ یکی دو قرن اخیر بداند، نمی تواند از بعضی از انگلیسیها دلخوری نداشته باشد، امّا من از یک چیز بیشتر انگلیسیهای امروز خوشم می آید، و آن این است که اگر چیزی مخالف عقیده شان بگویم، نمی خواهند با مشت بکوبند توی دهنم، یا اگر این چیز با اعتقادات مذهبیشان منافات داشته باشد، نمی خواهند با یک ضربه شمشیر سرم را از تن جدا کنند و فقط ترس از قانون باشد که این ثواب بزرگ را انجام ندهند و به نفرت ابدی از من و هفت پشت آینده ام اکتفاء کنند.

رفته بودم به قهوه خانه لهستانی سر کوچه که جایتان خالی، طبق معمول یک چایی لیمو با یک برش کیک ساده بخورم که خوشبختانه باز همسایه انگلیسی همدندان و همعصایم را آنجا دیدم. او هم داشت طبق معمول خودش قهوه و کیک پنیرش را می خورد. کتابی را که همراهم داشتم و اگر تنها بودم، چند صفحا ای از آن را می خواندم، گذاشتم روی میز و با هم شروع کردیم به احوالپرسی.

برای شنیدن برنامه این هفته پایین را کلیک کنید

بعد از نالیدن از هوای ملال آورآن روز، دیدم او چشمهایش را به عنوان کتاب من دوخته است و لبخند معنی داری توی صورتش پیدا شده است. با شناختی که ازش دارم، گفتم: "لابد شما از ریچارد داکینز (Richard Dawkins) خوشتان نمی آید؟"

چارلز داروین

چارلز داروین (Charles Darwin) واضع "فرضیه تکامل" و نویسنده کتاب "بنیاد انواع".


این را هم بگویم که "ریچارد داکینز" به اصطلاح از شارحان و مفسّران و مبلّغانِ دو آتشه "چارلز داروین"، واضع "فرضیه تکامل" است و این کتاب "داکینز" که من داشتم می خواندم، مجموعه چند مقاله است با عنوان اصلی "واعظ شیطان" و عنوان فرعی "تأمّلاتی درباره امید، دروغ، علم، و عشق".

همسایه انگلیسی با خون سردی گفت: "من از ریچارد داکینز بدم نمی آید. چند تا از کتابهایش را هم خوانده ام، و از سبکش هم خوشم می آید، امّا با عقیده هایش مخالفم." من هم لبخندی معنی دار زدم و گفتم: "من هم با جنبه الحادی(atheistic) و بی خدایی نوشته هایش موافق نیستم، چون خود 'داروین' هم ملحد نبود، در واقع 'اگنوستیک' (agnostic) بود!" این را که گفتم، همسایه انگلیسی سرش را آرام تکان داد و گفت: "من هم اگر یک روزی دیگر نتوام مسیحی بمانم، مثل شما اگنوستیک خواهم شد!"

تامس هاکسلی

تامس هاکسلی (Thomas Huxley) زیست شناس اگنوستیک انگلیسی.

این را هم بگویم که در فارسی از قدیم، خیلی پیش از آنکه تامس هاکسلی (Thomas Huxley)، زیست شناس انگلیسی، کلمه "اگنوستیک" را در سال 1870 با دو کلمه یونانی بسازد، به معنای آن وارد بودیم و به آن می گفتیم "لاادری"، یعنی "نمی دانم"، یعنی "خدا خودش می داند که هست یا نیست، من نمی دانم!" چایی لیمو و کیک ساده من که آمد، موضوع صحبت هم عوض شد، امّا من به یادم آمد که در چند جا خوانده بودم که در سال 1859 که کتاب "بنیاد انواع" داروین در انگلستان در آمد، خیلیها نسخه ای از آن را خریدند و نخوانده، برای ثوابش آن را انداختند توی آتش.

عمر خیام

عمر خیام که در قدیم رباعیات او را با انبر برمی داشتند و توی آتش می انداختند.

بعدها، یعنی بعد از مرگ داروین که دیدند، نخیر، این کتاب ماندنی است، بعضیها دامن همّت به کمر زدند تا "داروین" را "تطهیر" کنند. یک خانم مبلّغ مسیحی که اصلاً داروین عیادت نکرده بود، چو انداخته بود که در موقع مرگِ او، به گوش خودش، از زبان او، شنیده است که از حضرت مسیح طلب آمرزش می کند و می گوید ای کاش این کتاب کفرآمیز را ننوشته بودم. آدم از این قضیه به یاد "رباعیات عمر خیّام" می افتد که در قدیم آن را با انبر برمی داشتند و برای ثوابش توی آتش می انداختند و بعضیها هم برای تطهیرخیّام، هی به اسم او رباعیهای خداپسند قالب می زدند:
ناکرده گنه در این جهان کیست؟ بگو!/ آن کس که گنه نکرد، چون زیست؟ بگو!
من بد کنم و تو بد مکافات دهی، / پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:42 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

خدا می داند که او با انشاء های خودش رئیس جمهوری امریکا شد، یا با انشاء های دیگران!

من اصلاً اهل سیاست نیستم و به انتخابات هیچ جای دنیا هم آن قدرها اعتقاد ندارم که بتوانم به آن قسم بخورم، امّا از شما چه پنهان تا حرف انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیش می آید، گوشهایم تیز می شود، و حرف انتخابات عمومی اینجا هم که در واقع انتخابات نخست وزیری بریتانیا باشد، چه بخواهم چه نخواهم، از اوّل صبح تا آخر شب مثل سنگ و سجّیل بر سرم می بارد و منگم می کند!

حالا چرا حرف انتخابات آمریکا گوشهای آدمی مثل مرا، که اصلاً اهل سیاست نیستم، این قدر تیز می کند، یک دلیل بزرگ و روشن و سنگین دارد و آن "عطسه آمریکا" ست! فکر نمی کنم امروز توی دنیا آدم بالغ و عاقلی پیدا بشود که "عطسه آمریکا" به گوشش نخورده باشد و در حدّ خودش به معنای آن پی نبرده باشد. من عنوان سه تا از پانزده هزار و دویست مطلبی را که با اشاره به "عطسه آمریکا" در سایت "گوگل" آمده است، به اصطلاح "ذکر" می کنم تا باعث عبرت آن آدمهای بالغ و عاقلی بشود که درباره "عطسه آمریکا" به اصطلاح "اظهار بی اطّلاعی" می کنند:

"وقتی آمریکا عطسه می کند، دنیا دچار تب و لرز می شود"؛ "آمریکا که عطسه می کند، رنگ بریتانیا کبود یا گاهی هم سبز می شود"؛ "وقتی آمریکا عطسه می کند، روسیه ذات الرّیه می گیرد".


پس حالا که "عطسه آمریکا" چنین تأثیری در دنیا دارد، هر چیزش باید در همه چیز دنیا خیلی تأثیرها داشته باشد، مخصوصاً انتخابات ریاست جمهوریش که در مقابل "عطسه"، آدم را به یاد "وبا" و "طاعون" می اندازد! و آنوقت چیزی با این همه اهمیت و این همه تأثیر، خودش به چی بند است؟ بله، به چند تا سخنرانی! و متن این سخنرانیها را کی می نویسد؟ همان کسی که نامزد ریاست جمهوری می شود؟

وینستون چرچیل برنده جایزه ادبی نوبل 1953 نه تنها سخنرانیهایش را خودش می نوشت، بلکه نقاشی هم می کرد و این یکی از تابلوهای اوست.

نخیر، آنها را چند تا "انشاء نویس" سر قلم می روند که دستمزد یا درواقع "فکر مزد" کلانی هم می گیرند. "سخن نویسی"، یعنی نوشتن یک مشت حرف مفت و فریبنده برای انواع سخنرانها، از جمله برای "دولت مردها" و "دولت زنها" سالهاست که رواج پیدا کرده است و یکی از معروفترین "سخن نویسها" در بریتانیا هنر پیشه و نمایشنامه نویسی است که برای سه تا از نخست وزیرهای قبلی بریتانیا، از جمله خانم مارگارت تاچر «سخن نویسی» کرده است و جمله معروف و تاریخی شده "Ladies are not for turning" را هم او توی دهن این خانم گذاشت، که وقتی در پارلمان از دهنش در آمد، حتی عدّه ای از نماینده های حزب مخالف را هم به خنده انداخت! راستش نمی دانم چرا، چون معنای این حرف تا آنجایی که من می دانم، این است که خانمها از حرفشان بر نمی گردند!

به انشاء نویسهای همه فن حریف Spin Doctor هم می گویند که معنیش تقریبا می شود "استاد سخن ریسی" !

یک آه و هزار افسوس! دیگر آن دوره گذشت که نخست وزیری مثل "چرچیل" واقعاً سیاستمدار بود و هر جا و درباره هر چیز سخن می راند، فکر و سخن خودش بود، آدم کوکی نبود، و بعد از مرگش، سخنرانیهاش، که به اصطلاح صفحات درخشانی از تاریخ بریتانیاست، در هشت جلد چاپ شد و برای تاریخ شش جلدی جنگ جهانی دوّم در سال ۱۹۵۴ جایزه "نوبل" گرفت. البتّه حالا مردم هم عوض شده اند و معمولاً به کسانی رأی می دهند که رسانه های گروهی از "انشاء" هاشان بیشتر تعریف بکنند، و حضّار محترم، در خاتمه سخنرانی بیشتر برایشان کف بزنند. آفرین بر "انشاء نویس" هایی که رئیس جمهوری و نخست وزیر می آورند سر کار، ولی خودشان را هیچ کس نمی شناسد. دستمزد یا بهتر بگویم، فکر مزدشان را می گیرند و می روند یک گوشه می نشینند و خاویار و شامپاین خودشان را می خورند! بله، صحبت از "عطسه آمریکا" بود و ارتباط آن با "انشاء نویسها"!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:41 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

"چین جمعیتش به جای یک میلیارد و سیصد میلیون، می شد صد و هشتاد میلیون."

فکر می کنید اگر با همین پیشرفتهایی که بشر تا امروز در همه زمینه ها داشته است، جمعیت دنیا به جای هفت میلیارد، یک میلیارد می بود، مردم دنیا الآن چه حال و روزگاری می داشتند و مصیبتها و غصّه هاشان چه قدر کمتر می بود و راحتیها و خوشیهاشان چه قدر بیشتر؟

حالا برای اینکه تصویری در ذهن داشته باشیم، می گویم که در این صورت چین جمعیتش به جای یک میلیارد و سیصد میلیون، می شد صد و هشتاد میلیون؛ جمعیت بریتانیا به جای شصت و یک میلیون، می شد نه میلیون؛ و جمعیت ایران به جای هفتاد میلیون، می شد ده میلیون.

برنامه این هفته را اینجا بشنوید

نمی دانم الآن شما تا این موضوع را شنیدید، توی دلتان دارید چی به من می گویید، امّا همسایه انگلیسی من در قهوه خانه لهستانی سرکوچه، نگاه عاقل اندر سفیهی به من کرد و گفت: «چرا داری فرض محال می کنی؟ بله، تا دویست سال پیش کل جمعیت دنیا تقریباً یک میلیارد بود، یعنی چهار صد میلیون کمتر از جمعیت امروز چین، امّا بیشتر آن پیشرفتهایی که تو اشاره کردی، مال همین دویست سال اخیر است!»

"یکی از راههای علمی جلوگیری از افزایش جمعیت استفاده شرعی از چیزی است که حالا تقریبا در تمام دنیا به آن می گویند کاندوم!"

هوش به خرج دادم و گفتم: «منظورت این است که همه این افزایش سریع جمعیت، نتیجه همین پیشرفتهاست؟» همسایه انگلیسی سرش را جنباند و گفت: «هم بله، هم نه!» و بحثمان سر «بله ها» و «نه ها» یک ساعتی ادامه پیدا کرد و به هیچ نتیجه ای هم نرسید، امّا هر دو خوشحال بودیم که علتهای بیماری افزایش جمعیت را خوب تشخیص داده ایم و راه درمانش را هم خوب می دانیم، و غیر از ما چند میلیون آدم دیگر هستند که خیلی بهتر از ما این درد را تشخیص داده اند و خیلی بهتر از ما راههای درمانش را می دانند، امّا در برابر چندین میلیارد آدمی که با استفاده از دستاوردهای «دانش» امروز، ولی با «جهل» آدمهای ده بیست هزار سال پیش زندگی می کنند، هیچند و تقّلاشان عین تقّلای یک مشت مورچه است در چنگ یک سیلاب وحشتناک، سیلابی که عالم را در اقیانوس جهل غرق کند خواهد کرد و دیگر حضرت نوحی هم نخواهد بود که برای نجات بشر کشتی به آن بزرگی بسازد!

"اگر دنیا به جای این سازمان دول نامتحد، یک سازمان بین المللی بشریت می داشت، شاید زندگی بشر از این وضعیت کابوسی در مِی آمد!"


همین الآنش نصف این هفت میلیارد جمعیت دنیا از سر سفره یا خوان نعمت زمین گرسنه پا می شوند! با وجود این انگار گوش هیچکس بدهکار حرف حسابی آنهایی نیست که می گویند اگر حساب کار به دستمان نیاید، تا پنجاه سال دیگر جمعیت دنیا دو برابر خواهد شد، یعنی چهارده میلیارد نفر! خدا بدهد برکت! نخیر، خدا این برکت را از ما بگیرد، انشاء الله!

به همسایه انگلیسی گفتم: «می دانی، رفیق، با فکر و حساب آدمهایی مثل من و تو، اگر دنیا به جای این «سازمان ملل متحد» که در اصل «سازمان دول نامتحد» است، یک «سازمان بین المللی بشریت» می داشت و این سازمان حکم می کرد که از امروز هیچ زن و شوهر جوانی حق ندارند که بیش از یک بچه داشته باشند، بیست و پنج سال دیگر جمعیت دنیا نصف حالا می شد و زندگی بشر از این وضعیت کابوسی در می آمد!»

"خیلی از آدمها باور نمی کنند که برای طبیعت هیچ فرقی با قورباغه ندارند!"


و همسایه انگلیسی گفت: «مگر ندیدیم که چین می خواست این کار را بکند و خیلی هم سخت گرفت، ولی از پس مردم برنیامد؟» و من در جواب او ساکت ماندم، امّا پیش خودم فکر کردم که طاعون جهل بشر فقط وقتی درمان خواهد شد که تک تک آدمهای روی زمین بدانند که تافته ای جدا بافته از بقیه حیوانات نیستند و برای طبیعت هیچ فرقی با دینوسور و قورباغه و مگس ندارند، و حالا که برعکس حیوانات به شهوت رانی معتاد شده اند و فصل را فراموش کرده اند، این را بدانند که اگر همین طور بی گدار و بی کاندوم به آب بزنند و فکر پنجاه سال دیگر نباشند، لازم نخواهد بود که برای روز قیامت و صحرای محشر پنجاه هزار سال انتظار بکشند!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:40 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

مرد پیر پولدار غربی و زن جوان فقیر شرقی

اگر شمای جوان مجرد بیست و چند ساله توی یکی از خیابانهای لندن یا نیویورک یک مرد شصت و چند ساله ببینید که دست یک زن خوشگل بیست و چند ساله آسیایی را محکم گرفته است و با یک نگاهش به مردم دارندگی بی برازندگی می فروشد و با نگاه دیگرش به آن زن جوان، می خواهد همانجا، جلو چشم رهگذرها، لخت یا با لباس، قورتش بدهد، به آن مرد شصت و چند ساله حسودیتان می شود؟ یا دلتان به حال آن دختر جوان بیست و چند ساله می سوزد و توی دلتان می گویید: "تف به این روزگار!" و همه هوسهایی را که توی دلتان انبار شده است، فراموش می کنید؟


بله، حیوانها فقیر و دارا ندارند، "ضعیف" و «قوی" دارند. بعضی از آنها، مخصوصا بعضی از میمونها، نرهای نیرومندشان برای خودشان یک حرمسرا دارند و این حرمسرای بی در و دیوار پر است از ماچه هایی از چند نسل پشت سر هم، از تازه بالغ گرفته تا همسن و سال خود آنها. نر میمونهای جوان باید بروند سماق بمکند و سنگ بیندازند تا بغلشان باز شود!

برنامه را اینجا بشنوید

موضوع پول و خانه و ویلا و اتومبیل و تحصیلات عالی و شغل آبرومند و پر درآمد در میان نیست. باید قوی بشوند و با صاحب حرمسرا بجنگند و با زور عضله و دندان از میدان بیرونش کنند تا حرمسرا به تصرف قوی ترین آنها در بیاید و حکومت جدید با نظام قدیم شروع بشود. این قانون جنگل است برای جنگلیها و هیچ ربطی به آن هرج و مرج و بهلبشویی ندارد که آدمها به ناحق اسمش را گذاشته اند "قانون جنگل".

حیوانها فقیر و دارا ندارند، "ضعیف" و "قوی" دارند.


امروز در دنیای آدمها می بینی یک پیر هافهافویی که دماغش را بگیری، جان از ماتحتش در می رود، میلیاردها ثروت دارد، و عوض یکی، ده تا، بیست، سی تا دختر جوان خوشگل بیست و چند ساله سرخ و سفید و مو بور و چشم آبی، نیم برهنه دورش می گردند و نوازشش می کنند و قربان و صدقه اش می روند! مثل حیوانها "قوی" نیست، آدم است و "دارا" ست و توی این دنیا چیزی نیست که او بخواهد و با پولش نتواند صاحب آن بشود، غیر از فهم و شعور که اولا خریدنی نیست و ثانیا یک چنین آدمی چه احتیاجی به فهم و شعور دارد.


و اما آن مردهای انگلیسی یا آمریکایی شصت و چند ساله ای که دل دخترهای جوان بیست و چند ساله آسیایی، مخصوصا اهل آسیای جنوب شرقی را می دزدند، یکی از دوچیز یا هر دوتاش را دارند و در عوض خیلی چیزها را ندارند. از آن دو چیز، اولیش یک مملکت پیشرفته صنعتی ثروتمند است، با در آمد سرانه پنجاه هزار دلار در سال، و دومیش امکان اجازه اقامت و کار گرفتن در این مملکت برای یک زن خوشگل بیست و چند ساله آسیایی که در آمد سرانه در مملکت خودش به دو هزار دلار در سال نمی رسد. و چیزهایی که این شوهرهای شصت و چند ساله ندارند عبارت است جوانی، زیبایی، تحصیلات عالی، عشق و پول زیاد! اگر همه اینها را داشتند که مرض نداشتند بروند مبلغی پول به یک مؤسسه "شوهریابی" در یک کشور آسیایی بدهند و از راه رد و بدل کردن عکسهای روتوش شده، برای خودشان همسر وارد بکنند.

آیا قانون ضعیف و قوی جنگل بدتر از قانون فقیر و دارای ما آدمهاست؟

چیزی هم که در یک چنین معامله هایی اظهر من الشمس است، وجود نداشتن عشق است! دختر جوان خوشگل آسیایی که در بین جوانهای محله اش چندین و چند عاشق دلخسته دارد، مگر دیوانه است که برود عاشق یک پیر مرد انگلیسی یا آمریکایی بشود! در مورد آن پیر مرد انگلیسی یا آمریکایی هم شما را به خدا حرف عشق را در میان نیاورید!


می دانم که در دنیای آدمها نمی شود قانون "ضعیف و قوی" جنگل را جانشین قانون "فقر" و "ثروت" کرد، اما خودمانیم، گوش حیوانها کر، این هم قانون است که ما آدمها داریم!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:38 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

یکدفعه روی شیشه های یک فروشگاه چشمتان می افتد به یک پوستر بلند بالا که رویش نوشته است: "بشتابید! بشتابید! تا هفتاد در صد تخفیف!"

این را همه می دانند که فقط همان بقال و عطار و نانوا و کفاش سر خیابان و امثال اینها "کاسب" نیستند. بزرگترین شرکتهای صنعتی دنیا هم کاسب هستند.

یک شرکت "اتومبیل سازی" را با یک "نانوایی" مقایسه می کنیم، می بینیم "نانوا" مواد لازم برای تهیه نان را می خرد، از آرد و خمیر مایه و نمک و آب گرفته تا سوخت و خیلی چیزهای دیگر. پولی که برای خریدن این چیزها می دهد، به اضافه دستمزدها و کرایه محل و عوارض شهرداری و مالیات و غیره، می شود "قیمت تمام شده" نان.

برنامه این هفته را اینجا بشنوید

پخش فرمت های دیگر صوت و تصویر

آنوقت "نانوا" سودی را که انتظار دارد از "کسب" عایدش بشود، می کشد روی قیمت تمام شده، و جمع این دو رقم می شود "قیمت فروش". عین همین کار را با یک مقیاس وسیع تر و پیچیده تر آن شرکت بزرگ اتومبیل سازی می کند. حالا این مقدمه را در ذهنتان نگهدارید تا بعد!


اگر به آب و هوای انگلستان که فصل سرش نمی شود، کاری نداشته باشیم، می توانیم بگوییم که "سال" بر طبق تقویم شرقی و غربی چهار تا فصل سه ماهه دارد. اینجا، یعنی در لندن، بیشتر فروشگاهها، از کوچک تک حلقه ای گرفته تا بزرگ زنجیره ای، "حراج فصل" دارند.

آقای "محمد الفاید" صاحب فروشگاه "هارودز" (Harrods) که احتمالا معروفترین، گران ترین و بزرگترین فروشگاه لندن است، سِرا میشل گلار (Sarah Michelle Gellar)، هنر پیشه آمریکایی را برای افتتاح حراج سال از کالسکه مخصوص پیاده می کند.

بعضی از این فروشگاهها حراج یک فصل را همین طور ادامه می دهند تا فصل بعدی برسد و حراج را از فصل قبلی تحویل بگیرد. شما دارید توی پیاده رو می روید دواخانه نسخه تان را بپیچید، یا می روید پستخانه یک نامه سفارشی برای مادرتان بفرستید. یکدفعه روی شیشه های یک فروشگاه چشمتان می افتد به یک پوستر بلند بالا که رویش نوشته است: "بشتابید! بشتابید! تا هفتاد در صد تخفیف!"


این عبارت "هفتاد در صد تخفیف" حواس شما را پرت می کند. چند لحظه ای فراموشتان می شود که کجا داشتید می رفتید. بعد هم که به یادتان می آید، فکر می کنید که دیر نمی شود. اما فکر نمی کنید که تا پیش از دیدن عبارت "هفتاد در صد تخفیف" اصلا به هیچ چیز احتیاج نداشتید که بخواهید آن را با تخیف یا بی تخفیف بخرید، اما حالا دیگر "تخفیف" کار خودش را کرده است، افسونش عقلتان را گرفته است و یک "احتیاج کاذب" در شما به وجود آورده است که زور و قدرتش صد برابر "احتیاج واقعی" است.


آدم می رود توی این فروشگاه. می گردد دنبال هفتاد درصدیها! آنجا یک کت مردانه می بیند که بوده است صد پوند، حالا شده است سی پوند. از خودش می پرسد: "این فروشگاه تا پیش از حراج، از صد پوند قیمت فروش این کت، چه قدر سود می برده است؟ ده پوند؟ بیست پوند؟ سی پوند؟ بیشتر از این که نمی تواند باشد! پس یعنی حالا دارد آن را با چهل پوند ضرر می فروشد؟"

حراج فصل فروشگاه زنجیره ای نسبتاً ارزان و کاملاً معروف "مارکس اند اسپنسر" (Marks & Spencer) و هجوم مردم برای خریدهای لازم و نا لازم.


به برچسب کوچک قیمت که نگاه می کنم، می بینم در سطر اول کلمه "Was" به رنگ قرمز چاپ شده است و با دست جلو آن نوشته اند "صد پوند، یعنی "صد پوند بود". زیر آن، در سطر دوم، کلمه چاپی "Now" هست، که جلوش با دست نوشته اند "سی پوند"، یعنی "حالا شده است سی پوند".من چون آدم بد بینی هستم، می گویم: "از کجا بدانم که واقعا قیمت فروش این کت پیش از حراج صد پوند بوده است؟ شاید حد اکثر چهل پوند بوده است که حد اقل پانزده پوندش سود بوده است! پس حالا هم، با این هفتاد درصد تخفیف، فروشگاه حد اقل پنج پوند سود می برد!"


حالا شما خودتان را جای من بگذارید، ببینید با این حساب، شما هم مثل من که "بد بین" هستم، به قیمتهای این حراجها به اندازه "حرفهای سیاستمدار" ها بی اعتقاد می شوید، یا "خوشبین" می مانید و خوشحالید که کت صد پوندی را به سی پوند خریده اید!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:36 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

حضرت یعقوب پیغمبری را که حق برادرش، "عیسو"، بود، از پدر نابینایش، حضرت "اسحاق"، که احتمالاً چشمهایش آب مروارید آورده بود، می گیرد.

طبیعت، که همان مادر کر و کور و لالِ همۀ موجودات آمدنی و رفتنی، از جمله آدمیزاد و مگس باشد، برای ما، گلهای سر سبدش، هدیه های زیادی دارد که بعضی از آنها را نگه می دارد تا پیر بشویم، آنوقت آنها را یکی یکی به ما بدهد.

یکی از قیمتی ترین این هدیه ها دو تا دانه مروارید است که آنها را وقتی که دیگر خیلی خسته ایم و همه اش غُر می زنیم، می گذارد کفِ...، نه، نمی گذارد کف دستمان، فرو می کند توی تخم چشممان.

برنامه این هفته را اینجا بشنوید

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

البتّه این مادر اهل حساب است،نه اهل کتاب، و برای عقیده و ایمان هیچکس هم تره خُرد نمی کند. با هدیه نا به جا گذاشته اش چشم آدم کم کم تار می شود و اگر آدم بخواهد به امیّد معجزه بماند، باید قید بینایی را بزند.

حالا هم که عهد اسحاق، پسر حضرت ابراهیم، و عهد یعقوب، پسر حضرت اسحاق نیست، که آدم پیغمبر باشد و در پیری چشمهاش از این مرواریدهای توی تخم چشم چپانده تار بشود و هیچ کار نتواند بکند تا نابینا بشود.

البتّه گفته اند که حضرت یعقوب از غصّه پسرش، یوسف که برادرهایش او را توی چاه انداخته بودند، نابینا شده بود و بعد که یوسف از مصر پیراهن خودش را برای یعقوب فرستاد، یعقوب آن را به چشمهایش کشید و بینا شد، امّا بیچاره اسحاق نابینا ماند که ماند، و برای همین بود که پسرش، یعقوب، توانست با چسباندن پوست بزغاله به دستها و سینه اش و عوض کردن صدایش، پیش این پدر پیر نابینای پا لبِ گور برود و خودش را به جای برادر بزرگش، عیسو، جا بزند و با این حیله پیغمبری را که حق عیسو بود، از اسحاق بگیرد. اَلعُهده عَلَی الرّاوی، که باب بیست و هفتم از "سفر پیدایش" در "کتاب مقدّس" باشد.

حضرت عیسی علیه السلام، در ضمن پیغمبری چه معجزه ها که نکرد! یکی از معجزه هایش بینا کردن نابیناها بود.


بعد از معجزه پیراهن یوسف، دو هزار سالی گذشت تا حضرت عیسی علیه السّلام آمد و کار پیغمبریش را در سی سالگی شروع کرد و در ضمن پیغمبری چه معجزه ها که نکرد! یکی از معجزه هاش بینا کردن نابیناها بود، امّا متأسفانه این دوره زیاد طول نکشید و سه سال بعد او را مصلوب کردند و به آسمان رفت و متأسفانه بیشتر پیرها به علت مرواریدهایی که طبیعت توی تخم چشمشان می چپاند، کور از دنیا می رفتند. برای همین است که یکی از بدترین نفرینهای آدمیزاد به دشمنش این بوده است که "الهی کور از دنیا برود!"


راستی چرا ما به این هدیه شوم طبیعت می گوییم آب مروارید؟ شاید چون هم شکلش مثل مروارید است، هم رنگش! چه می دانم! خوب، چرا در انگلیسی و خیلی زبانهای دیگر به آن می گویند آبشار؟ شاید چون مثل آبشار جلو چشم آدم پرده می کشد!

چه می دانم! امّا این را می دانم که در زبان عامیانه انگلیسی به آب مروارید، به جای آبشار، "مروارید" هم می گویند! و این را هم خوانده ام و می دانم که شش قرن پیش از تولد حضرت عیسی علیه السلام، هندیها که به معجزه اعتقاد نداشتند، فهمیده بودند که "آب مروارید" یک بیماری چشمی است و، راست یا دروغ، آن را با عمل جرّاحی معالجه می کردند و اسم بنیادگذار این جرّاحی هم "سوشروتا" (Sushruta) بود.

در حدود هزار سال بعد از تولد عیسی علیه السلام هم یک چشم پزشک عراقی، به اسم "عمّار ابن علی موصلی" که با سوزن مخصوصی که برای عمل جراحی آب مروارید اختراع کرده بود، بیمارها را معالجه می کرد. و حالا هم که "انسان" به خودش اعتقادکی پیدا کرده است، هر سال در حدود بیست میلیون نفر از مردم دنیا، حتی آنهایی که به معجزه اعتقاد دارند، می دوند پیش جرّاح که این مرواریدها را از تخم چشمشان در بیاورد و جاش پلاستیک شفّاف بگذارد، تا خدا نکرده کور از دنیا نروند!

عمل جراحی آب مروارید و جلوگیری از نابینایی در عصر ما.


آدمیزادی که ما باشیم، هیچوقت از خودِ زندگی خسته نمی شویم. عُمر، یا فرصت زندگی در روی زمین، چیزی است که چه خوش بگذرد، چه به ناخوش، هزار تا زندگیِ نهصد و پنجاه سالۀ حضرت «نوح» هم کم است.

این را باید یواشکی در گوشِ آنهایی گفت که گاهی این بیتِ معروف را تحویلِ دیگران می دهند که: « عمر اگر خوش گذرد زندگي نوح کم است/ ور به ناخوش گذرد، نيم نفس بسيار است». دراز عمر ترین گدا یا پادشاه دنیا هم عمرش از صدو پنجاه سر نزده است. با این حساب است که مادرمان، طبیعت، می داند که باید بعد از شصت سال، کم کم ما را برای پیوستن به لقاء الله آماده بکند. یعنی کارهایی بکند که ما بالاخره عطای زندگی را به لقایش ببخشیم و بزنیم به چاک! و این وقتی است که دیگر حریرۀ بادام و دندان مصنوعی و سمعک و ه



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:34 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |
"

آدم وقتی که پیر می شود، گاهی که چند تا بچّه را می بیند، بی اختیار موقعیتِ آنها را با موقعیت خودش، در سنّ و سال آنها به یاد می آورد و یکی از حسرت هایش تازه می شود. تازه شدنِ حسرت دست خود آدم نیست، امّا خوش قلب که باشد، خیلی خوشحال می شود که حالا دیگر خیلی از بچّه های همطبقه خودش حسرت خیلی از چیزها به دلشان نمی ماند.

چند روز پیش رفتم سوار اتوبوس بشوم، یک صف دراز دیدم از بچّه های دبستانی، دختر و پسر، با لباس اونیفورم مخصوص مدرسه خودشان، و همه شان هم جلیقه ایمنی زرد و نقره ای به تنشان.

داد و قال و خنده شان انگار تمام عالم را گرفته بود و گوش فلک را کر می کرد. پنجاه، شصت نفری می شدند و همراهشان ده، دوازده نفری زن جوان و میانه سال که لابد معلّمهاشان بودند.

بشنوید

یکی از این خانم ها تا اتوبوس رسید، به من گفت: "اول شما سوار بشوید!" با تشکر سوار شدم و نشستم. آنوقت دست کم نصف آن پنجاه، شصت نفر آمدند بالا و حالا گوش های نیمه کر من بود که داشت به کلّی کر می شد. فکر کردم لابد می روند کلیسا.

از یکیشان که گوشش نزدیک دهنم بود، پرسیدم: "تا کجا می روید؟" ترسید که جواب بدهد. معلمش که کنارش ایستاده بود، لبخند زد و گفت: "می بریمشان موزه ملّی نقاشی." گفتم: "مسئولیت بزرگی است! خدا همراهتان!" گفت: "خیالتان راحت باشد. برای هر شش نفر یک معلّم یا مادر همراهیشان می کند و مواظبشان هست!"

یک وقت چوب و فلک فقط مخصوص بچه های مدرسه نبود، بزرگها را هم توی کوچه و خیابان فلک می کردند و شلاق می زدند

بقیه راه، دیگر داد و قال بچّه ها را نمی شنیدم، چون رفته بودم به دوره بچگی خودم، کلاس چهارم ابتدایی، و فرّاش بلند قدّی را می دیدم که بچّه ها را به دستور ناظم فلک می کرد و معلّم حسابی را که گوش بچّه ها را می کشید و مداد لای انگشتهاشان می گذاشت و به هرکس صدایش در می آمد، می گفت: "ای گوساله، ای بزغاله!" و معلم قرائت و دیکته و انشایی را که به بچه ها معما می داد حل کنند و به قید قرعه به یکی از آنها جایزه می داد.

جایزه ش بیشتر یک مجلّه "خواندنیها" بود که خودش آن را خوانده بود و به درد خواندن بچّه ها هم نمی خورد. امّا همین جایزه برای ما یک دنیا ارزش داشت.

یک بار معمّایی که فقط من توانسته بودم آن را حلّ کنم این بود که چشمه ای که بهش می گویند "شام گرما" اسم درستش چی هست؟ و من قضا قورتکی فکر کرده بودم که چون این چشمه، چشمه آب گرم است و لابد شاه آنجا آبتنی می کرده است، اسمش را گذاشته اند "شاه گرماب".

خرکی را به عروسی خواندند / خر بخندید و شد از قهقهه سست!


شصت و دو سه سال پیش که دوره تجدّد شروع شده بود و تازه در کتاب های قرائت دبستانی شعر "خرکی را به عروسی خواندند / خر بخندید و شد از قهقهه سست" از خاقانی جایش را داده بود به "خر جانوری بود بی آزار / آماده برای بردن بار" از عباس یمینی شریف، ما گاهی اسم "گردش علمی" را می شنیدیم، امّا از دبستان به دبیرستان، از دبیرستان به دانشگاه، و از دانشگاه به میان مردم رفتیم و نفهمیدیم "گردش علمی" یعنی چی!

حالا دارم فکر می کنم که لابد "گردش علمی" ترجمه "اکسکورسیون پداگوژیک" (excursion pédagogique) فرنگی است که دهها گردش آموزشی مختلف را شامل می شود، از جمله دیدار موزه ها که شهر لندن بیش از 250 تاشان را دارد و یکیشان همان موزه ملّی نقاشی است، در وسط شهر، که آن پنجاه شصت تا بچه دبستانی داشتند به دیدارش می رفتند.

امروز که بعد از شصت و اندی سال، در عین تازه شدن حسرتم، می بینم خیلی از بچه های خیلی از جاهای دنیا از همان دوره دبستان گردش علمی می روند و معنیش را خوب می فهمند، واقعاً روحم شاد می شود.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:33 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

جلو هر کدام از این خانه ها به زور می توانند یک اتومبیل پارک کنند، و در هر دو طرف خیابانهای باریک، قطار به قطار اتومبیل پارک شده است.

امروزه در لندن خیلی ازمردم توی خانه های کوچک هفتاد، هشتاد متری ای زندگی می کنند به عرضِ شش، هفت متر. بیشتر این خانه ها هم صد، صدو بیست سالِ پیش ساخته شده است، یعنی در آن روزگاری که داشتن اتومبیل شخصی از تجمّلات اعیان و اشراف بود.

امّا حالا که همه چیز عوض شده است، وآدم بی اتومبیل کسی است که کنار کوچه می خوابد، بیچاره صاحبهای این خانه های عهد بوقی!

بشنوید

  • به زور می توانند یک اتومبیل پارک کنند، و در هر دو طرف خیابانهای باریک، قطار به قطار اتومبیل پارک شده است و آن وسط جا برای عبور یک اتومبیل بیشتر نیست و رانندگی توی خیابانهای باریک و دو طرفه این لانه موشها هم مهارت می خواهد، هم معجزه. گاهی هم که مهمانی برای یکی از این خانه ها بیاید، باید کلّی بگردد تا در آن حوالی جلو خانه یک بیچاره دیگر جای خالی گیر بیاورد و اتومبیلش را برای چند ساعت آنجا پارک کند.

دیروز که من و عیال از خانه بیرون آمدیم تا نیم ساعتی به پارک پشت خانه برویم، عیال یک حرف خیلی جدّی زد که من قاه قاه خندیدم!

با این توصیف حالا آدمی را در نظر بیاورید که اوّلاً زن باشد، ثانیاً به قول انگلیسیها "disabled" رسمی باشد ، یعنی عا جز و علیلی که با پای خودش نتواند راه برود، و ثالثا هفتاد و چند سال از عمرش گذشته باشد! خودمانیم، از همچین آدمی اصلاً می شود انتظار داشت که بتواند اتومبیلش را به آسانی جلو خانه اش پارک کند، مخصوصاً اگر خانه سمت راستش علاوه بر یک اتومبیل، یک موتور سیکلت هم داشته باشد و خانه سمت چپش تصادفاً اتومبیلش را نزدیک به مرز خانه این زن پارک کرده باشد!

دیروز که من و عیال از خانه بیرون آمدیم تا عصا زنان در پارک پشت خانه چند قدمی راه برویم، عیال به اتومبیل کوچکِ رنگِ رو رفته ای که جلو یکی از خانه های طرفِ ما پارک شده بود، اشاره کرد و گفت: "این ماشین را می بینی؟" گفتم: "آره، امّا این همسایه مان که یک ماشین مدل بالای بزرگِ هفت نفره دارد!"

عیال گفت: "بله، مال آنها نیست. اصلاً مال همسایه های ما نیست. معلوم نیست مال کی هست و خدا می داند چرا آورده، اینجا پارک کرده! الآن یک هفته است که از جاش تکان نخورده. امّا یک خوبی هم دارد!" با تعجّب گفتم: "چه خوبی ای؟" گفت: "دیروز آن همسایه "disabled" مان، خانم پاترسون خیلی خوشحال بود و می گفت صاحب این ماشین هرکی هست، هر روز دعاش می کند!" از این حرف قاه قاه خندیدم. عیال گفت: "چرا می خندی؟ خوب، بیچاره حرف دلش را می زد. نمی دانی توی این جای تنگ پارک کردن چه قدر برایش مشکل است!" گفتم: "من هم دعا می کنم که صاحبِ این ماشین حالاحالاها پیدایش نشود!"

سگ : «تو خری و من سگم! مرگ خر چه ربطی به عروسی سگ دارد؟ خر: «بسته به این است که سگ مال کی باشد و خر اهل کجا باشد!

فکر می کنم شما باید علّتِ آن خنده مرا حدس زده باشید... بله، درست حدس زده اید. علّتش دعای خانم پاترسون به جانِ صاحبِ خودخواهِ آن اتومبیل کوچک بود، که تصادفاً مرا به یاد این ضرب المثل فارسی انداخت که می گوید: "چه خوش گفت آن لهاووری به طوسی/ که مرگِ خر بود سگ را عروسی!"

این خودش تعریفی است از طبیعت آدمیزاد! نگاه نمی کند ببیند سودی که او از خدا می خواهد به زیان کی تمام می شود. از یک طرف خانم پاترسون هر روز به جان صاحبِ خودخواهِ آن اتومبیل کوچک دعا می کند و از طرف دیگر لابد همسایه دیگرمان، آقای جنکینز، که بیچاره این چند روزه مجبور شده است اتومبیلش را یک جایی دور از خانه اش پارک کند، هر روز به جان همان آدم نفرین می کند! حالا نمی خواهید خدا در مانده باشد که دعای آن یکی را مستجاب کند یا نفرین این یکی را!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:31 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

"                                              "

در عهد صغر، روی خیلی از دیوارها، این بیت شعر آبکی را خوانده بودم: "به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی / در این زمانه ندیدم رفیق یکرنگی"!

اگر می بینیم سعدی علیه الرحمه فرموده است: "مردباید که گیرد اندر گوش/ ور نبشته ست پند بر دیوار"، لابد در عهد او "پند" و "دیوار" با هم دمخور بودند و مردم از رابطه آنها خبر داشتند. لابد اینجا و آنجا، در مدرسه و مسجد، در خانه و بازار، پندهایی بر سینۀ دیوارها، مردم را به خواندن و در گوش گرفتن و سعادتمند شدن دعوت می کرد.

من خودم یادم نمی آید که در عهد صغر پندی، فحشی، شعاری، یا پیغامی روی دیوارخانه های مردم نوشته باشم، ولی روی خیلی از دیوارها این بیت شعر آبکی را خوانده بودم: "به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی / در این زمانه ندیدم رفیق یکرنگی"!

بشنوید

روی دیوار یک مغازه پارچه فروشی هم دو تا نوشته قاب کرده دیده بودم، با خط خوش نستعلیق، که یکیش می گفت: "نسیه نمی دهیم!" و دوّمیش می گفت: "دست طلب که پیش کسان می کنی دراز/ پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش!"

دیوار اتاقهای پذیرایی نمایشگاه شعرهای قاب کرده، مخصوصاً شعرهای میهنی و صوفیانه. (عکس از سایت احمد ابراهیمی فرد، خوشنویسی از اسرافیل شیرچی، تذهیب از داور پروین)

چند سال پیش که رفته بودم تهران، خانه ای نبود که من بروم و حد اقل یک شعر قاب کرده به دیوارش نبینم. خانه هایی هم بود که صاحبهای خوش فکر و خوش ذوقشان اتاق پذیرایی را کرده بودند نمایشگاه شعرهای قاب کرده، مخصوصاً شعرهای میهنی و صوفیانه: "چو ایران نباشد، تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد!"

منسوب به فردوسی در کنار " دل، ای رفيق، بر اين کاروانسرای مبند/ که خانه ساختن آيين کاروانی نيست" از همان سعدی علیه الرحمه، که حالا اگر سر از گور در می آورد و به خانه های اهل خوش فکری و خوش ذوقی سر می زد، می دید تمام "پند" هاش را با قلم نی و مرکب مرغوب نبشته اند و قاب کرده اند و به دیوار زده اند! حالا چه حالی به ش دست می داد، آن را دیگر خدا می داند.

البته این استقبال گرم و با شکوه از "شعر دیواری" برای ما ایرانیها که سقمّان را با شعر موزون مقفی بر داشته اند، هیچ تعجّبی ندارد! تعجّب من از این است که توی این انگلستان که شعر در زندگی روزمرّه مردم جایی ندارد و فقط کسانی "شعر" می خوانند که "می خواهند" شعر بخوانند و از شعر انتظار ندارند که پا از خط وظیفه معنوی و هنری خودش بیرون بگذارد، می بینم توی یک بیمارستان، به چندین زبان، از جمله هندی و فارسی و اردو، شعرهایی کامل از شاعرهای معاصر را با ترجمه انگلیسی آنها قاب کرده اند و بر دیوار راهروهای بیمارستان آویخته اند.

می ایستم مقابل شعر فارسیش از "شاداب وجدی" با عنوان "یک روز دیگر" و بعد از یک بار خواندن، این بندش را که مرا به ایران برده است، دوباره می خوانم: در خالی خلوت/ بال نگاهم باز/ پر می کشد تا بستر کارون/ تا تشنه لبهای کویر لوت/ رؤیای سبز دامن البرز/ آوازهای آبی امواج آزاد خزر/ می خواندم بر خویش/ می آیدم در گوش.

"نسیه نمی دهیم... دست طلب که پیش کسان می کنی دراز/ پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش!"

و تعجّبم بیشتر می شود وقتی در اتاق انتظار پزشک محلّه منتظر نوبت نشسته ام، در کنار مجله های رنگین سبک و سنگین چشمم می افتد به جزوه کوچکی با عنوان «شعر در اتاق انتظار»، در شش صفحه، با ده تا شعر از شاعرهای خوبِ معروف و شاعرهای نامعروفِ خوب! ناشرش کیست؟ یک انجمن خیریه به همین اسم «شعر در اتاق انتظار». هر ده تا شعر این جزوه را خواندم و داشتم یکی از آنها را دوباره می خواندم که نوبتم رسید. خوشحال شدم که دیدم روی صفحه جزوه با خط درشت نوشته است: "می توانید این جزوه را برای خودتان بردارید" و من هم آن را برداشتم و گذاشتم توی جیب بغلم!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:29 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

«                            »

لُرد بایرون (Lord Byron)، شاعر بزرگ انگلیسی، که من هیچوقت نسبت به مقام "لردی" او حسّاسیتی نداشته ام.

چند وقت است که نسبت به دو تا لقب دهن پُرکن انگلیسی، یعنی «لُرد» و «لیدی»، خیلی حسّاسیت پیدا کرده ام، همان حسّاسیتی که در اصطلاح پزشکی بهش می گویند «آلرژی». می دانید که لردها و لیدیها دو نوعند، یک نوعشان «انتصابی» هستند و یک نوعشان «ارثی».

مثلاً «لرد بایرون» (Lord George Gordon Byron)، یکی از بزرگترین شاعرهای اوایل قرن نوزدهم بریتانیا، لقب «لردی» را از خانواده به ارث برده بود، امّا «لرد تنیسون» (Lord Alfred Tennyson)، ملک الشّعرای دورۀ «ملکه ویکتوریا»«لقبش انتصابی بود، یعنی "ویکتوریا» از بس که از این ملک الشّعرای خودش خوشش می آمد، در هفتاد و پنجسالگیش به زور بهش لقب «لردی» عطا کرد و این شاعر پیر بیگناه بیچاره، با وجود همۀ اکراهی که از قبول این لقب داشت، مجبور شد که «لرد» بشود و همین طور الکی برود به «مجلس اعیان» و میان لردهای ارثی و انتصابی بُر بخورد.

بشنوید

من از نوجوانی، یعنی از وقتی که چهار تا کلمۀ انگلیسی یاد گرفته بودم تا به امروز، هیچوقت نسبت به مقام «لردی» بایرون و تنیسون حسّاسیتی نداشته ام، چون «بایرون» هم مثل «تنیسون» خودش «فکر» کرده بود و «آدم» شده بود، خودش «ملاحظه و مکاشفه» کرده بود و «شاعر» شده بود، واین لقب «لردی» را موقع برداشتن سقش به نافش چسبانده بودند.

سبشچن کو (Sebastian Coe) قهرمان "دو 1500متر" در مسابقات المپیک مسکو در سال 1980 و "لرد کو" ی امروز.

.

قضیه این است که چند وقت پیش توی تلویزیون دیدم با یک مرد میانه سال به اسم «لرد سبشچن کو» (Lord Sebastian Coe) دربارۀ «المپیک» صحبت می کنند. قیافه ش برایم آشنا بود. به حافظه ام فشار آوردم تا بالاخره یادم آمد که این آدم بیست و نُه سال پیش در مسابقات المپیک مسکو در "دو 1500متر" مدال طلا گرفت. بعد از آن نمی دانم برای حزب محافظه کار و ملکه و ملّت بریتانیا چه کار کرده است که اجرش را داده اند و «لرد» ش کرده اند!

حالا این دوندۀ لرد شدۀ به مجلسِ اعیان رفته به جای خود! باز همین چند وقت پیش دیدم به آدمی به اسم «پیتر مندلسون» (Peter Mandelson) که در سال 1997با «تونی بلر» و «گوردون براون» در میدان انتخابات «سه تفنگدار» شدند و حزب «کارگر» را «جدید» کردند و «خودشان» پیروز شدند، می گویند «لرد مندلسون».

این آدم ظاهراً بیخ ریش حزب کارگر جدید مانده است، چون وزیر هر جایش کرده اند، یا او به درد آنجا نمی خورده است، یا آنجا به درد او. حالا دیگر لُردش کرده اند و هالۀ این لقب مقدّس دور سر مبارکش به قول اُدبای خودمان «پرتو افشان» شده است.

"لرد" بیچاره در اصل "سالار و نان آور خانواده" بود و "لیدی" بیچاره هم "خمیر گیر"، "بانوی خانوده"، و "عیال لرد".

سه چهار سال پیش هم مطبوعات، که همان «رکن چهارم دموکراسی» باشد، پته هایی از حزب کارگر جدید «بلر گوردن مندلسون» گیر آورد و جار زد و هوار کشید که: «آی مردم! این دولت برای تأمین هزینه های حزبش خرپولها را می دوشد و در عوض به آنها لقب لُردی می دهد!» راست و دروغ این را دیگر خدا می داند! العهده علی الرّاوی!

خلاصه من که در عمرم همان لقب مجّانیِ و همگانی «آقا» را هم نخواسته بوده ام، این قضیۀ لقب طلبی و لقب عطا کنی پاک گیجم کرده است. تازه این لقبهای پُر عظمت و افتخار «لرد» و «لیدی» که بعضیها این قدر برای گرفتنش حرص می زنند، چی به «آدم» اضافه می کند؟

بروند، ببینند این لقبها در اصل چه معنایی داشته است، شاید حرصشان کم بشود! معنی «لرد» بیچاره در اصل بوده است «سالار و نان آور خانواده» و «لیدی» بیچاره هم «خمیر گیر»، «بانوی خانوده»، و «عیال لرد». خوب، با این حساب، توی این دنیا کدام مرد بیچارۀ خانواده دار است که «لرد» نباشد و حدّ اقلّ یک «لیدی» بیچاره در کنارش نداشته باشد؟



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:27 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

«کت واک» (catwalk)، یا «گربه رو»، و مدلهای زیبا و خوش اندام، و مشتاقان تماشای مُدهای جدید!

من با اینکه مثل همۀ آدمها از طرز راه رفتنِ خودم خبر ندارم، برایم طرز راه رفتن آدمهای دیگر خیلی تماشایی است، مخصوصاً موقعی که خودم نشسته باشم و آنها توی حال خودشان بیایند از جلو من رد بشوند.

این خودش مرا به یاد «کت واک» (catwalk) انگلیسی می اندازد. معنیش می شود «گربه رو» که به بعضی راهروهای باریک می گویند، و گربه رویی که من به یادش می افتم، همان راهرو باریکی است که نه گربه ها، بلکه مُدلهای بسیار زیبا و خوش اندام، با یک دنیا ناز و ادا و تبختر، جلو چشمهای مشتاقِ شیفتگانِ لباس، رویش قدم بر می دارند و با حرکات جسم جادویی خودشان به لباسهای مُد جدید جان می دهند.

دیده اید چه طوری راه می روند؟ انگار بدنشان به موج در می آید! موجی که حرف می زند. حرفی که با چشم باید شنید، و وقتی شنیدید، عقل از سرتان می پرد و قلبتان به کلّی حواسّش پرت می شود!

امّا من کاری به طرز راه رفتن مدلهای لباس در «گربه رو» نمایشگاهها کاری ندارم، چون تنها چیزی که آدم ازش می فهمد، این است که هیچکدام از این مدلها در حالت طبیعیِ خودش آن طوری راه نمی رود و این را هم خوب می داند که در هرجای دیگری غیر از روی «گربه رو» نمایشگاه آن طوری راه برود، همه بهش می خندند و مسخره اش می کنند!

بشنوید

راستی هیچوقت توی راهروهای بیمارستانها به طرز راه رفتنِ دکترها توجّه کرده اید؟ بیمارستانهای ایران را یادم نیست، امّا طرز راه رفتنِ رئیسها و مدیر کلّها و وزیرها و معاونهاشان را یادم می آید، مخصوصاً یکی از آنها را که توی یک وزارتخانه هفت سالی رئیس خود من بود.

چون اینجا توی خیابان است، اگر اینها روشان هم به شما بود، نمی توانستید بگویید کدامشان دکتر است، کدامشان مدیر کلّ.

از اتاقش در می آمد که برود پیش یک مدیر کلّ دیگر، یا پیش یکی از معاونهای وزیر، یا دست بالا وزیر احضارش کرده بود، می رفت شرفیاب بشود. عینک ذرّه بینیش، از نوک دسته، بین شست و انگشت سبّابۀ دست راستش آویزان، و یک خودنویس یا خودکار وسط سبّابه و شست و انگشت وُسطاش معطّل. سرش تا آنجا که گردنش کشیده می شد، افراشته، امّا صورتش کمی متمایل به سمت چپ. قدمهایش کوتاه و شمرده و سنگین.

واقعاً سنگین. خیلی سنگین. آن قدر سنگین که اگر اجازه می داد توی چشمهایش نگاه کنید، احساس او را می دیدید، احساس این که زمین بیچاره زیر قدمهای سنگین او دارد چه زجری می کشد!

اینجا در لندن، توی راهرو بیمارستانها، به خودم می گویم: «چرا؟ مگر دکترها با آدمهای دیگر چه فرقی دارند؟ چرا من باید از طرز راه رفتنشان بفهمم که دکترند؟ چرا در ایران مدیر کلّ من بیرون از وازرتخانه آن طوری راه نمی رفت؟ چرا اینجا در لندن همان دکترها وقتی توی خیابان هستند، طوری راه نمی روند که انگار خدا هستند و دارند جلو چشم فرشته ها در راهرو آفرینشگاه قدم بر می دارند؟ البتّه خیلیها هم هستند که طرز راه رفتنشان فقط توی خیابان تماشایی است، چون مقامشان، یا بهتر است بگویم شغلشان به آنها این احساس را می دهد که همۀ شهر راهرو «ادارۀ» آنهاست، همۀ مملکت راهرو «ارادۀ» آنهاست، و همۀ مردم کارمندهای زیر دست او هستند!»

بیچاره دینوسورها، با آن همه فروتنی، کجایند حالا؟

آخر فکرش را بکنید! این همه فیس و افاده، این همه بادِ بروت، این همه از خود بیخبری که چی؟ بیچاره داینوسورها، با آن همه فروتنی، کجایند حالا؟ آدمیزادی که با نیش یک پشه همۀ باد عظمت و جلال و جبروتش در می رود، یا با حملۀ چند تا میکروبی که هزارتاشان سر یک سوزن جا می گیرند، باید پاهایش را رو به قبله دراز کند، چرا هیچوقت به فکر نمی افتد که معنی کلمۀ «فروتنی» را بفهمد! این انگلیسیها به فروتنی می گویند «هیومیلیتی» (Humility)!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:25 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

«                                                       »

یک «مارتین لوتر کینگ کوچک» داشتیم که برای حقوق سیاهپوستهای آمریکا مبارزه می کرد و در سال 1968 کشتندش. پدرش، «مارتین لوتر کینگ بزرگ» گمنام از دنیا رفت.

من که تا حالا به هیچ ایرانی ای برنخورده ام که اسم خودش مثلاً «عزیزالله سنبلی» باشد، اسم پسرش را هم گذاشته باشد «عزیزالله» که او هم بشود «عزیزالله سنبلی»! آنوقت برای اینکه مردم بتوانند پدر را از پسر تشخیص بدهند، پدر خودش را «عزیزالله سنبلی پدر» یا «عزیزالله سنبلی بزرگ» معرفی کند و پسرش را «عزیزالله سنبلی پسر» یا «عزیزالله سنبلی کوچک»!

این کاری است که بعضی از غربیها، ازجمله انگلیسیها و فرانسویها می کنند. مثلاً یک «مارتین لوتر کینگ کوچک» (Martin Luther King Jr) داشتیم که برای حقوق سیاهپوستهای آمریکا مبارزه می کرد و در سال 1968 کشتندش. اسم پدر او «مارتین لوتر کینگ بزرگ» (Martin Luther King Sr) بود. «مارتین کوچکه» (Martin Junior) را همۀ مردم دنیا می شناسند و «مارتین بزرگه» (Martin) انگار اصلاً وجود نداشته است، چه رسد به اینکه «بزرگ» باشد.

بشنوید

یا مثلاً فرانسه یک «آلکساندر دوما پدر» (Alexandre Dumas père) دارد که داستانهای تاریخی نوشته است، از جمله «کنت دو مونت کریستو» (Le Comte de Monte-Cristo) و «سه تفنگدار» (Les Trois Mousquetaires) و آدمی بود عیّاش و ولخرج، نه پابند اخلاق، نه دلسوز جامعه، و داستانهایش هم تخیّلی بود و سرگرم کننده و پولساز، امّا «آلکساندر دوما پسر» (Alexandre Dumas fils) که «پسر نامشروع» پدرش از یک زن خیّاط بود، آدمی بود اخلاقی، پابند اصول، که در نوشته هاش قصد سرگرم کردن مردم و پول در آوردن نداشت. نویسنده ای بود جدّی، رئالیست، روانشناس و اجتماعی که می خواست عیبهای جامعه را نشان بدهد، و شد بزرگترین نمایشنامه نویس قرن نوزدهم فرانسه و «وردی» (Verdi)، آهنگساز بزرگ ایتالیایی اوپرای «لا تراویاتا» (La Traviata) را بر اساس داستان «مادام کاملیا»ی (La Dame aux camélias) او ساخت، و به همین دلیلها بود که بزرگان علم و ادب فرانسه او را جدّی گرفتند و عضو «فرهنگستان فرانسه» اش کردند.

این جناب «آلکساندر دوما پدر» نویسندۀ داستانهای تاریخی سرگرم کننده که اسم پسرش را گذاشت «آلکساندر دوما» تا لابد پسر در وجود پدر «ناموجود» بشود!

چیزی که همیشه برای من معمّا بوده است و هنوز هم حلّ نشده است، این است که آدمهایی مثل پدر «مارتین لوتر کینگ کوچکه» یا پدر «آلکساندر دوما کوچکه» از فرط عشق و علاقه است که اسم خودشان را روی پسرشان می گذارند، یا از فرط خود بینی و خود خواهی و خود پرستی؟ دلشان می خواهد پسرشان که برایش آیندۀ درخشانی آرزو دارند، اسم آنها را زنده نگهدارد؟ یا دلشان می خواهد پسرشان هیچوقت آدم حسابی و با شخصیتی نشود و تا آخر عمرش به او بگویند «پسر فلانی»؟

البتّه ما ایرانیها هم در اسم گذاری بچّه هامان از این جور «چی بگویم» ها داریم. مثلاً می بینی بقّال سر کوچه ات اسمش «ابواالقاسم» است، یعنی «پدر قاسم». باباش روزی که این بچّه به دنیا آمده است، اسمش را گذاشته است «پدر قاسم». حالا کو تا بزرگ بشود و زن بگیرد و پسری پیدا کند و اسمش را بگذارد «قاسم» و خودش بشود «ابوالقاسم»؟ پس اسم خودش چی؟

امّا «آلکساندر دوما پسر» خوشبختانه «ناموجود» نشد، و بر عکس پدر نویسنده ای شد خیلی جدّی، و عضو «فرهنگستان فرانسه». ما برای آرامش روح پدرش، از گذاشتن تصویر واقعیش صرف نظر کردیم.

بعد می بینی همین «ابوالقاسم» بزرگ شده است و زن گرفته است و یک پسر دارد و چهار تا دختر و اسم پسرش را گذاشته است «علی اصغر»، یعنی «علی کوچکه». پسر دیگری با اسم «علی اکبر»، یعنی «علی بزرگه» هم نداشته است که چند وقت بعد از به دنیا آمدنِ «علی کوچکه» خدا او را ازش پس گرفته باشد! نه خیر! برای «ابوالقاسم» اسمهایی مثل «علی اصغر» یا «علی اکبر» اسم است. «علی کوچکه» یا «علی بزرگه» نیست. یکی اسم پسرش را می گذارد «افشین» یا «بابک»، او دلش خواسته است اسم پسرش را بگذارد «علی اصغر» یا «علی اکبر». پس آن «ابوالقاسم» هایی که فقط یک پسر دارند و اسم او را می گذارند «اصغر» یا «اکبر» چی؟ کی لازم است بداند که «اصغر» خالی یعنی «کوچکتر» یا «کوچکه» و «اکبر» خالی یعنی «بزرگتر» یا «بزرگه»؟ ای بابا، کی حوصلۀ این حرفها را دارد!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:23 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

به علامت پشت شیشه نگاه می کنی، «Open» که یعنی «باز»، برگشته است و شده است «Closed» که یعنی «بسته».

توی اتوبوس بودم که عیال زنگ زد و گفت: «یادت باشد سر راهت چند تا لامپ شصت واتی و صد واتی بگیر! چراغ راهرو و آشپزخانه هر دو تا سوخته!» به ساعت نگاه کردم. پنج و بیست دقیقۀ بعد از ظهر بود و هنوز چهار پنج تا ایستگاه مانده بود که من پیاده بشوم و پنج و نیم نشده خودم را بدو برسانم به مغازۀ همه چیز فروشی سرکوچه‌! بدو خودم را رساندم، امّا بد شانسی ده پانزده ثانیه ای از پنج و نیم گذشته بود. پشت در وایستاده ای. یک خانم و دوتا آقای فروشنده، هر سه تاشان توی مغازه مشغول خوش و بش هستند. به علامت پشت شیشه نگاه می کنی، «Open» برگشته است و شده است «Closed»، یعنی تا پنج دقیقه به پنج و نیم «باز» بودیم و سر پنج و نیم آخرین مشتری را بیرون انداختیم و در را از توقفل کردیم، و حالا «بسته» ایم. بیخود پشت در وانیستا و مثل مادر مرده ها به ما نگاه کن که شاید دلمان به رحم بیاید، در را برایت «باز» کنیم. فروشگاه رأس نُه و نیم صبح «باز» می شود و رأس پنج و نیم بعد از ظهر «بسته» می شود. تو که هیچی! خود حضرت عیسی علیه السّلام هم از آسمان بیاید، متأسّفانه نمی توانیم استثناء قائل بشویم.

و حالا کِی بود؟ ده پانزده ثانیه از پنج و نیم گذشتۀ یکی از روزهای پاییزی که تازه داشت چراغها روشن می شد. یعنی «سرِ شب»، «سرِ چراغ»، که با خاطره های منِ ایرانی از وطن، یعنی اوّل گرمی بازار: خیابانها شلوغ، مغازه ها چراغان و مشتریها در چانه زدن و فروشنده ها در قسم خوردن و پول و کالا در ردّ و بدل شدن! خدا بدهد برکت! خیرش را ببینید!

حالا این حکایت پاییز و زمستان و بهار که اینجا در انگلستان روزها کوتاه است. تابستان چی که ساعت نُه و نیم شب هنوز آفتاب از آسمان نرفته است؟ باز هم فرق نمی کند! ساعت نُه و نیم یا ده صبح که باز کردند، ساعت پنج و نیم یا شش بعد از ظهر باید ببندند، و می بندند. شما ساعت شش بعد از ظهر، در آفتاب ولرم و درخشان لندن، دارید در مرکز شهر قدم می زنید.

سر شب است و «سر چراغ» و مشتریها در جست و جوی «جنس دلخواه».

فروشگاهها همه چراغهاشان بیخودی روشن، و درهاشان به حکم عادت و سنّت همه بسته. پیش خودتان می گویید: «بابا، این درست که ده ماه سال، روزهاتان کوتاه و تاریک و سرد است و باد و باران حال همه تان را می گیرد. اقّلاً توی این دو سه ماه تابستان که روزها دراز است، عادت و سنّت را بگذارید کنار، به ساعت نگاه نکنید و تا «سر شب» و «سر چراغ» نشده است، فروشگاههاتان را نبندید»!

خوش به حال اسپانیاییها. وقت ناهار خودشان، که با حساب عقل سلیم وقت ناهار مشتریها هم هست، مغازه هاشان را می بندند. دو ساعتی ناهاری می خورند و چرتکی می زنند و استراحتکی می کنند، و آنوقت، سر حال و تازه نفس مغازه هاشان را باز می کنند، و روز از نو، روزی از نو، تا ساعت نُه، نُه و نیم شب.

خوش به حال اسپانیاییها که هنوز هم خیلیهاشان چُرت بعد از ناهار را ترک نکرده اند و مغازه هاشان تا نُه و نیم شب باز است.

واقعاً چه کیفی دارد توی خیابانها قدم زدن و بی عجله و بی دلواپسی خرید کردن! آنها هم مثل مغازه دارهای ما «سر چراغ» دارند، امّا شاید چانه زدن مشتریهاشان و قسم خوردن فروشنده هاشان با مال ما فرق بکند، و شاید هیچ فروشنده ای در هیچ جای دنیا مثل بعضی از فروشنده های ما ذوق این را نداشته باشند که «به سوی چراغ» قسم بخورد: «به این سوی چراغ قسم واسه خودمان بیشتر از این قیمتها تمام شده! شما از آن آدمهایی نیستید که به ضرر ما راضی باشید!» قسم به سوی چراغ، یعنی قسم به نور چراغ، قسم جاندار و ظریف و دلچسبی است، حتّی اگر دروغ محض باشد! می بینید در غربت آدم دلش برای چه چیزها تنگ می شود و افسوس چه چیزها را می خورد! آدم است دیگر!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:21 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

«خوشه های خشم» عنوان رمانی از «جان استینبک»، الهام بخش «سایمون کار»، نویسندۀ کتاب «دل پیچه های خشم»

جان اِستِینبِک (John Steinbeck) یا «یوهان اِشتاینبِک»، نویسندۀ آلمانی تبار آمریکایی، به قول اُدبا، در«اوج شکوفایی اندیشه و احساس و قریحه» اش رمانی نوشت به اسم «خوشه های خشم» دربارۀ سالهای سیاه کساد و بیکاری آمریکا در دهۀ 1930 و اسمش را گذاشت «خوشه های خشم».

این رمان آن قدر به دلهای خاصّ و عام نشست که هم برای نویسنده اش جایزۀ ادبی نوبل آورد، هم به داشتنِ عنوان «کلاسیک جدید» مفتخر شد، هم رفت در ردیف کتابهایی که معمولاً دبیرها و استادهای ادبیات به شاگردهاشان می گویند بخوانند.

حالا تا پشت شیشۀ کتابفروشی چشمم افتاد به عنوان کتابی از آقایی به اسم «سایمون کار» (Simon Carr)، از روزنامه نگار ها و طنز نویسهای معروف انگلیسی، به مرحوم «جان استینبک» گفتم: «روحت شاد!»

آخر «خوشه های خشم» به انگلیسی می شود «The Grapes of Wrath»، و این آقای «سایمون کار» اسم کتابش را گذاشته است «The Gripes of Wrath»، یعنی «دل پیچه های خشم».

بشنوید

اگر فکر می کنید معنی بهتری برایش دارید، بگویید! مثلاً «دندان قروچه های خشم»، «شِکوه های خشم» یا «غُرّ و لُندهای خشم».

چرا خشم؟ برای اینکه طرف رفته است صدها نکتۀ و حکایت واقعی دربارۀ «بریتانیای امروز» پیدا کرده است، که به جگر آدمی مثل او که پروردۀ «بریتانیای دیروز» است، خنجر فرو می کند !

و چرا غُرّ و لُند؟ برای اینکه چه کار می تواند بکند؟ برود توی خیابان فریاد مرگ بر کی و مرگ بر چی سر بدهد؟ برود با پاره آجر شیشه های بانکها را بشکند؟ برود لاستیک اتومبیل آتش بزند؟ یا برود رو پشت بام فریاد «یا عیسی بن مریم، به ظهورت شتاب کن» سر بدهد؟

این هم پوستری از فیلم سینمایی «خوشه های خشم» که در آن «هنری فوندا» نقش شخصیت اصلی داستان، یعنی «تام جاد» (Tom Joad) را بازی کرد

نه خیر، انگلیسی خیلی که دلش درد بیاید، انتقاد می کند، رسوامی کند، درد های «مردم» و بیدردیهای «نامردم» را بر ملا می کند، و منتظر می ماند! و خوب در ضمن انتظار دل پیچه می گیرد، دندان قروچه می کند، شکوه می کند، غُرّ و لُند می کند، و اگر روزنامه نگار موشکاف و با حوصله و خوش قلمی باشد، کتاب «دل پیچه های خشم» می نویسد که ناشرش دربارۀ آن گفته است:

«هرکس که به عدالت، شرافت، انصاف، عقل سلیم و غذای سالم اعتقاد داشته باشد، در این کتاب نکته ای یا حکایتی از نکبت اخلاقی و عاطفی پیدا خواهد کرد که او را سخت خشمگین کند.» و زیر عنوان کتاب هم نوشته شده است: «این کتاب تضمین می کند که خون شما را به جوش بیاورد!»

یکی از این حکایتها که خون مرا به جوش آورد، نقل قولی است از خانم «اسلاویکا رادیچ اکلستون» (Slavica Radić Ecclestone)، زن آقای «برنی اکلستون» (Bernie Ecclestone)، که گفته بود:

«من هرچی تخم مرغ می خواهم، از هموطنهای خودم در کرواسی می خرم. از لندن با هوا پیما یک توک پا می روم تخم مرغ را از دهات خودمان می خرم، بر می گردم. دخترهای من تخم مرغهای انگیسی را دوست ندارند!»

تصویر مبارک آقای «برنی اکلستون» و همسر اخیراً سابقش خانم «اسلاویکا رادیچ اکلستون» که تخم مرغ را از «لندن» می رفت «کرواسی» از دهات خودشان می خرید

می دانم که هنوز خون شما به جوش نیامده است. پس بگذارید اوّل این آقا و خانم را در چند کلمه معرّفی کنم، تا حسابها برایتان روشن بشود: آقای برنی اکلستون: همه کارۀ بالاترین مسابقات جهانی اتومبیلرانی.

ثروت: بیشتر از دو هزار میلیون پوند.

قیمت یکی از خانه هایش: 57 میلیون پوند.

اسلاویکا:، همسر او، اهل یکی از دهات کرواسی، مدل سابق محصولات مد و زیبایی «آرمانی»، 28 سال جوان تر از شوهر، 29 سانتیمتر بلند تر از شوهر، که پارسال، بعد از 25 سال همبالینی با «آقا برنی» و دریافت «مهر»ی قابل تر از ملاحظۀ من و شما، از شوهر تقاضای «آزادی جان» فرمود. خوب، حالا حسابها روشن شد؟



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:20 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

اشاره اش به همان حکم «َالْعَيْنَ بِالْعَيْن...وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ» بود که مال چند هزار سال پیش است

چند روز پیش توی کتابخانۀ محلّۀ برخوردم به یک بچّه محلّ انگلیسی که در یک نمایشگاه نقّاشی باش آشنا شدم. معلّم است، نقّاشی هم می کند، امّا بیشتر اهل فلسفه است.

دیدم قیافه اش تو هم است. از کتابخانه که درآمدیم، رفتیم توی کافۀ لهستانی سر کوچه نشستیم. با یکی دو قُلپ قهوه سر دلش باز شد. یکدفعه صداش طوری رفت بالا که خودش هم از خودش تعجّب کرد. می گفت:

«اعدام! اعدام! اعدام! که چی؟ این بود نتیجۀ همۀ پیشرفتهای علمی بشر که وقتی پامان را می گذاریم توی قرن بیست و یکم، آن کشورهایی هم که افتخار می کردند که قانون قصاص عهد شبانی را کنار گذاشته اند، دوباره بر گردند به همان عهد برای درآوردن چشم و شکستن دندان رو دست هم بلند بشوند؟»
اشاره اش به همان حکم «َالْعَیْنَ بِالْعَیْن...وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ» بود که مال چند هزار سال پیش است. به روزنامه ای که با کتابهاش گذاشته بود روی میز اشاره کرد و گفت:

بشنوید

  •  

«باز امروز، چون یک قتلی اتّفاق افتاده، نوشته اند شاید بهتر باشد که اعدام دوباره قانونی بشود! چرا؟ برای اینکه مردم خاطر جمع بشوند که قاتل حبس ابدش بعد از سی سال به عفو نمی خورد که بیاید بیرون و یک نفر دیگر را بکشد! با این منطق خدا عاقبت ما را به خیر کند! دموکراسی و جهل را با هم مخلوط کن، چی از کار درمی آید؟ فاشیسم!»

نمی دانم چرا در این مملکت غربی عادت کرده ام که هر وقت با یک انگلیسی دربارۀ موضوع مهمّی صحبت می کنم، از حرفهای حضرت عیسی مسیح هم شاهدی بیاورم! حالا وقتی این بچّه محلّ انگلیسی مسیحی، با آن طنز تلخ و لحن گزنده ش به قانون قصاص گفت «قانون عهد شبانی»، به یاد موعظه های مسیح در «انجیل متّی» افتادم که در یکی از آنها می گوید:

دموکراسی و جهل را با هم مخلوط کن، چی از کار درمی آید؟ فاشیسم!

«شنیده اید که گفته شده است چشمی به چشمی و دندانی به دندانی، لیکن من به شما می گویم با شریر مقاومت مکنید، بلکه هر که به رخسارۀ راست تو طپانچه زند، دیگری را نیز بدو واگذار.»

برای اینکه بچّه محلّ انگلیسی مسیحی را از آن حالت تلخ عصبی در بیاورم، لبخندی زدم و گفتم: «خوب، اگر اینهایی که دلشان می خواهد هر محکوم با گناه یا بیگناهی را سر دار ببینند، واقعاً مسیحی هستند، چرا به حرف خود مسیح گوش نمی کنند که حکم قصاص را، مثل خیلی از حکمهای دیگر عهد عتیق، نسخ کرد؟ اگر دلشان برای تماشای اعدام تنگ شده است، یک توک پا بروند به یکی از دالغوزآبادهای دنیا، تماشاشان را بکنند، برگردند، بروند کلیسا دعای توبه بخوانند!»

آقا معلّم انگلیسی سرش را تکان داد و گفت: «چی خیال می کنی؟ مسیحی واقعی می خواهی، فقط یک نفر بود که دو هزار سال پیش به دارش زدند و وایستادند تماشاش کردند! تا وقتی آدمیزاد عقل و شعورش برایش قانون نشود و منتظر باشد یکی بیاید و برایش احکام و قوانین وضع کند، آش همین آش خواهد بود و کاسه همین!»

دیدم بیچاره بچّه محلّ انگلیسی با این فلسفه باید تا روز قیامت انتظار بکشد و هیچوقت هم به آرزوش نرسد. سرم را تکان دادم و گفتم:

«می فهمم چی می گویی، امّا فکر نمی کنم به این زودیها و به این آسانیها آدمیزاد عقل و شعورش را قانون بکند و صراطش را مستقیم. فقط اگر بتواند پیش از ظهور دجّال و طلوع آفتاب روز قیامت در صحرای محشر، عقلش را بر قلبش و احساساتش حاکم بکند، و در قضائیات و جزائیات جای احکام انتقامی را به احکام مدنی بدهد، خیلی هنر کرده است!»

مسیحی واقعی می خواهی، فقط یک نفر بود که دو هزار سال پیش به دارش زدند و وایستادند تماشایش کردند!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:19 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

هنوز هم یاد نگرفته ام که اگر کسی کتابی از من خواست، بگویم: «این کتاب را داشتم، امّا دوستی که آن را قرض گرفت، دیگر پس نداد!»

می رفتم به خانۀ یک دوست هنرمند هموطن که شاید دو تا کتابی را که دو سال پیش برای دو هفته از من به امانت گرفته بود و هر وقت به‌ش تلفن کرده بودم، با عذر خواهی گفته بود فردا می آورم در خانه تان و نیاورده بود، حالا که به این کتابها خیلی احتیاج دارم و توی لندن هم پیدا نمی شود، بتوانم آنها را ازش پس بگیرم.

بشنوید

  • : 03:29

این مقدّمۀ گله آمیز که عرض کردم، شاید ربطی به اصل موضوع نداشته باشد، امّا اگر از اتوبوس که پیاده شدم تا خانۀ آن دوست مجبورم نمی بودم ده پانزده دقیقه ای پیاده بروم، اصل موضوع هم که «گربۀ ایرانی» است، به میان نمی آمد، و این هفته لابد از موضوع دیگری برایتان حرف می زدم.

در پیاده رو، جلو در یک خانۀ خیلی بزرگ، یک نوجوان شانزده هفده سالۀ احتمالاً آسیایی کیسۀ سیاه کوچکش را گذاشته بود کنارش روی زمین و سر پا نشسته بود و هوس کرده بود که «گربۀ ایرانی» سفید زیبای دلربای جادویی دم در آن خانه را ناز کند، امّا گربه، ناز او را نمی خواست که هیچ، می خواست با پنجولهاش چشمهای او را از حدقه در بیاورد.

خیلیها می گویند نقشۀ ایران شبیه گربه است! «گربۀ ایرانی»، نه «گربۀ فارسی»!

حدس زدم که گربه مال خود جوانک نیست و جوانک مثل من داشته است از آنجا ردّ می شده است، زیبایی «گربۀ ایرانی» افسونش کرده است و حالا تا او را توی بغل خودش نگیرد و حسابی نازش نکند، دل از او نخواهد کند. دلم به حال جوانک سوخت و برایش سری جنباندم و لبخندی زدم و رفتم پی کارم.

در طول هفت هشت دقیقه ای که پشت در خانۀ دوست کتابخوار منتظر وایستادم، ده پانزده باری زنگ درش را محکم فشار دادم، امّا «خواجه به در نیامد». خیط و پیط و عصبانی سرم را انداختم پایین و برگشتم.

سر راهم باز همان جوانک را دیدم که خوشحال، امّا شتابزده دارد می رود و کیسۀ سیاهش که سر آن را محکم به دست گرفته است، سخت در تقّلاست و صدای درد و خشم و درماندگی گربه ازش بیرون می آید!

به من چه مربوط بود که فضولی کنم و از جوانک بپرسم: «این گربۀ ایرانی سفید و مامانی را برای خودت شکار کرده ای یا می خواهی ببری، بفروشیش؟» به خانه که برگشتم، رفتم سراغ «اینترنت» و «پِرشیَن کَت» (Persian Cat) که همان «گربۀ ایرانی» باشد.

در صدر فهرست، چشمم به «گربه نامۀ» دائرة المعارف مجّانی «ویکیپدیا» افتاد. دیدم جلو «پرشیَن کَت» (Persian Cat)، لابد به راهنمایی یک ایرانی، توی پرانتز نوشته اند «گربۀ پارسی»، که همان «فارسی» باشد. عجبا! «گربۀ فارسی» یعنی چه! بابا، فارسی اسم زبان رسمی ایرانیهاست، یعنی زبان رودکی و فردوسی و سنایی و خیّام و مولوی و سعدی و حافظ و بهار و هدایت و ساعدی و نادرپور و سایه و اخوان و شاملو و... بقّال خرزویل.

«می دانم که عکس گربۀ ایرانی، تمام قدّش تماشایی است، امّا متأسّفانه گیر نیاوردم! ناچار به کلّه اش قناعت می کنیم».

والله، به خدا «فارس» یکی از ولایتهای ایران است و اسم این ولایت را گذاشته اند روی زبان رسمی ایران، امّا «ایران» که در انگلیسی همین طور الکی به‌ش می گفته اند «پرشیا» (Persia) فقط همان ولایت «فارس» نیست! حالا ما خودمان چرا این طور شلوغش می کنیم تا بعضیها بیایند میان دعوا نرخ تعیین کنند؟!

بگذریم! خلاصه توی اینترنت، بعد از «دائرة المعارف بی نهایت مجّانی ویکیپدیا»، به چند تا سایت دیگر هم نگاهی کردم و معلوم شد که «گربۀ ایرانی» انواع زیادی دارد و زیباترین و گران قیمت ترین گربۀ دنیاست و دوستدارهاش، نسبت به وُسعشان، از دویست تا ده هزار دلار بالاش پول می دهند.

البتّه گمان نمی کنم آن جوانک آسیایی بتواند همچین پولهایی بالای آن «گربۀ ایرانی» بگیرد. امّا هر چه بگیرد، غنیمت است!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:18 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

سِر آلن شوگر (Sir Alan Sugar) یکی صاحبکارهای روزگار با عدّه ای از خدمتکارهایش که آرزوی صاحبکار شدن بر آنها عیب نیست

خوشبختانه داریم در دوره ای از تمدّن آدمیزاد زندگی می کنیم که «تکنولوژی»، که امروزیها به ش می گویند «فناوری»، مثل «دلاوری»، به درجه ای از «بالارفت» رسیده است که بالاترش عرش خداست، و «فلسفه» به درکه ای از «پایین رفت» افتاده است که پایین ترش فرش ابلیس است.

و خوشبختانه ادارۀ امور دنیا هم به اندازه ای ساده و بی تفصیلات شده است که خیلی راحت می شود کلّ مردم دنیا را به دو دسته تقسیم کرد، یک دستۀ کوچکِ یک در هزاریِ ورگزیده که همه شان از پایین به بالا صاحبکارند، و یک دستۀ بزرگ نهصد و نود و نُه در هزاری که همه شان از بالا تا پایین خدمتکارند. و یادمان باشد که کارگرهای ساختمانی مهاجر و استادهای ممتاز دانشگاههای معتبر دنیا هم جزو همین دسته حساب می شوند.

در یک همچین اوضاع هیچکی به هیچکی که صاحبکارها خدا را مال خودشان می دانند و خودشان را قانون، آدم تعجّب می کند که چرا هنوز هم مثل آنوقتهایی که اوّلاً همه مال خدا بودند و قانون قانون بود و باج به قانون ساز نمی داد، می خواهند با عوض کردن کلمه های سر راست، و تبدیل کردن آنها به عبارتهای پوچ ابله گول زن، خودشان را پیش خدا رو سفید کنند و سر قانون کلاه شرعی بگذارند‍! دیگر کدام خدا؟ کدام قانون؟

یادمان باشد که استادهای ممتاز دانشگاههای معتبر دنیا و ...

مثلاً چه لزومی دارد که به جای «نظامی، غیر نظامی، پیر، جوان، زن، بچّه، بزن از دم، بکش، برو جلو، بی خیالش باش!»، در انگلیسی به زبان صاحبکاری بگویند: «کُلّ لَتِرال دَمِج» (collateral damage)، یعنی «خسارت جنبی»، که به نظر نمی آید چیز مهمّی باشد. از کتاب لغت که توضیحش را بخواهی، با ابراز بیطرفی می گوید: «ظاهراً معنیش می شود تلفات غیرنظامی در عملیات جنگی».

دو تا از این جور اصطلاحهای صاحبکارانه هست که هر وقت به گوشم می خورد، مغزم آتش می گیرد، یکی «هیومَن اِرُر» (human error)، که معنی لغتیش می شود «خطای انسانی»، و یکی هم «فرِندلی فایر» (friendly fire)، که معنی لغتیش می شود «آتشبار دوستانه»، و خوشبختانه، خوشبختانه، بله، خوشبختانه مدّتی است که هر چه اوضاع دنیا گند تر می شود، این دوتا اصطلاح هم بیشتر به گوشها می خورد.

بشنوید

  • : 03:30

الآن جلو روی شما از سایت فارسی گوگل سراغ اوّلی را می گیرم، ببینم در چند مورد حرفش پیش آمده است: چی؟ نُه میلیون و چهار صد پنجاه هزار مورد خطای انسانی! و حالا سراغ دوّمی را می گیرم: بله، این هم یک میلیون و هفتصد و هشتاد هزار مورد «آتشبار دوستانه».

یک نمونه از هزارها نوع خطای انسانی مثلاً این است که دارند سی چهل نفر غیرنظامی آوارۀ افغان را با سه تا کامیون از مهلکۀ جنگ حقّ علیه باطل بیرون می برند، که دست بر قضا خلبان یک هواپیمای نظامی آمریکا از آن بالا، معلوم نیست چرا به دلش برات می شود که اینها از «باطلان» هستند و با چندتا موشک هوا به زمین دست کم بیست و هفت نفرشان را به خیال خودش به درک اسفل می فرستد.

... وکارگرهای ساختمانی مهاجر هم جزو همین جمعیت خدمتکارها حساب می شوند

گند کار که در می آید، شله زرد «خطای انسانی» با زعفران و دارچین «عذر خواهی» خیرات می کنند! الفاتحه! و حالا اگر این غیر نظامیهای افغان سربازهای ناتو یا سربازهای افغان بودند، که نیروی خودی حساب می شوند، به این «خطای انسانی» می گفتند: «آتشبار دوستانه»!

خوب، می گویند دیگر! مثلاً به «فقیر» هم می گویند «اِکونومیکالی مارجینالایزد» (Economically Marginalised)، یعنی «به حاشیه رانده شدۀ اقتصادی»، امّا این سیزده میلیون نفری که در بریتانیای امروز دارند زیر خطّ «فقر» زنده مانی می کنند، نمی دانند کی آنها را به حاشیه رانده است و چرا؟!



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:16 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

بحران موجود درانتخاب رئیس مجلس نمایندگان افغانستان، آیینه ای است که ماهیت سیاست ورزی و هویت سیاستمداران این کشور را بر می تاباند و نشانه ای است هویدا از شناسنامه ساختار قدرت و تجربه مدیریت امروز در این سر زمین.

توفیق نیافتن نمایندگان پارلمان درانتخاب رئیس این مجلس پس از برگذاری چهار دوره انتخابات پر تنش و پرچالش، نه بخاطر قحطی رجال سیاسی است و نه الزاما نشانه آزادی های دمکراتیک در یک فرایند مدنی، بلکه نشانگر نوعی شکست و گسستی است که پس از ده سال تلاش و امید داخلی و تکاپو و حمایت خارجی از روند تربیت مدنی سیاستمداران افغانستان و بهسازی نظام سیاسی دراین کشور، صورت گرفته است.

پریشانی در نظام اندیشه سیاسی

کند ذهنی رهبران سیاسی افغانستان در درک شرایط پیچیده و نا توانی آنها در ایجاد تغییرات ذهنی و اخلاق سیاسی، موجب شده است که فرصتهای ده ساله پس از سقوط رژیم طالبان، برای ایجاد و تقویت نظم مدنی و تجربه دولتسازی، به تدریج به غفلت سپری گردد.

پس از قرارداد بن در سال ٢٠٠١ که نظارت و حمایت جامعه بین المللی از فرایند صلح و استقرار نظام سیاسی، تنگتر، مسلط تر و نزدیکتر بود، روند کلی اوضاع سیاسی و سیر تعامل رهبران و سیاستمداران افغانستان در حوزه قدرت و جامعه نیز، موجه تر و منضبط تر می نمود.

در تمام گزینش ها و گفتمان هایی که پیرامون دولت موقت، دولت انتقالی و یا دور نخست انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی انجام شد، توافق و تعامل بر سیره و منش خویشتندارانه شکیبایی و مسالمت جویی استوار بود اما بعد از سال ٢٠٠٥، که تلاش ناسنجیده و عاطفی برای فاصله گرفتن تدریجی رهبری کشور از حوزه ی نفوذ و تاثیرحامیان بیرونی تبارز یافت. نه تنها استقلال سیاسی و ارتقای ظرفیت سیاسی ـ مدیریتی تامین نشد بلکه هر روز به چالش تدریجی در روابط دوستانه با حامیان بین المللی دامن زده شد و از دیگرسو، نوعی فرسایش و نا خویشتنداری نیز در تعامل ارکان دولت و در میان بازیگران سیاست کلان کشور، مجال ظهور پیدا کرد.

چهار دور انتخابات برای گزینش رئیس مجلس نمایندگان، نشان داد که هیچ یک از کاندیداهای دو دور اخیر نتوانسته اند آرای سیاف و قانونی را کسب کنند. چنین موضوعی این گمان را تقویت می کند که دو فرد یاد شده، با توجه به این که بیشترین شانس را در میان حامیان و هوادان خود دارند، ممکن است سناریویی در کار باشد که بازهم به بازگشت و کاندید شدن آنان منجر گردد.

در سالهای پسین، در همه مقاطع مهم و تحولات بزرگی مانند انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات پارلمانی و یا پدیده های سیاسی ـ داخلی دیگر، بازیگران سیاسی تا سرحد ستیزه های خطرساز پیش رفته اند و روند ملی را دچار آسیبهای جدی نموده اند.

این نشانه هارا به روشنی می توان درانتخابات دور دوم ریاست جمهوری و نیز پارلمانی دید. تنش، تخلف و تقابل گستره و پر مخاطره ای که در فرایند این دو مرحله ی انتخاباتی و بصورت نا معقول تر در بحران بازگشایی شورای ملی پدید آمد، نوعی بازگشت به سنت های قومی سیاست ورزی و رجوع به اخلاق سیاسی دوره جنگهای داخلی را بازتولید کرد.

اکنون اما، نا امیدی، بی اعتباری و نا کامی ای که در جریان انتخاب رئیس پارلمان اتفاق افتاده، تجلی پریشانی عمیقی در تعامل ملی و عقیم ماندن اندیشه سیاسی و درک و تعهد ملی در میان رهبران، سیاستمداران وحتی روشنفکران افغانستان می باشد که از پند نیاموزی سیاسی، فقدان درک قواعد بازی و مساحت محدود عقلانیت و خرد خود بنیاد این نخبگان، نشأت می گیرد.

قدرت سیاسی وخواسته های قومی

به نظر می رسد بن بست پدید آمده در انتخاب ریس مجلس نمایندگان، پیش از آن که بصورت ساده، درصف بندی سه جبهه " دولت"، " اپوزیسیون" و"بی طرف ها" تعریف گردد، نیازمند دید عمیقتر و توضیح جامعه شناختی از موزایک قومی افغانستان می باشد.

تعمق در ترکیب قومی اعضای مجلس نمایندگان در دور جدید، الگوی واقع بینانه تری در تحلیل و بازشناسی بحران های سیاسی ـ ملی به دست می دهد که درک کنیم مشکل انتخاب رئیس شوری اساسا ریشه درمفروضه چگونگی پدیده توزیع قدرت دارد نه الزاما در جناح بندی های سیاسی و یا گروه بندی های فکری ـ ایدئولوژیک.

براساس یک بر رسی، از مجموع ۲۴۹ عضو مجلس نمایندگان، ۹۸ کرسی به پشتون ها، ۷۲ کرسی به تاجیک ها، ۵۲ کرسی به هزاره ها و ۱۹ کرسی دیگر به ازبکها اختصاص یافته و اقلیت های قومی دیگر در مجلس صاحب هشت کرسی شده اند.

این آمار صرف نظر از میزان شمارگان، بیانگر تکثر و تنوعی است که ساختار قومی افغانستان را آیینه داری می کند و همواره در تاریخ سیاسی ـ اجتماعی این کشور منشا گوناگونی فرهنگی، نا همگونی اجتماعی، شکافهای فعال ساختاری و نا شکیبایی های سیاسی بوده است.

پس از ورود و خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان، موازنه ی سنتی قدرت در افغانستان فروریخت و در آرایش تازه، گروههای دیگر قومی فرصت ظهور سیاسی و تبلور اجتماعی پیدا کردند. تاجیک ها، مهمترین گروه قومی بودند که با پیروزی مجاهدین، قدرت سیاسی را بدست آوردند و به مدت ٥ سال در کابل فرمان راندند.

یونس قانونی رئیس پیشین مجلس می گوید اگر یکی از کسانی که در دوره های چهارگانه قبلی نامزد ریاست مجلس بودند، دوباره نامزد شوند، او نیز کاندیدا خواهد بود

ظهور و تسلط طالبان بر افغانستان اما، به اعاده دوباره قدرت سیاسی به پشتون ها منجر شد. با ورود آمریکا و ائتلاف بین المللی به افغانستان، هرچند رژیم قبیله ای ـ مذهبی طالبان سقوط کرد اما برمبنای معاهده و مواقتنامه بن، سنت سیاسی توزیع قدرت تجدید شد و مشروعیت بین المللی پیدا کرد.

برمبنای این سنت، برای نخستین بار، نوعی سلسله مراتب درتعریف و توزیع قدرت سیاسی شکل گرفت. این سلسله مراتب در نماد رئیس جمهوری پشتون بعنوان قدرت نخست، معاون اول تاجیک به مثابه قدرت دوم و معاون دوم هزاره در ردیف قدرت سوم، تمثیل می گردد. مدعا و مصداق اجتماعی تبلور این سلسله مراتب در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز به نمایش در آمد. برمبنای این سنجش( نه چندان دقیق وغیر قابل اتکا) کاندید پشتون ها در رتبه نخست، کاندید تاجیک ها در رتبه دوم وکاندید هزاره ها در ردیف سوم قرار گرفته اند.

این که این نماد تا چه حد از حقایق عینی و واقعیتهای قومی افغانستان نمایندگی می کند، موضوع دیگری است اما آنچه که قابل طرح، درخور سنجش و شایسته اندیشه گری است این است که همه طرفها و اقوام عمده، با استدلال ها و مبتنی بر توقعات و مطالبات مخصوص به خود، از نحوه چیدمان قدرت سیاسی نقش و میزان نقش و حضور خود درساختار نظام دولتی ناراضی هستند.

تاجیک ها که رقیب اصلی پشتون ها درتعامل قدرت سیاسی هستند، پس از تجربه حکومت بر کابل، نوستالوژی بازگشت به این دوره را همیشه در آرزوی سیاسی خویش حفظ کرده اند. دراین میان، هزاره ها وازبک ها، مدعی رقابت در قدرت نیستند اما خواهان مشارکت درساختار قدرت و سهم درخور از نظام سیاسی و امتیازات ملی می باشند.

این دو قوم در فرایند تعامل قدرت میان پشتون ها و تاجیک ها، نقش مهم و متوازن کننده را دارند. گرایش سیاسی و ائتلاف استراتژیک این دو قوم با هرکدام از دو گروه مدعی قدرت سیاسی، می تواند تعیین کننده معادله چیدمان قدرت باشد.

در ماجرای انتخاب رئیس مجلس نمایندگان، پدیده توزیع قدرت قومی نقش تعیین کننده ای ایفا می کند. مقام ریاست مجلس نمایندگان، تنها موقعیتی بود که در دور گذشته از کنترل پشتون ها خارج بود. تقریبا تمامی گروه ها و جناح های سیاسی پشتون این بار به تصاحب ریاست پارلمان چشم دوخته اند. ظاهرا به نظر می رسد حامد کرزی نیز به دلیل نگاه قومی و هم بخاطر یک کاسه شدن ارکان دولتی، شدیدا در تلاش است که این مقام در اختیار گروه قومی وسیاسی خود وی قرار بگیرد.

نیروی متوازن کننده و ائتلاف های شکننده

پیش ازجریان رأی گیری برای انتخاب ریس مجلس نمایندگان، نمایندگان هزاره، گویا با یونس قانونی به توافقاتی رسیده بودند تا از وی حمایت کنند اما آنگونه که در چهار دوره رای گیری روشن شد، این توافقات چندان محکم و قطعی نبوده است. به نظر می رسد این حکایت، تابلویی است از وضعیت آشفته سیاسی و عمق ناپایداری ها و بی اعتمادی هایی که در جان و جهان سیاستمداران و رهبران قومی افغاستان تنیده است و بخوبی در جریان بن بست انتخاب رئیس مجلس نمایندگان تبلور یافته است.

هزاره ها و بخش زیادی از ازبک ها در سیاستمداری و فرایند چانه زنی امروزه کشور، از چند خلا و مشکل بزرگ رنج می برند:

نخست فقدان رهبری سیاسی متمرکز، موثر و مقتدر.

دوم، فقدان اهداف تعریف شده و روشن استراتژیک.

سوم، گرایش های جناحی ودرون گروهی متفاوت، وگاه متضاد.

چهارم، ظهور نسل جدیدی از سیاستگران و بازیگران که عمدتا از تجربه، توانایی و حمایت لازم در چانه زنی ها برخوردار نیستند و بیشتر فردی و مستقل عمل می کنند.

پنجم، تجربه ی ناکام از ائتلافهای سیاسی با سایر گروههای قومی وگرفتار شدن دربحران شک وبی اعتمادی.

این خصوصیات سیاسی بازیگران عرصه ی سیاست هزاره ها وازبک ها، در نتایج چانه زنی بر سر توافق با یونس قانونی و یا عبدالرب رسول سیاف نیز تبلور پیدا کرد.

عبدالرب رسول سیاف رقیب اصلی یونس قانونی برای ریاست مجلس تاکید دارد که برای حل بحران کنونی باید به کمیته نظارت از قانون اساسی مراجعه شود

چهار دور انتخابات برای گزینش رئیس مجلس نمایندگان، نشان داد که هیچ یک از کاندیداهای دو دور اخیر نتوانسته اند آرای سیاف و قانونی را کسب کنند. چنین موضوعی این گمان را تقویت می کند که دو فرد یاد شده، با توجه به این که بیشترین شانس را در میان حامیان و هوادان خود دارند، ممکن است سناریویی در کار باشد که بازهم به بازگشت و کاندید شدن آنان منجر گردد.

حال، پرسش اساسی این است که اگر چنین اتفاقی بیفتد، آیا نمایندگان هزاره و ازبک با توجه به تنشهای پدید آمده در روزهای اخیر، کدام گزینه را انتخاب خواهند کرد؟ و آیا مجلس نمایندگان بعنوان یک مرجع دمکراتیک و قانونگذار، هویت های قومی و رویکردهای قبیله ای را وارد فاز تازه ای در حوزه چانه زنی های سیاسی نخواهد کرد؟ و آیا این خطر که گرایش های قومی در مجلس نمایندگان به قوت خود باقی بماند و نتواند به مرور زمان تبدیل به یک گرایش ملی شود، بیشتر از پیش احساس نمی شود.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:15 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

گزارش تصویری از انتخابات پارلمانی عراق در کردستان. امنیت انتخاباتی را پلیس و نیروی انتظامی کردستان عراق تامین کردند. با پایان رای گیری و به محض آغاز شمارش آرا، همه احزاب رقیب خود را پیروز انتخابات اعلام کردند و جشن گرفتند. بر اساس گزارشها گفته می شود که حزب «گوران» یا «تغییر» در سلیمانیه بیشترین آرا به دست آورده است. نتایج رسمی انتخابات هنوز اعلام نشده است.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:13 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |
تظاهرات در کوت

اعتراض ها در کردستان عراق با ناآرامی در سایر کشورهای خاورمیانه همزمان بوده است

فضای سیاسی کردستان عراق در روزهای اخیر متشنج بوده است. در دو هفته گذشته تجمعات و تظاهراتی در اعتراض به فساد اداری و عملکرد مسئولان حکومت منطقه‌ای صورت گرفته است . این تظاهرات در چندین مورد به خشونت هم کشیده شده است.

هفته پیش در واکنش به حمله به دفتر حزب دمکرات کردستان عراق ( یکی از دو حزب حاکم) در شهر سلیمانیه، سه تن از ناراضیان کشته شده و چند تن دیگر زخمی شدند.

اعتراضات با همان شیوه و انگیزه ها به شهرهای قلعه‌دیزه، دربندیخان، کلار و چند شهر دیگر نیز سرایت کرد.

هرچند این رویدادها با موج تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا همزمان بوده و نوع اعتراضات هم مشابه است، اما این تفاوت هم به چشم می‌خورد که برخلاف کشورهای دیگر، اعتراضات در کردستان عراق بدون مقدمه یا به صورت خودجوش نبوده، فاقد رهبری و سازماندهی منسجم هم نیست.

از چندین سال پیش، یک جنبش اعتراضی و رفرمیستی به عنوان اپوزیسیون قانونی در درون حکومت فعلی شکل گرفته است که با استقبال نسبی اقشار مختلف جامعه هم مواجه شده است.

این جریان سیاسی - اجتماعی، از سوی حاکمیت به رسمیت شناخته شده و شاخه رسانه‌ای آن، با برخورداری از چند روزنامه و تلویزیون و استفاده از سایت های اینترنتی با مردم در ارتباط است.

فعالین این جنبش در انتخابات پارلمانی دو سال پیش شرکت کردند و 25 تن از نمایندگان آن به مجلس 100 نفری کردستان راه یافتند، اما اخیرا رهبران این جنبش اعلام کرده‌اند که ادامه فعالیت به عنوان اقلیت سیاسی و فراکسیون پارلمانی را بی‌فایده می‌دانند.

آنها برای اصلاحات بنیادی و مبارزه با فساد، خواستار انحلال مجلس و استعفای دولت کنونی شده‌اند؛ خواسته‌ای که با واکنش منفی احزاب حاکم مواجه شد هر‌چند که دیروز پارلمان کردستان با تصویب طرحی 17 ماده‌ای، قول تحقق بخشی از خواسته‌های مخالفان را داد، اما این طرح هم نتوانست ناراضیان را قانع کند .

این تنش‌های سیاسی در پی رویدادهای اخیر خاورمیانه به شکل اعتراضات خیابانی درآمده است. روز جمعه، شهر سلیمانیه شاهد نهمین روز اعتراضات خود بود.

ممکن است اعتراضات به سایر شهرهای عراق در خارج از کردستان هم سرایت کند. بغداد نیز روز جمعه شاهد تظاهرات هزاران معترضی بود که علی‌رغم تلاش حکومت و بخشی از مراجع دینی و نگرانی‌های امنیتی، باز به خیابان ها آمده بودند، همچنین در شهر موصل نیز در هجوم به استانداری این شهر، چندین تن کشته شدند و ساختمان استانداری هم به وسیله مردم خشمگین به آتش کشیده شد .

به نظر می رسد تجربه حکومت کردستان عراق با مشکلاتی جدی مواجه شده است. مشکلاتی که بیشتر ریشه در داخل کردستان دارد و برای اولین بار، عوامل خارجی در آن به حاشیه‌ رانده شده است، هر چند شماری از مسئولان بی‌میل نیستند آن را به رویدادها و مسائل خارجی پیوند دهند.

دستاوردهای مثبت یک تجربه

کردها در حکومت خودمختار خود در عراق، تجارب ارزشمندی در برقراری امنیت و ایجاد آزادی‌های اجتماعی و سیاسی کسب کرده‌اند. آنها همچنین در تامین حقوق اقلیت های غیر کرد هم کارنامه قابل دفاعی دارند، اما عدم شفافیت سیاسی و اقتصادی و همچنین فساد گسترده مالی و اداری، ضعفی بزرگ در عملکرد مسئولین حکومت کردستان محسوب می‌شودکه اکنون و در پی اعتراضات اخیر، کم‌کم هزینه آن را پس می‌دهند.

دستاوردهای مثبت یک تجربه

ناظران کمتر در این نکته تردید می کنند که استقرار حکومت خودمختار کردها، با تجربه های مثبت قابل توجهی همراه بوده است. این دستاوردها را در چند محور می توان خلاصه کرد:

1- برقراری امنیت :

کسانی که خود سالیانی را در جنگ و گریز با حکومت سابق عراق سپری کرده بودند، معلوم بود که از پس امنیت بر‌می‌آیند.

رهبران سیاسی و نظامی حکومت کردستان، خود انواع شیوه‌های مبارزه و تلاش برای براندازی یک حکومت را تجربه کرده بودند، از کمین کردن و کمین شکستن گرفته تا جنگ شهری و روستایی، از نفوذ در میان صفوف دشمنان تا شناسایی نفوذی‌های دشمن در صفوف خود. آنها در این اواخر تنها در یک نگاه، درصد خطر یا میزان بی‌خطری افراد و جریان های مختلف را در می یافتند.

به همین دلیل، در یکی از نا‌امن‌ترین دوران حیات سیاسی عراق، به خوبی در برقراری امنیتی نسبی در حوزه تحت اختیار خود موفق عمل کردند .

2- ایجاد آزادی‌های سیاسی و اجتماعی :

طیف های مخالف صدام حسین چنان متنوع و وسیع بودند که غیر از مطیعان مطلق حکومت، همه کردهای عراقی را شامل می‌شد.

در دوران مبارزه، آنها از لحاظ جغرافیایی هم مجبور بودند با هم بودن و یا تحمل اجباری همدیگر را تجربه کنند چرا که مناطق آزاد شده که تحت اختیار دولت بغداد نبود، بسیار محدود بود و همه مخالفان، از مسلمان نماز‌خوان گرفته تا لیبرال سکولار و کمونیست کاپیتال‌خوان، در این توفیق اجباری، چندین ائتلاف و درگیری و دوستی و دشمنی را تجربه کردند.

در آن سال های مبارزه آنها برای امنیت خود هم که شده، مجبور به تحمل همدیگر و مراعات متقابل بودند. این تجربه باعث شد بعدها که خود به حاکمیت رسیدند- به غیر از مناقشه قدرت - از لحاظ فکری و سیاسی، همزیستی همه اندیشه ها را در سطح جامعه ‌تحمل کنند.

احزاب چپی و اسلامی و دمکرات، همه در مجاورت یکدیگر دفتر و پایگاه دارند و مسجد و میخانه نیز در کنار هم دائرند. تنوع رسانه‌ها و کانال های تلویزیونی، در کنار دسترسی آزاد به کانال های ماهواره‌ای و اینترنت، به تلطیف فضای جامعه منجر شده است .

3- رعایت حقوق اقلیت ها :

هم اقلیت های قومی و نژادی، هم اقلیت های دینی، در حکومت کردستان عراق به رسمیت شناخته شده اند و از حقوق سیاسی و اجتماعی اقلیت ها برخوردارند. حتی ترکمن‌ها که بخشی از آنها با حکومت کردی سر ناسازگاری داشتند، هم در پارلمان و هیات دولت، کرسی و سهم خود را دارند، هم از حق آزادی احزاب و رسانه ها و تحصیل به زبان مادری، از ابتدایی تا دانشگاه برخوردارند.

آشوری های و سایر اقلیت های مسیحی و ایزدی هم از شرایط مشابهی برخودارند، هرچند انتظاری جز این نیز نمی رفت؛ کسانی که خود سالیانی مدید به عنوان اقلیت علیه دیکتاتوری مبارزه کرده بودند، نمی‌باید در دوران حکومتداری خود، حقوق سایر اقلیت ها را نادیده بگیرند .

دستاوردهای منفی

اماحکومت منطقه‌ای کردستان عراق، به رغم دستاوردهای مثبت، نقاط ضعفی نیز داشته است:

1- عدم شفافیت سیاسی و اقتصادی :

شرایط دوران مبارزه چنان بود که کردها به عنوان اپوزیسیون غیر قانونی و برانداز، برای تامین احتیاجات مالی و سیاسی خود، از دیگران کمک بطلبند، همان کاری که فلسطینی‌ها و ایرلندی‌ها و سایر جنبش‌های چریکی در دوران مبارزه می‌کردند.

شرط اول همه این کمک ها هم مخفی نگه داشتن آن بود. دولت های منطقه و قدرت های جهانی به ندرت می‌توانستند ریسک حمایت آشکار از اپوزیسیون یک کشور دیگر را قبول کنند.

از سوی دیگر نحوه این کمک ها، به شیوه‌ای ضمانت‌شده نبود که بتوان بر اساس آن برنامه‌ریزی کرد، کمک هایی بودند که به دلایلی گوناگون همواره احتمال پایان یافتن آنها وجود داشت.

مدت دوران مبارزه هم مشخص نبود که آیا طی یک سال حتما صدام سرنگون می‌شود یا این مبارزه ده سال دیگر هم طول خواهد کشید. همین شرایط دوران مبارزه سبب شده بود که رهبران احزاب سیاسی میزان دارایی خود را از نزدیک ترین افراد خود هم مخفی نگه دارند و روابط سیاسی و منابع مالی خود را هیچ گاه آشکار نکنند، اما آنها با همین شیوه و سیاق، این بار به حکومتداری پرداختند.

آنها این بار، همین مخفی‌کاری را با مردم خود داشتند؛ با این تفاوت که حجم پول های دریافتی بسیار بیشتر شده بود .

2- فساد گسترده مالی و اداری:

در ادامه همین مخفی‌کاری‌ها، چون بخش مالی احزاب، می‌بایست خود با دارایی های حزب سرمایه‌گذاری و تجارت کنند و تنها به نزدیکان و هوادارن خود اعتماد داشتند، نشانه‌های فساد مالی بسیار زود آشکار شد.

ساختار جامعه و روابط پیچیده ‌طایفه‌ای هم بر فساد و عدم شفافیت افزوده شد. از دیگر سو، همان چریک ها و مبارزان برانداز سابق، خود به کسوت وزیر و وکیل و سایر مقامات بالای حکومتی درآمده بودند. آنها سال ها به ویران کردن خو کرده بودند، حال بدون تجربه‌ای از ساختن، بر روی ویرانه‌ای، مشغول ساختن بودند.

اکنون سال ها است که عدم اعتماد به تکنوکرات ها و مجبور کردن آنها به کار کردن تحت امر مسئولین حزبی به ناکارآمدی سیستم اداری و فساد گسترده مالی و اداری منجر شده است.

اما در این میان یکی از همان چریک های سابق، راهی دیگر در پیش گرفته است. نوشیروان که برای بیش از 20 سال در دوران مبارزه معاون جلال طالبانی بود، پس از پیروزی، خود را از منازعات دولتداری و فساد دور نگه داشت.

او اکنون با رهبری یک جنبش اجتماعی به نام "گوران" به اپوزیسیون جدی حکومت در راستای رفرم سیاسی و اداری تبدیل شده است؛ جریانی که گفته می شود از پایگاه نسبتا چشمگیری هم برخوردار است.

او اعلام کرده که دیگر اپوزیسیون پارلمانی بودن را بی‌فایده می‌داند و خواستار انحلال پارلمان و دولت و انتخابات زودهنگام و مبارزه با فساد است.

رویدادهای منطقه هم به یاری او و جنبش گوران آمده است و اکنون بیش از یک هفته است که اعتراضات خیابانی، شماری از شهرهای کردستان عراق را در بر گرفته است؛ اعتراضاتی که کم‌کم به سایر بخش‌های عراق هم سرایت می‌کند.

اما به نظر می رسد که منش و فرهنگ سیاسی نوشیروان هم مانند رفقای سابقش چندان تغییری نکرده است. هنوز مشخص نیست که آیا او تفاوتی میان مبارزه با دولت سابق عراق و دولت کنونی کردستان می بیند. او همچنین مشخص نکرده است که اکنون یک اصلاح طلب است یا یک برانداز.



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:12 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

 مصر

تغییرات به عمل آمده از خواسته های دراز مدت مخالفان بوده است

ارتش مصر، پیش نویس اصلاحات در قانون اساسی این کشور را به تصویب رسانده است.

این پیش نویس اکنون آماده برای به رای گذاشتن در یک همه پرسی است.

طبق تغییرات ایجاد شده، رئیس جمهور برای دو دوره چهار ساله انتخاب می شود. پیش از این دوره ریاست جمهوری شش ساله بود و رئیس جمهور به طور نامحدود می توانست در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند.

با اصلاحات به عمل آمده، از این پس بر انتخابات، نظارت قضایی خواهد شد.

طبق این اصلاحات، رئیس جمهور باید در مدت شصت روز از زمان به قدرت رسیدن، معاونی برای خود انتخاب کند.

طارق بشری، رئیس کمیته اصلاحات در قانون اساسی گفته است نامزدهای ریاست جمهوری باید حمایت سی عضو مجلس مصر را داشته باشند یا از حمایت سی هزار رای دهنده در نیمی از استان های کشور برای اعلام نامزدی خود برخوردار باشند.

همچنین احزاب سیاسی ثبت شده که حداقل یک عضو در مجلس سفلی یا علیا دارند، می توانند فردی را نامزد انتخابات ریاست جمهوری کنند.

تغییرات به عمل آمده از خواسته های دراز مدت مخالفان بوده است.

گروهی از مخالفان خواهان آن هستند که اختیارات رئیس جمهور محدود شود.

کمیته ای که مسئول تهیه پیش نویس تغییرات جدید در قانون اساسی بود، گفته است که در مورد محدود کردن اختیارات، پس از برگزاری انتخابات تصمیم گیری می کند.

حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر در حال گذراندن آخرین ماه های پنجمین دوره ریاست جمهوری خود بود که در پی قیام عمومی مردم کشورش، از سمت خود کناره گیری کرد.

آقای مبارک از سال ١٩٨١ و پس از ترور محمد انورسادات، رئيس جمهور پيشين، قدرت را در دست داشت.

حسنی مبارک پس از کناره گیری، زمام امور را به شورای عالی نیروهای مسلح سپرد و ارتش هم اعلام کرد که قدرت را به غیر نظامیان منتقل خواهد کرد.

رهبری نظامی مصر بر پایبندی به همه پیمان های منطقه ای و بین المللی این کشور تاکید کرده است



تاريخ : شنبه هفتم اسفند 1389 | 14:10 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

Wednesday, February 23, 2011 12:52 AM
   Pierre Schori   
 پییر شوری Pierre Schori
روزیکشنبه هفته گذشته سیمیناری در مورد افغانستان  تحت عنوان افغانستان – یک ویتنام جدید؟ در آ.بی.اف مرکزی استکهلم برگزار  شد. در این سیمینار که برخی از کارشناسان امریکایی و سویدنی و همچنین  ژورنالست و نویسنده منقد دنمارکی، کارستین ین سن Carsten Jensen، که مقاله  های وی در مورد حضور نیروی های خارجی در افغانستان در این آواخر در روزنامه  داگنس نیهیتر منتشر شده است، شرکت کرده بودند. اوضاع کنونی افغانستان و  پیچیده‌گی قضایای این کشور که جامعه بین المللی قادر به حل آن نیست،  موضوعات بحث این سیمینار بود.
افغانستان – یک ویتنام جدید؟ عنوان  سیمیناری بود که ناشر لیوپارد، روزنامه تیوردراگ tvärdrag به همکاری آ، بی،  اف و کمیته سویدن برای افغانستان برگزار کرده بود. هدف اصلی این سیمینار  وسعت دادن زاویه های دید بر مشکلات افغانستان و بالابردن سطح آگاهی مردم در  مورد رویداد ها و تحولات اخیر در این سرزمین بود. تشبه جنگ در افغانستان  با جنگ شناخته شده‌ای ده ساله‌ای ویتنام شیوه‌ای بود تا با برشمردن تفاوت  ها و شباهت های این دو جنگ به نتیجه رسید که ناآرامی های افغانستان را  امریکا و جامعه جهانی نمی توانند حل کنند. این خود افغان ها هستند که باید  کشور خود را آباد کنند.
به عقیده پییر شوری Pierre Schori، سابق سفیر  سویدن در سازمان ملل متحد و وزیر امداد سویدن، مسائل اففانستان تنها توسط  افغان ها حل شده می تواند. دولت افغانستان می خواهد با طالبان معامله کند.  به نظر پییر شوری این راه حل دراز مدت است. در هیچ جایی از دنیا نمی‌توان  امنیت و دموکراسی را از خارج آورد.
پییر شوری اضافه می کند که رفتن  سویدن به افغانستان یک اشتباه بزرگ استراتیژیک بود که باوجود نبودن عضو  پیمان ناتو به افغانستان رفت. در قدم اول تقاضای ادامه ماندن کشور های  اروپایی توسط سازمان ملل متحد تمدید نشده است، این خواست کشور های عضو ناتو  بود. در قدم دوم سازمان ملل متحد هیچ کشوری را مجبور نکرده است که خواست  این سازمان را بپذیرد. ۱۵۰ کشور دیگر عضو سازمان ملل متحد در افغانستان  حضور ندارد. به عوض اینکه سویدن به خواست سازمان ملل متحد در حضور در کشور  های افریقا جواب مثبت می داد، تصمیم سیاسی در رفتن به افغانستان را گرفته  است.
     
 
روزیکشنبه  هفته گذشته سیمیناری در مورد افغانستان تحت عنوان افغانستان – یک ویتنام  جدید؟ در آ.بی.اف مرکزی استکهلم برگزار شد. در این سیمینار که برخی از  کارشناسان امریکایی و سویدنی و همچنین ژورنالست و نویسنده منقد دنمارکی،  کارستین ین سن Carsten Jensen، که مقاله های وی در مورد حضور نیروی های  خارجی در افغانستان در این آواخر در روزنامه داگنس نیهیتر منتشر شده است،  شرکت کرده بودند. اوضاع کنونی افغانستان و پیچیده‌گی قضایای این کشور که  جامعه بین المللی قادر به حل آن نیست، موضوعات بحث این سیمینار بود.                           
خبرنگار و نویسنده دنمارکی، کارستین ین سن، که در مورد حضور کشورش در افغانستان  بدبین است، می گوید.
-  یکی از سربازان به من گفت سیاستمداران ما جرآت آن را ندارن که حقیقت را به  ما بگویند اینکه ما برای ده سال دیگر در افغانستان می مانیم، جنگ می کنیم و  تعداد بیشتر سربازان ما از بین خواهند رفت. در آن صورت مردم دنمارک خواهند  پرسید، چرا؟ مسئله افغانستان به ما چه ربطی دارد؟!
سخنرانان سیمینار  افغانستان – یک وینتام جدید؟ همه به این نظر بودند که حضور نیروی های خارجی  در افغانستان با عث ناآرامی های بیشتر در در این کشور می شود. متیو هو  Mathew Hoh، رئیس گروه مطالعات افغانستان، سابق افسر نیروی دریایی امریکا  که در افغانستان و عراق وظیفه اجرا کرده است، چنین اظهار می دارد.
-  حضور سربازان خارجی در افغانستان مردم را به سوی و یا پشتیبانی از نیروهای  شورشی می کشاند. آن ها فکر می کنند کشور شان اشغال شده. متیوهو اضافه می  کند: مردم این احساس را دارند و واقعیت هم دارد که کشور شان اشغال شده است.  با کاهش تعداد نیروی های نظامی خارجی می توان ناآرامی های افغانستان را به  مراتب کاهش داد.
به عقیده پییر شوری حضور نیروی های بین المللی در  افغانستان بیشتر با عث خرابی می شود تا بهبودی. به زودی ده سال می شود که  این نیروها در افغانستان هستند ولی جنگ پایان نیافته است. با گذشت زمان  افغان ها بالای اشغال خارجی خشمگین‌تر و خشمگین‌تر می شوند.
اندرش‌فنگی   Anders Fänge، رئیس کمیته سویدن برای افغانستان در کابل، که از طریق کامره  ویدیویی در جمع سخنرانان سیمینار پیوست، تشدید ناآرامی ها در سال گذشته را  تائید کرد.
- تعداد حملات شورشی در سال ۲۰۱۰ در مقایسه با سال قبل آن ۶۵ درصد افزایش یافته است.
اندرش  فنگی اضافه کرد که رئیس جمهور امریکا، بارک اوباما، در سال ۲۰۰۹ اعلام کرد  که خروج نیروی های امریکایی از اواسط سال ۲۰۱۱‌ آغاز خواهد شد و در عین  زمان گفت که ۳۰۰۰۰ عسکر دیگر به افغانستان خواهد فرستاد.
ادامه حضور و  تمدید کمک های امریکا به یک دولت فاسد اداری که به گفته متیو هو، رئیس  جمهور افغانستان نه تنها انتخابات را دزدید، بلکه در تلاش است تا خانواده  خود را پولدار و قدرتمند کند، از جمله علایمی است که جنگ افغانستان را  مشابه جنگ ویتنام می کند.
پبتر لمینگ Peter Lamming، کارمند دولت، که در  زمان جنگ ویتنام فعال بود، می گوید. در آن زمان هم می گفتند در ویتنام جنگ  داخلی ادامه دارد، ما باید به این کشور کمک بفرستیم. به این ترتیب بهانه  هایی پیدا می کردند تا به ویتنام نیروی نظامی بفرستند و مردم را به قتل  برسانند. عین حالت امروز در افغانستان تکرار می شود. افغان ها مانند ما می  خواهند در آرامی زندگی کنند و بالای زندگی و سرنوشت خود تصمیم بگیرند.
بر خلاف پییر شوری و پیتر لمینک، به عقیده کارستین ین سن جنگ افغانستان با جنگ ویتنام شباهت ندارد.
مسئله  دین در جنگ ویتنام وجود نداشت، گروه های روشنفکر در برابر هم می جنگیدند.  همچنین تعداد کشته شده‌ها در جنگ ده ساله ویتنام سه میلیون غیر نظامی بود،  در حالیکه این رقم در افغانستان بسیار پائین است. امریکا سال ده هزار سرباز  خود را در ویتنام از دست می داد و در افغانستان تعداد کشته شده‌گان  سربازان ناتو و امریکا بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نظامی در سال می رسد.
به هر صورت  پیر شوری Pierre Schori به این نظر است که سویدن برای کمک جنگ امریکا در  افغانستان است. وی خواهان خروج نیروی های نظامی سویدن از افغانستان است.
امین  وجدان، آگاه به مسایل افغانستان، که از کارکرد های جامعه بین المللی در  افغانستان راضی نیست و در عین حال عدم حضور آن ها را نیز آمدن هرج و مرج می  داند.
کارستین ین سن می خواهد که نیروی های خارجی قبل از اینکه خرابی های بیشتر در افغانستان کنند، باید از این کشورخارج شوند. م.
-  تعداد زیادی می گویند که با خروج نیروهای خارجی از افغانستان هرج و مرج به  وجود میاید، ولی من می گویم هرج و مرج همین حال هم وجود دارد. ما جزی از  نیروهای ناآرام‌کننده در افغانستان هستیم.
به عقیده اندرش فنگی نظر به  روند تحولات افغانستان در این آواخر، بعد از سال ۲۰۱۴ طالبان خواهی نخواهی  یک قدرت بزرگ سیاسی و نظامی در افغانستان خواهند بود.

       
   
                 
                     
                    SE                    
شکیلا عیدی زاده
بخش فارسی رادیوی بین المللی سویدن
سگ جنگی در کابل
Wednesday, February 23, 2011 12:08 AM
 
مردم در حال تماشای سگ جنگی
 سگ  جنگی در برخی نقاط افغانستان یک رسم معمول تفریحی است. این تصویر  افغانهایی را نشان میدهد که در منطقهیی در کابل جمع شده اند تا مسابقه  سگ جنگی را تماشا کنند.
 
سگی آماده مسابقه در میدان
 سگهای  جنگی سگهای نیرومندی هستند. گاهی صاحبان این سگها دو نفره آنها را  کنترول میکنند. این تصویر سگی را نشان میدهد که در میدان آماده مسابقه  است.
 
دو سگ در حال جنگ در میدان
 سگها به صورت خشونتباری باهم میجنگند. صاحبان سگها در هنگام مسابقه، در میدان حضور دارند و شاهد جنگیدن سگ شان هستند.
 
 
 
 
سگ آماده جنگ در میدان
 برعلاوه  تلاش برای تغذیه مناسب سگها، صاحبان آنها ظاهر سگها را نیز آرایش  میکنند. گاهی با استفاده از رنگهای متنوع، سگها را رنگ میکنند.
 
دو مرد سگی را در میدان نبرد کنترول می کنند
 سگهای  جنگی که مدتهای طولانی تربیه میشوند، آن قدر تهاجمی هستند که یک نفر آن  را در میدان مسابقه کنترول کرده نمیتواند. جمعیت انبوهی این مسابقه را  تماشا میکنند.
 
سگی که پاهایش رنگ شده، آماده نبرد است
 صاحب این سگ منتظر است تا نوبتاش برسد و سگاش وارد مسابقه شود. مسابقه سگ جنگی معمولا هر جمعه در کابل برگزار میشود.
 
دو مرد در حال جدا کردن سگ ها در میدان مسابقه
 وقتی  سگها بسیار هیجانی میشوند و یکدیگر را دندان میگیرند، صاحبان آنها  تلاش میکنند برای جلوگیری از زخم برداشتن آنها، آنها را جدا کنند.
 
مردی سگ اش را روی شانه هایش حمل می کند
 مردی سگاش را که در مسابقه باخته است، بر شانههای به سمت بیرون از میدان مسابقه حمل میکند.
 
 
 
 تعدادی آماده تماشای مسابقه سگ جنگی
 برخی افغانها سگ جنگی را کار خوبی نمیدانند. اما هستند کسانی که برای این مسابقهها سگ نگه میدارند و آن را تربیت میکنند.
دویچه وله

تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 4:26 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

دختران و پسران  هموطن که  به بهانه ادامه تحصیل از خانه و خانواده جدا شده به وعده های  روسای این  شرکت ها دل خوش کرده اند ، عازم تهران می شوند و در خانه هایی  که قبلا از  طرف این شرکت ها تدارک دیده شده است ، اقامت می گزینند
  در تاریخ 11 دلو 1389  گزارشی نه آنچنان واقعی اما تلخ ، در یکی از سایت  ها ایرانی ،  به دست نشر سپرده شد که در آن از افزایش زنان خیابانی افغانی  در تهران خبر  داده  بود.
 در این گزارش که به گونه تحقیر آمیزی نگاشته شده بود ،    حضور زنان و دختران افغاني با آرايش و پوشش نامناسب در معابر و خيابان‌هاي  جنوب  تهران و اتفاقات پيرامون آنها که صحنه‌هايي را به وجود مي‌ آورد به  تاکید گرفته از  مسولین انتظامی ایرانی خواسته بود تا هرچه زودتر برای این  معضل چاره ای بیابند!
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348491634.jpg
  این سایت اضافه نموده بود : اين فرزندان خانواده‌هاي مهاجر افغاني با بزرگ  شدن و  حضور در اجتماع مايل نيستند كه مانند پدران و مادران خود تن به  كارهاي دون داده و  به مشاغل سخت روي بياورند ؛ اين افراد كه در واقع نسل  دوم و سوم مهاجران هستند علي  رغم حضور در خانواده اي مهاجر علاقه دارند تا  به جايگاه مناسبي از لحاظ اجتماعي و  اقتصادي دست پيدا كنند اما عدم پذيرش  اين موضوع از سوي جامعه ايراني و دلايل ديگر  باعث مي شود تا اين افراد  براي رسيدن به خواسته هاي خود به راههاي غير مشروع و غير  قانوني روي  بياورند.
 در پایان این گزارش ، مانند همیشه قسمت عمده سرقت ها و دیگر معضلات جامعه ایرانی به  حضور افغان ها در ایران نسبت داده شده بود.
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348493260.jpg
  در پی درج این گزارش ، خبرنگار افتخاری ما در تهران به جستجوی علل و راه  های افزایش  حضور زنان و دختران و همچنین پسران هموطن در معرض دید عموم  برآمده متوجه جذب تعداد  زیادی از این دختران و پسران هموطن در شرکت های  هرمی در تهران شد.
 
  دختران و پسران هموطن در ایران ، در کنار اینکه با مشکلات عدیده مهاجرت و  دلهره  هایی که پیامد بی هویتی این نسل مهاجر است را بدوش می کشند ، مدتی  است در دام شرکت  های هرمی افتاده وسیله کلاهبرداری روسای این شرکت ها شده  اند.
  این دختران و پسران که به بهانه ادامه تحصیل از خانه و خانواده جدا شده به  وعده های  روسای این شرکت ها دل خوش کرده اند ، عازم تهران می شوند و در  خانه هایی که قبلا از  طرف این شرکت ها تدارک دیده شده است ، اقامت می  گزینند.
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348492480.jpg
  این شرکت ها که تحت پوشش های متفاوتی می کوشند به کارهای غیر قانونی خود  بظاهر صبغه  قانونی بدهند ، بهترین قربانیان خود را از میان دختران و پسران  مهاجری برمی گزینند  که مشکلات مهاجرت ، آنان را در تنگناهای اقتصادی و  روانی قرار داده است.
 این قربانیان از همه جا بی خبر ، باید به هر ذلتی تن دردهند تا بتوانند به خواسته  های روسای این شرکت ها جامه عمل بپوشانند.
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348492073.jpg
 بعضی از این شرکت ها تحت پوشش صدور بیمه نامه ، خرید و فروش کالاهای سنتی در  اینترنت ،   خرید و فروش سهام ، فروش دستبندهاي انرژي‌زا ، اعزام آ نان به تورهای مسافرتی و  غیره قربانیان خود را جذب می کنند.
  یکی از این شرکتهای هرمی اقدام به جذب افراد شهرستانی بخصوص مهاجرین  افغانی کرده و  با آموزشهای متوالی آنها را مجاب به پرداخت 8.5 میلیون  تومان ( معادل 9 هزار دالر)  برای عضویت در شرکت هرمی "کیو آی" ترغیب می  کند.
  این شرکت به اعضای خود وعده داده که در ازای این 8.5 میلیون تومان آنها  را هرسال یک  هفته به هر کدام از 130 کشوری که معرفی کرده ببرد.
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348492825.jpg
  باتوجه به اینکه شرکت‌های هرمی در پوششی، کار خود را تغییر داده و در قالب  سرمایه  گذاری با سودهای کلان به میدان آمده‌ اند و در روش پدیده  بازاریابی شبکه‌ای ناسالم  یا «دسیسه هرمی» با بکارگیری شیوه‌های روانی،  افراد را به خرید محصولی که به آن  نیاز ندارند و یا به قیمتی که بیشتر از  قیمت واقعی می‌ باشد اقدام به کار می‌کنند و  این تصور را در آنها ایجاد می  کنند که می‌ توانند در مدت کوتاهی ثروتمند شوند که  این همان دام‌ های  رنگینی است که برای جوانان پهن شده است.
  آنها با دادن آگهی در در روزنامه ها و همچنین تبلیغ در سایت‌های اینترنتی،  کار خود  را کمک به توسعه تجارت الکترونیک کشور ارزیابی می‌ کنند و آمادگی  هرگونه سوال و  جواب از سوی سوژه خود از قبیل سوالات شرعی، قانونی،  اجتماعی و مالی را دارند و با  بیان این مطلب که افراد سرشناس نیز در این  شرکت فعالیت دارند، اعتماد سوژه خود را  جلب و وارد مجموعه و شرکت هرمی می‌  کنند.
  بسیاری از اعضای شرکت های هرمی از شهرستان ها جذب و در تهران اسکان داده  می شوند.  سرشاخه ها ، این افراد را عمدتاً در آپارتمان هایی در نقاط متمول  تهران مانند شهرک  غرب و سعادت آباد نگهداری می کنند تا آنها با چشمان خود  ، آرزوهایشان مانند موترهای  آخرین مدل، خانه های زیبا و ... را ببینید و  بیشتر ترغیب شوند.
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348494813.jpg
  در سیستم های هرمی افراد مجبور می شوند تمامی آرزوهای خود را با جزئیات  بنویسند و  هر هفته نیز آنها را بازنویسی و در جلسات هفتگی با صدای بلند  برای دیگران بخوانند ؛  به اعضای ساده دل القا می شود، هر آرزویی که دارید  در شبکه هرمی برآورده می شود.
  در شرکت های هرمی ، نمودار های زیر ، یک امر رایج است ؛ هر عضو ، با این  نمودارها  که شامل سرشاخه ها و زیر مجموعه هاست روزگار می گذراند و برای  خودش پیش بینی کسب  درآمد می کند!
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348494895.jpg
  به اعضای جدید گفته می شود اگر پول ندارید ، قرض کنید؛ شما به زودی آنقدر  ثروتمند  خواهید شد که اصل پول قرض گرفته شده را به علاوه یک هدیه خوب مثلا  یک دستگاه موتر  به طلبکاران تان بازگردانید!
  شرکت های هرمی حتی برای قرض گرفتن و تهیه پول هم برنامه ریزی و آموزش  دارند. اعضا  می بایست قبل از تماس تلفنی برای قرض گرفتن پول، متن مکالمه  را  روی کاغذ بنویسند و  تمرین کنند تا مصمم و جدی به نظر آیند.
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348491635.jpg
  برخی از این قربانیان که نتوانند کار خود را خوب انجام داده یا قصد انصراف  داشته  باشند ، در خانه هایی جداگانه برای مدتی محبوس شده برای زنده ماندن  به آنان نان و  کچالوی جوش داده می دهند و در مواقعی هم آنها را در توالت  ها زندانی می کنند تا  قربانی مجبور شود به خواسته های شوم آنان تن بدهد.
 http://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348493149.jpghttp://files.afghanpaper.com/pics/201102/201102171348491020.jpg
 آنها در تهران ، تحت آموزش های ویژه قرار می گیرند تا به اصطلاح اعتماد به نفس شان  بالا برود و خوش بینی شان تقویت شود.
  اعضای شبکه ، موظف هستند کتاب هایی که سرشاخه ها معرفی می کنند بخوانند ،  آموزش های  اجباری را طی کنند و مورد آزمون سرشاخه ها قرار گیرند.
 فریب خوردگان شبکه ، برای آن که در خوش بینی مفرط نگه داشته شوند ، موظف هستند، همه  چیز را با کمال خوش بینی بنویسند.
  آنچه در زیر می آید ، بخش هایی از نوشته های این افراد است که در خانه های  هرمی  شهرک غرب و سعادت آباد نگاشته شده است و نشان می دهد که این افراد ،  در چه عوالمی  سیر می کردند و در آخر چیزی جز آرزوهای بر باد رفته ندارند.
 
  هرچند از اعضای سفارت افغانستان (" که شنیده شده است، یکی از این اعضا نیز  در  برنامه ریزی جذب دختران افغانی به این شبکه دخیل بوده است ") انتظار  آن نمی رود که  در این زمینه اهتمامی از خود بخرج دهند ، اما مسولیت این  بزرگواران است تا از آبرو  حیثیت هموطنان مهاجر خود در ایران دفاع نمایند و  بر مسولان وزارت خارج در کابل  تکلیف است که هرچه زوتر به این معضل رسیدگی  عاجل صورت گیرد.
 تذکر : دوقطعه عکس اول ، ارشیوی است و ارتباط مستقیمی با موضوع ندارد.
شليک سه راکت به فرودگاه هرات
Saturday, February 19, 2011 8:29 PM
بال‎گرد  نظامي امريکا در حال فرود امدن در فرودگاه هرات؛ اين فرودگاه از سوي  نيروهاي خارجي براي نقل و انتقال تجهيزات نظامي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.  
فرودگاه هرات درست ساعاتي پس از گشايش خط پرواز جديد، هدف حملات راکت‌هاي شبه‌نظاميان طالبان قرار گرفته است.


به گزارش خبرنگار پرس تي‎وي، شاهدان عيني مي‌گويند، ساعت 9 شب گذشته  (28 بهمن) صداي چند انفجار مهيب در اطراف فرودگاه هرات که همراه با شليک  گلوله بود شنيده شد.

فرودگاه هرات که با مساحتي معادل سه هزار متر مربع و با هزينه‌اي بالغ  بر يک مليون دلار ساخته شده بود، ساعاتي پيش از بازگشايي هدف راکت قرار  گرفتن گشايش يافته بود.

مقامات امنيتي در هرات مي‌گويند، طالبان مسلح از روستاي سيوشان در  شهرستان گذره، سه راکت را به سوي فرودگاه هرات شليک کردند که اين حمله  تلفات جاني در پي نداشته است.

در فرودگاه هرات نيروهاي  خارجي تحت امر امريکا مستقر هستند.

اين در حالي است که شبه‌نظاميان طالبان هر از گاه با هدف قرار دادن  مواضع نيروهاي خارجي، به ساختمان‎هاي اين فرودگاه حمله مي‌کرده‎اند.

تا کنون ازخسارات ناشي از حملات شب گذشته به فرودگاه هرات خبري در دست نيست.

اگر چه تا به حال شبه‌نظاميان طالبان درباره اين موضوع اظهار نظري  نکرده‌اند، اما مقامات دولتي پسران غلام يحيي سيوشان، از فرماندهان ارشد  مخالف دولت کابل را که چندي پيش در پي حمله نيروهاي تحت امريکا کشته شد،  عامل اين حملات مي‌دانند.

در جريان 10 ماه اخير اين براي اولين بار است که فرودگاه هرات هدف حملات راکتي طالبان مسلح قرار ميگيرد.

کارشناسان معتقدند، مشکل عمده و اساسي مردم هرات، حضور شمار زياد  نيروهاي خارجي در فرودگاه است که نگراني‌هاي امنيتي را براي ساکنين اين شهر  به وجود آورده است.

بيشترين حملات ترورستي در هرات به خاطر حضور نظاميان خارجي دراين منطقه  صورت مي‌گيرد و مردم هم از اين موضوع ابراز نارضايتي مي‌کنند.  

فرودگاه هرات در جنوب شرق استان هرات واقع شده است که درحال حاضر علاوه  بر استفاده هواپيما‌هاي مسافربري شخصي، از سوي نيروهاي خارجي براي نقل و  انتقال تجهيزات نظامي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.  

در استان هرات دو فرودگاه  وجود دارد که بخش نظامي آن در شهرستان شيندند هم اکنون در اختيار نيروهاي نظامي امريکايي است.



تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 4:25 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

Saturday, February 19, 2011 8:23 PM
تصوير آرشيوي از نظاميان تحت امر امريکا در افغانستان
يک فرد افغان ملبس به لباس نظاميان افغان، 3 تن از نيروهاي آلماني مستقر در شمال اين کشور را به ضرب گلوله کشته است.


به گزارش خبرنگار پرس تي‌وي از کابل، بر اثر مشاجره لفظي ميان سربازان  آلماني و يک فرد افغان که هويت وي هنوز تاييد نشده است، 3 نظامي آلماني  کشته و شش تن ديگر زخمي شده‌اند.

به گفته مقامات نظامي افغان، اين درگيري شنبه ميان يک فرد افغان که به  ظاهر از سربازان ارتش ملي افغانستان بوده است و شماري از نظاميان آلماني،  در پادگان نظامي در ولايت بغلان در شمال اين کشور به‎وقوع پيوسته است.

مقامات افغان تائيد کرده‌اند که اين درگيري پس از انجام يک مراسم ويژه  نظامي و در اثر مشاجره لفظي بين سربازان آلماني و اين فرد افغان روي داده  است.

ژنرال هانس وارنر فرتس فرمانده عمومي نيروهاي تحت امر امريکا در شمال  افغانستان، يک‌شنبه در يک نشست خبري ضمن تاديد وقوع اين رويداد، تاکيد کرد  که هنوز علت و انگيزه اين درگيري روشن نشده است.

ژنرال فرتس همچنين از آغاز تحقيقات درباره کشف علل و انگيز‌هاي اين حادثه خبر داده است.

گفتني است، تاکنون درباره هويت اين فرد افغان که خود نيز در جريان اين  تيراندازي کشته شده است، اطلاعات دقيقي از سوي مسولان به رسانه‌ها اعلام  نشده است.

اين در حالي است که فرمانده عمومي نيروهاي تحت امر امريکا در شمال  افغانستان مدعي است، اين فرد با سوء‌استفاده از لباس نظامي و در اختيار  داشتن اسلحه، ابتدا با سربازان آلماني درگير شده و سپس به روي آنان آتش  گشوده است.

همچنين، يک سرباز آلماني ديگر نيز شنبه در اثر انفجار يک بمب کنار جاده‌اي در جنوب کشور جنگ‌زده افغانستان کشته شد.

آخرين‌گزارش‌ها حاکي از آن است که تنها در دو ماهه نخست سال جاري ميلادي (2011) دست‌کم، 48 نظامي خارجي در اين کشور کشته شده‌اند.

آمار‌هاي رسمي از کشته شدن بيش از 2 هزار و 330 سرباز نيروهاي ناتو از  ابتداي تهاجم نظامي امريکا به افغانستان در سال 2001 ، خبر مي‌هد.

با گذشت 10 سال از اشغال افغانستان، بيش از 150 هزار نيروي نظامي تحت  امر امريکا در اين کشور همچنان در برقراري ثبات و آرامش در نقاط مختلف  افغانستان ناکام مانده‌اند

تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 4:24 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

Saturday, February 19, 2011 8:01 PM
 30.11.1389
 واشنگتن پست
روزنامه  واشنگتن پست در شماره اخیر خود مطلبی دارد تحت عنوان بهترین راه حل بحران  افغانستان برای امریکا خارج شدن از این کشور می باشد.

در این مطلب  که توسط یک سناتور حزب دموکرات امریکا نوشته شده، آمده است که رییس جمهور  امریکا، معاونش و دیگر مقامات نظامی این کشور در مورد حضور قوای امریکا در  افغانستان برای سال های دوامدار  صحبت می کنند و حتی خواهان ساختن پایگاه  های نظامی در افغانستان هستند.

اما روزنامه سوال می کند که آیا این  نظریات در بین مردم امریکا هم طرفدار دارد. به نوشته سناتور جیمز مک گاورن  جنگ افغانستان چه از نگاه جانی و چه از نگاه مالی به ضرر امریکا تمام می  شود و بهترین راه خاتمه دادن به این مشکل  بیرون شدن از این جنگ است.

به  نوشته روزنامه امریکا عوض یک برنامه حضور دومدار در افغانستان باید یک  برنامه خروج را تهیه کند. به نوشته سناتو مک  گاورن، این تصمیم چنین معنی  ندارد که ما مردم افغانستان را رها می کنیم بلکه ما ستراتیژی کنونی جنگ را  ترک می کنیم، زیرا این ستراتیژی موفق نیست و نه تنها به افغانستان امنیت  نیاورده، بلکه تهدیدها به امنیت امریکا را هم از از بین نبرده است.


رویترز
خبرگزاری  رویترز هم  مطلب تحلیلی را در مورد افزایش گروگان گیری در ممالک مختلف  جهان از جمله افغانستان به نشر رساند  که در بخش آن می نویسد، گروگان گیری  در افغانستان به یک تجارت خوب تبدیل شده است، زیرا هر باری که یک خارجی در  افغانستان گروگان گرفته می شود، رباینده گان بین 300 تا 750 هزار دالر پول  برای آزادی آنها تقاضا می کنند و قیمت رهایی یک گروگان داخلی بیش از 100  هزار دالر می باشد.

به نوشته خبرگزاری بعضی اوقات خارجیان اگر زنده  مانند تا 300 روز در اسارت بسر می برند تا زمینه برای رهایی آنها فراهم شود  که این عمل در کار موسسات خیریه مشکل ایجاد می کند، زیرا کارمندان آنها   از ترس ربوده شدن طور شاید و باید کار نمی کنند و پول های خیریه به جا هایی  که باید برسد نمی رسد.


واشنگتن پست
روزنامه  واشنگتن پست در شماره اخیر خود مطلبی دیگری هم در مورد افغانستان دارد که  در آن می نویسد، امروز در بعضی مساجد امامان رسماً بر علیه قوای خارجی  تبلیغ می کنند.

به نوشته روزنامه در بعضی مساجد افراد ملکی و نظامی  خارجی که برای خدمت و تامین امنیت به افغانستان رفته اند، اشغالگر، صلبیون و  چوچه های یهود خطاب می شوند که این عمل احساسات مردم افغانستان را علیه  خارجیان تحریک می کند و در راه کار آنها مشکل ایجاد می کند.
رادیو ازادی
در راه اروپا "عکس"
Thursday, February 17, 2011 8:18 PM









تفاوت فرزندان افغان"عکس"
Thursday, February 17, 2011 7:25 PM




تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 4:8 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |
 برموقعيت زنان ايراني و موقف دختران مهاجردرايران
Tuesday, February 15, 2011 7:05 PM
يرش سايت > دیدگاه > تحليلي برموقعيت زنان ايراني و موقف دختران مهاجردرايران          
             
          
جوابيه مطلب به نشر رسيده در خبرگزاري فارس
خبرگزاري فارس مهاجرين افغانی را متهم  به ارتكاب جرايم جنايي وحقوقي در سطح وسيع نمود

                                                                   
                                                                                                                                                    
    
يكي از خبرهايي كه چندي پيش از طريق خبرگزاري  فارس وابسته به رژيم فاشيستي ايران به نشر رسيد ومتاسفانه در سايت هاي  مختلف رژيم منعكس گرديد. و عكس العمل هاي بسياري را نيز در قبال داشت .خبري  بود مبني بر افزايش دختران خياباني در جنوب تهران و  اعتراض اهالي اين شهر  مذهبي و نيز نگراني انها نسبت به افزايش فساد اخلاقي  و سرايت آن به مناطق  ديگر تهران توسط همين دختران افغاني.
اگر اين مطلب را فقط يك بار مطالعه  نماييد.به ميزان تعصب شديد و نيز دروغ پردازي  نويسنده مطلب نسبت به  مهاجرين و نيز نسل جديد آنها كه به قول نويسنده سعي برايراني شدن و كتمان  هويت خود دارندوالبته در اين كار ناموفق هستند(این زنان و دختران که علی  رغم تلاش‌های بسیار خود نتوانسته‌اند چهره غیر ایرانی خود را تغییر دهند با  حضور در سطح منطقه‌ای مذهبی، همچون جنوب تهران جلوه دیگری از سوداگری شرف  را به نمایش گذاشته‌اند.)   پي خواهيد بود. اين عقايد فاشيسيتي كه قسمتي از  پلانهاي كاملاً سنجيده شده از طرف سران دولتي به شمار مي رود در ادامه  برنامه هاي مبارزه تبليغاتي و رسانه اي رژيم فاشيست بر ضد مهاجرين است كه  با هدف سوق دادن افكار عمومي و حك نمودن ذهنيت ضد افغاني در ميان ايرانيان و  به نمايش گذاشتن افغاني منحيث يك جنايكار وشخص فاسد است .تا علاوه برتلاش  هاي سران رژيم از ملت خويش نيز به عنوان پتانسيل مهاجر ستيزي استفاده  نمايند. و اين ترفند از ساليان پيش و از زمان رياست جمهوري رجايي كه منحيث  يك فرد از طبقه سوم جامعه (البته هم از نگاه اقتصاد و هم فرهنگ) به شمار مي  رفت .آغاز گرديد و تا امروز ادامه دارد.   
البته جدا از فساد نويسنده سعي نموده است تمامي جرايم از قبيل قتل ها  وسرقت ها را نيز بر دوش مهاجرين گذاشته وعملاً ايرانيان را فرشته و عاري از  معصيت معرفي نمايند طوري كه در ابتدا از جنوب شهرتهران منحيث يك شهر  مذهبي( شهر ري و ساير شهرهاي اطراف) با اهالي پايبند به اصول ديني معرفي  نموده است. البته قابل ذكر است كه گراف جنايات در جنوب شهر تهران در فيصدي  بالايي قرار دارد و به طور متوسط روزانه بيش از چهار صد نوع جرم حقوقي و  جنايي به ثبت مي رسد.
در جوابيه اين مطلب برخود منحيث يك افغان لازم دانستيم تا مطالبي را ذكر نماييم.
فساد اخلاقي در افغانستان از چه زماني آغاز گرديد؟ فساد اجتماعي در ميان كدام دسته ازافغانهاي رايج است؟
اگر تاريخ افغانستان را مطالعه نماييم در مي يابيم مردم افغانستان  كاملاً مردم مذهبي بوده و در هيچ دوره وزماني حتي به قيمت ريخته شدن خون  هزاران هزاران نفر هرگز از از عقايد و اصولات خويش نكشيده اند وبنا به  قبيله اي زندگي نمودن افغانها و پايبندي به كلتور وعنعنات اصيل افغاني كه  ازگذشتگان به جا مانده است و همچنان در همين نسل نيزمستحكم و بدون كوجكترين  انحرافي ديده ميشود ، فساد اخلاقي و تمايلات جنسي خارج از احكام اسلامي را  محكوم دانسته ومرتكبين اين جرم از آبرو واعتبار ساقط شده وكاملاً از جامعه  طرد مي شود. در افغانستان تا زمان روي كار آمدن افكار سياسي و نيزمدرنيزه  شدن جهان و پاي گذاشتن افغانستان به سمت اصلاحات اجتماعبي زنان افغانستان  البته بنا به ميل خود وعرف جامعه به ندرت از منازل خارج مي شدند در دوره  كمونيستي و گرايش به دموكراسي نيز زنان افغانستان عفاف وپاكدامني خود را از  دست نداده و همچنان با حفظ پرستيژ اسلامي وافغاني وارد جامعه شدند.(مستثني  عده ي قليلي كه اجير شده اجانب و خارجي ها بودند وباهدف انحراف افغانها  ازكشورهاي تاجيكستان وازبكستان وارد شده بودند) .امروزه نيز دراكثر ولايات  زنان بسيار كم در بازارها ومعابر ديده ميشوند و هميشه ملبس به پوشش چادر  اسلامي و دامنهاي بلند مي باشند. اين نكته را نيز نمي توان پنهان نمودكه  عده اي در داخل افغانستان نيز به پيروي از مدگرايي و گرايش هاي منفي حاكم  بر جوامع غربي و نيز ايراني نوع لباس وحتي گويش خود را تغيير دادند امااين  دسته كدام انسانها هستند؟ اين افغانهاي دقيقاً هماناني هستند كه خود  نويسنده مطلب فوق از آنها به عنوان نسل دوم وسومي مهاجر ياد مي كنند .كساني  كه آشنا به كلتور وعنعنات غني افغاني نبوده و سعي نموده اند كه خود را  همرنگ جماعت نمايند كه حاصل آن تغيير فرهنگي خار چشمي شده بر تمام افغانهاي  عزيز.
نكته:‌نويسنده مطلب خود با ذكر اين مطلب كه دختران مهاجر با پوشيدن اين  توع لباس ها سعي دارند خود را ايراني جلوه دهند .اين مطلب را اعتراف نموده  كه ايرانيان هستند كه عامل اصلي سرايت اين نوع انحرافات حتي در ميان  مهاجرين شده اند و اين نسل مهاجر تنها تقليد مي كنند و مسبب شخص ديگر است  كه نويسنده كاملاً ناشيانه سعي برپنهان نمودن آن نموده است.
حال نگاهي به زنان ايراني :
 
فحشا و عيش ونوش در ميان زنان ايراني تاريخي برابر با تاريخ پيدايش  ايران زمين دارد. با مطالعه اساطير وافسانه هاي ايراني وتمامي آثار ادبي  وتاريخي ايراني اين مطلب قابل استخراج مي باشد كه زنان ايراني در هزاران  سال پيش نيز مورد سوء استفاده شاهان وامپراطوري هاي گذشته قرار مي گرفتند و  در تمامي جشن ها و مراسم ايراني از مهمترين بخش هاي اين محافل رقص  وآوازخواني همين زنان ايراني بوده است. سلسله فساد وعياشي ايرانيان بسته به  متغير زمان گاه در سطح گسترده افزايش مي يافت طوري كه زنان آزادانه در  بازارها به تن فروشي مي پرداختند و گاهي نيز آنقدر عرصه برآنان تنگ مي شدكه  باز هم با تشكيل گروه هاي زيرزميني و به طور پنهاني خانه هاي فساد را  تشكيل واداره مي نمودند.معظل فساد اجتماعي كه در ايران به عنوان بد حجابي و  فساد اخلاقي ترفندي ازسوي غرب معرفي شده است. چالشي است كه از زمان تشكيل  حكومت جمهوري اسلامي تا به حال دامنگير دولت بوده وبا وجود فعاليتهاي  گسترده جهت محو اين نوع مفاسد تا به حال دولت كوچكترين موفقيتي كسب ننموده  است. و اين پديده به طور چشم گيري رو به افزايش است. دختران فراري، خودكشي  هاي گسترده، طلاق در سطح وسيع، بي ميلي به ازدواج در ميان جوانان، عكس  وفيلم هاي مبتذل خانگي،افزايش شديد خانه هاي فساد وبرگزاري پارتي هاي شبانه  ،قاجاق دخترها به خارج از كشورو ايجاد بازارهاي بزرگ دختر فروشي وتن فروشي  در خارج از مرز ايران و نيز حضور چشمگيرآنها در روسپي خانه هاي كشورهاي  عربي و اروپايي همه زاينده همين امر هستند. اصولاً نژاد ايراني را در سطح  جهاني به عنواني مردمي عياش و خوش گذران مي خوانند كه اين خصلت در ميان  زنان ايراني به وضوع قابل رويت مي باشد.
نسل دوم و سوم مهاجردر ايران و كشورهاي غربي مردمي هستند كه دور از  فرهنگ افغاني تربيت شده اند و كساني هستند كه فرهنگ و رسومات كشورهاي مهمان  تنها الگوي فرهنگي واجتماعي آنان مي باشد. زيرا دور ازوطن خود مي باشند.  از سوي ديگررژيم فاشيستي  ايران در بيش از دو دهه اخير و با تبليغات رسانه  اي منفي بر ضد افغانستان در ذهنيت نسل جديد ما از افغانستان كشوري ويران و  خراب با مردماني بي سواد و دور از فرهنگ جاي داده است.اينگونه است كه  ناخودآگاه به جوانان ما تلقين مي شود كه از افغاني بودن احساس شرمساري  نمايند وافغاني بودن خود را با نقاب ها وپوشش هاي مصنوعي پنهان نمايند. (  ما ايمان داريم كه اگر مهاجرين ما تاريخ درخشان كشور ما را مورد مطالعه  قرار دهند واين را درك كنند كه افغانستان مهد مولانا و بوعلي و سيد جمال  الدين است و قهرماناني در اين خاك زاده شدند كه در برابر بزرگترين  ابرقدرتهاي تاريخ ايستاده اند ولي عقايد وكشور خود را نفروختند.و عاقبت نيز  با نثار جان جنت فردوس نصيب شان گرديد، هرگز به تاريخ آلوده وانحرافي  ايراني رغبت نشان نخواهندداد) ايرانيان هميشه به جهانيان خود را كشوري  مهربان در قبال همسايه خوانده است كه ميليون ها افغان را در كشور خود سخاوت  مندانه جاي داده است. در حالي افغاني ها به عنوان مردماني جاهل و مجرم  هميشه در ايران مرتكب جنايات مختلفي مانند قتل و سرقت و تن فروشي مي شوند و  ايرانيان پاك و معصوم را متضرر مي سازند. كه البته يك انسان بي طرف و آگاه  در دست به تحقيقات زده و نه از جاي دور بلكه در همين الان و در جستجو  گراينترنتي واژه مانندفساد و س ك س را درج نماييد شاهد بازشدن هزاران سايت  فاسد ايراني ميشويد .كه در اين ميان انگشت شمار مورد افغاني ديده مي شود  .به همين منوال اگر ساير جرايم در تمامي كشورهاي اروپايي و داخل ايران را  مورد جستجو قرار دهيد مي توانيد ببينيد كه نقش ايرانيان كاملاً پررنگ وخيره  كننده است كه مواردي را مي يابيد كه حتي دور از مقام انساني مي باشد  مواردي همچون تجاوز به خواهر ومادر ودختر در يك خانواده ايراني..اين در  حالي است كه از اين نوع جرايم در ميان افغانهاي در طول چند سال يك مورد  ديده شده است . و در ايران امري شده رايج . در مورد مردم جنوب شهر تهران  نيز بايد گفت اگر يك بار از اين محلات ديدن نماييد .كاملاً با ادبيات  گفتاري فاسد اين طبقه اجتماعي آشنا ميشويد اصطلاحات رايج گفتاري آنها دور  از شان ومقام انساني بوده ولي اين مردم چه از پيرو جوان اين نوع لغات را در  كوچه وبازار و در حضور زنان مورد استفاده قرار مي دهند. در جنوب تهران  محلاتي وجود دارد كه مختص به معتادين بوده و نيز در كنار آنان پسراني  نوجواني ديده مي شود كه براي پيدا نمودن خرج اعتياد مجبور به تن فروشي  هستند. تعداد خانه هاي فساد در اين مناطق غيرقابل شمارش مي باشد. دزدي و  سرقت هاي خورد وكلان در ميان كودكان اين مردم نيز رواج دارد. و اين را همه  مي دانند كه ساكنين شمال تهران با نوعي ترس وارد محلاتي و شهرهاي جنوبي  تهران مي شوند. در اينجا ذكر يك خاطره شنيدني خواهد بود.
زني ميانسال مسكونه بالاشهر تهران چنين مي گفت: مدت دو سال ميشد كه از  ميان زنان كلفت جنوب شهري خادمه اي را براي پاك كاري به منزل خويش مي  آوردم. طي اين دوسال حدود سي زن آوردم ولي متاسفانه همه آنها دزد بودند و  به طور مخفيانه دست به دزدي مي شدند نهايتاً مجبور شدم مردي افغاني را  منحيث كارگر در خانه استخدام نمودم .اين مرد حدود چهارسال درخانه ما كار  كرد.صادق ، چشم پاك و مومن بود.و با وجود اينكه بارهافرصت براي سرقت پول  نقد وجواهرات و نيزتجاوز به دختران من را داشت ولي هيچگاهي خيانت نكرد.  همين بود كه ديد من نسبت به افغاني ها ي زحمت كش را عوض كردو امروز من آنها  را بسيار دوست دارم. (اين خاطره كاملاً واقعي و ازخاطرات خودم در ايران  بود)
 
از ايران نمي توان شكايت كرد زيرا تفكرات فاشيستي آنها را پاياني نيست و پيامي دارم به خواهران عزيز مهاجر افغاني خود:
خواهر عزيز افغان! شيرزنان افغاني! و دختران غيور افغاني!
شما نبايد فرصت براي ايرانيان فاشيست دهيد تا بتوانند به عنوان حربه اي  عليه شما استفاده نمايند يا به اصطلاح تيشه به ريشه خود نزنيد. حفظ كلتور  وعنعنات افغاني برهر مرد وزن افغان واجب وفرض اولي آنها مي باشد. خواهش  مطالعه نماييد در مورد فرهنگ ورسومات افغاني و تاريخ درخشان افغانستان عزيز  تا بفهميد كه تاريخ ما بسي درخشان تر وغني تر از تاريخ فرهنگي ايراني مي  باشد. قسم است به پاكي الله كه ما بزرگترين افتخار ما افغاني بودن ماست  .هركس لياقت آن را ندارد كه نام افغان را پيشوند نام خود سازد. كشوري با  مردماني غيور ، ديندار ، متعب به ارزش هاي انساني و كرامت ها اسلامي ..
درست است كه در كشور ما ساليان دراز جنگ بوده است ولي مقصر اصلي جنگ نه  افغانها بلكه تفرقه افكني هاي دشمنان كبير ما شياطين بزرگ ايران وپاكستان  بوده است . حال به نظر شما اين درست است كه ما از كشوري پيروي نماييم كه  بزرگترين سهم را در ويراني كشور ، تحريف تاريخ گذشته ما ،حقارت افغانستان  در سطح جهاني و قتل وغارت مردمان ما داشته است. رژيم فاشيست ايران متهم است  به ريختاندن خون بيش از چند ميليون افغان در دوره هاي مختلف تاريخي..
اميد با اندكي تامل راه درست را انتخاب نماييد:
در جواب نويسنده كور دل تنها ما مي توانيم هدايت وي را از باري تعالي تقاضا نماييم و بيت شعري نثار وي نماييم:
عيب كسان منگرو احسان خويش* * * *  ديده فرو بر در گريبان خويش
يا به قول ما افغانها خطاب به نويسنده كور دل مطلب فوق:
كور خود وبيناي ديگ

تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 4:7 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |
ma
جین شارپ

جین شارپ به نظر مرد خطرناکی نمی رسد اما از نظر حکومت های بسیاری می تواند ریشه های دیکتاتوری ها را بلرزاند

جثه پیر و خمیده اش را به آرامی و زحمت جابه می کند. چشمهایش مرتب خیس می شود و گلویش بعد از چند جمله حرف زدن خشک و باید با لیوان آبی که کنارش گذاشته آن را تازه کند.

جین شارپ به نظر مرد خطرناکی نمی رسد اما این پیرمرد 83 ساله از نظر حکومت های بسیاری در جهان می تواند از خانه ساده اش در منطقه ی کارگرنشین بوستون، ریشه های حکومت های دیکتاتوری جهان را بلرزاند.

جین شارپ برجسته ترین نظریه پرداز مبارازت بدون خشونت است و جزوه هایش راهنمای عملی مخالفان سیاسی در کشورهای مختلف . "از دیکتاتوری تا دموکراسی"، مشهور ترین کتابچه او در کمتر از 100 صفحه خلاصه ایده هایش را به زبان ساده توضیح می دهد . 198 روش برای مبارزه مدنی و شکست دادن حکومت های نظامی یا دیکتاتوری که از برمه تا صربستان، از تایلند تا ونزوئلا، به دهها زبان ترجمه شده و راهنمای مخالفان دولتی بوده که می خواستند سرنوشت خود را بدون برداشتن اسلحه به دست بگیرند. بر پوستری که به دیوار اتاقش نصب شده، شعار جنبش دانشجویی صربستان نقش بسته: " کارش تمام است" . همین دانشجوها با کمک ایده های جین شارپ توانستند اسلوبودان میلوشویچ را در یوگسلاوی از مسند قدرت به زیر بکشند.

در روسیه کتابفروشی ها و چاپخانه هایی که جزوه های اورا تکثیر می کردند به آتش کشیده شدند. بسیاری به دلیل داشتن نسخه ای از جزوه های او به زندان افتاده اند. در ایران نیز، نام او در کیفرخواست متهمان اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمده بود. همینطور یک ویدئوی تبلیغاتی وزارت اطلاعات اراو مامور سی آی ای سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا معرفی کرده و روزنامه کیهان در مقالات متعدد او را مغز متفکر انقلاب های مخملی و از جمله مخالفت های مردمی در ایران خوانده است.

ایده مرکزی تئوری جین شارپ این است که حکومت های دیکتاتوری نیروی اصلی خود را از فرمانبرداری و اطاعت مردم می گیرند. شهروندان این کشورها با محروم کردن دولت های خود از این فرمانبری، می توانند عملا حکومت را به زیر بکشند و یا مجبور به تغییر رویه کنند.

با این همه جین شارپ در برابر این اتهام ها تنها لبخند می زند و اتاق مطالعه کوچکش را نشان می دهد. سالهاست که او به دلیل مشکلات مالی موسسه خود را از دو اتاق در طبقه هم کف خانه اش اداره می کند. می گوید: " از این وضع می توانید قضاوت کنید که من آدم فقیری هستم. کارمند چندانی هم ندارم. دو تا و نصفی آدم بیشتر نیستیم."

دیوارهای هر دو اتاق تا سقف کتابچین شده. پشت میزش که می نشیند به زحمت از پشت انبوه کتابها دیده می شود. از نظر او دلیل انتقاد حکومتهایی چون ایران، برمه، ونزوئلا و دیگران از او، تاثیر نوشته هایش است: " نوشته های من به مردم یاد می دهد چطور قدرت و اختیار سرنوشتشان را به شیوه ای صلح آمیز به دست بگیرند.هیچ دولتی که با کنترل شدید مردم و سرکوب کارش را به پیش می برد حاضر به پذیرفتن این امر نیست."

باوجود ضعف جسمی که کاملا در ظاهرش به چشم می خورد، ذهنی باریک بین و دقیق دارد. وقتی که از قدرت نهفته در مبارزات بدون خشونت و نیروی مقاومت های مدنی حرف می زند، پلک های فروافتاده اش از هم باز می شود و چشمانش برق می زند. از پنجاه سال پیش که اولین کتاب خود را درباره مبارزات گاندی منتشر کرده تا امروز که سرگرم انتشار فرهنگ واژگان مبارزات مدنی ست، محور کار و فکرش چیزی جز این نبوده. او دکترای فلسفه سیاسی از دانشگاه آکسفورد را در کنار مدارک علمی بسیار دیگری در پرونده اش دارد اما صرفا یک نظریه پرداز دانشگاهی نیست و برای رسیدن به بزرگترین مجموعه نظری - عملی مبارزات خشونت آمیز تنها پشت میز ننشسته است.

تصویر یکی از کتاب های شارپ

آثار جین شارپ به حدود سی زبان ترجمه شده است

جین شارپ 9 ماه به دلیل اعتراض به جنگ کره به زندان رفته، روزی که ارتش چین با تانک ها خودروهای زرهی وارد میدان تیان آن من شد و با معترضان درگیر شد در میان مخالفان حاضر بود. به طور قاچاق وارد برمه شد تا شیوه های مبارزه بدون خشونت را به مخالفان حکومت نظامی این کشور بیاموزد. همین سفر بود که به انتشار کتاب از دیکتاتوری به دموکراسی با هدف توزیع میان ناراضیان برمه ای انجامید. تعداد سفرها و کارگاه های آموزشی دیگر او در اروپای شرقی نیز کم نیست با این همه جین شارپ تلاش می کند فاصله خود را با حاصل کار مخالفان سیاسی حفظ کند: " ما هیچ وقت به مردم هیچ کشوری نمی گوییم چه باید بکنند. این چیزیست که خودشان باید تصمیم بگیرند. ما صرفا اطلاعاتی در اختیارشان می گذاریم که در طول سالهای دراز به دست آوردیم." وقتي كه از جزییات جنبش سبز و مخالفان حکومت در ایران و راه های پیش رویشان می پرسم این فاصله گیری کماکان به چشم می خورد: "برای اینکه جواب درستی به این پرسش بدهم یا باید از ایران خیلی بیشتر از این بدانم و یا اینکه دهانم را ببندم وگرنه حاصل کار به جای اینکه مثمر ثمر باشد فاجعه بار خواهد بود."

ایده مرکزی تئوری جین شارپ این است که حکومت های دیکتاتوری نیروی اصلی خود را از فرمانبرداری و اطاعت مردم می گیرند. شهروندان این کشورها با محروم کردن دولت های خود از این فرمانبری، می توانند عملا حکومت را به زیر بکشند و یا مجبور به تغییر رویه کنند. او می گوید مبارزات مدنی را به جیو جیتسوی سیاسی تشبیه می کند. هنری رزمی که در آن برای شکست حریف از وزن و قدرت خود او استفاده می شود. از نظر جین شارپ برای شکست دادن حکومت های دیکتاتوری که علیه شهروندان خود از خشونت استفاده می کنند بدترین کار دست بردن به خشونت متقابل است :" با انتخاب خشونت، شما به اسلحه ای مجهز شده اید که حریفتان- دولت- بهتر و قدرتمندترش را داراست ."

در عوض او 198 شیوه مبارزه بدون خشونت را که از کالبد شکافی دیکتاتوری های شکست خورده و بررسی آنها استخراج کرده، بهترین شیوه برای مبارزه معرفی می کند. از تظاهرات و راهپیمایی و شب زنده داری تا اعتصاب و عدم همکاری اقتصادی و تشکیل دولت موازی و تصرف های بدون خشونت.

نوشته های من به مردم یاد می دهد چطور قدرت و اختیار سرنوشتشان را به شیوه ای صلح آمیز به دست بگیرند. هیچ دولتی که با کنترل شدید مردم و سرکوب کارش را به پیش می برد حاضر به پذیرفتن این امر نیست

راهنماهای او بدون درنظر گرفتن شرایط خاص منطقه ای و به صورتی عام نوشته شده اند تا مخالفان در هر کشوری بتوانند با تطبیق روشها و شرایطشان, راه های مناسب مبارزه خود را بیابند و به کار برند. جین شارپ مهمترین عامل منجر به شکست در مبارزات خشونت آمیز را درک غلط یا ناکافی از این نوع مبارزه می داند. وقتی نظرش را درباره جنبش سبز ایران جویا می شوم تاکید می کند که برای قضاوت درباره شکست یا پیروزی این حرکت هنوز زود است: " در ایران به نظر می رسید که مخالفان خیلی چیزها را بلد بودند اما نشانه ای از اینکه مبارزه بدون خشونت را عمیقا فهمیده باشند به چشم نمی خورد. دولت ایران گفته مخالفان برنامه ریزی زیادی داشتند، اما شاید باز هم به اندازه کافی نبوده. باید فکر کرد که شرایط دو سال دیگر چه خواهد بود؟ مبارزه های کوچک و حتی ضعیف، کماکان مبارزاتی هستند که مردم از طریق آنها تجربه و نظم می آموزند و می فهمند که قدرت نهفته در این نوع مبارزه تا چه حد است. می فهمند که باید با دقت فکر کنند ، برنامه بریزند و سازماندهی کنند."

او می افزاید: "در ایران هم اگر مبارزات بدون خشونت را عمیقا مطالعه نکرده اند و حکومتشان را با دقت بررسی نکرده اند که بفهمند چرا اینگونه عمل می کند و اگر نمی دانند که چطور باید تفکر و عملی استراتژیک داشته باشند، نتیجه این می شود که اغلب برای یکی دو تا راهپیمایی برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند سقف حکومت به شکلی معجزه آمیز فرو می ریزد. اینگونه موفق نخواهند شد. ما دانش استراتژیک لازم را در جزوه ای به نام رها کردن خویشتن گنجانده ایم که راهنمایی است جهت برنامه ریزی استراتژیک برای به زیر کشیدن دیکتاتوری ها . در این راهنما جزییات زیادی برای خواندن هست. آنهایی که مبارزه می کنند باید با جدیت مطالعه کنند و یاد بگیرند. مردم گاهی فکر می کنند هر چیزی که را که باید بلدند و به همین خاطر هم لاجرم شکست می خورند چون به اندازه کافی آگاه نیستند."

به او می گویم با حجم اطلاعاتی که او به زبانهای مختلف روی وب سیاتش در دسترس مخالفان گذاشته، چندان هم بیراه نیست که دولت هایی مثل جمهوری اسلامی ایران و یا ونزوئلا او را متهم به راه اندازی جنگ نرم می کنند. او اصطلاح جنگ نرم را اما رد می کند: " این جنگ نرم نیست. جنگی سخت و دشواراست که شجاعت و جسارت زیادی لازم می خواهد و می تواند به مبارزه ای بسیار قدرتمند تبدیل شود . همین که این همه حکومت آن را محکوم می کنند بیانگر این است که چقدر از این مبارزه نگران و وحشت زده اند . نباید از این موضوع تعجب کرد چون به نوعی به رسمیت شناختن قدرت مبارزه بدون خشونت است. من به اینکه نوشته هایم از نظر عده ای مردم مفید بوده و می تواند به مردم قدرت بدهد افتخار می کنم مردمی که فکر می کردند بیچاره و ضعیفند می فهمند که چه قدرت بالقوه ای در درون خود دارند و ضعیف نیستند و می توانند این قدرت را توسعه بدهند و ازآن استفاده کنند.

اگر این موضوع باعث ناراحتی عده ای میشود برای من مهم نیست.چون این عده همان هایی هستند که مردم خود را سرکوب می کنند . اگر مردم یاد بگیرند که مجبور نیستند سرکوب را تحمل کنند، که می توانند بایستند و قوی باشند ، شانه هایشان را صاف کنند ، سرشان را بالا بگیرند و به بودن خود افتخار کنند، یاد بگیرند که با مخالف خود روبرو شوند و آینده را با تلاش خودشان تعیین کنند، به دولت ها یا افراد خارجی وابسته نباشند که برای انها تعیین تکلیف کنند، مجبور به اطاعت از دولت نباشند و خودشون را آزاد کنند، اگر این اتفاق بیافتد من باید خیلی خوشحال و خوشبخت باشم."

هنگام خداحافظی نسخه ای از جزوه تازه اش " رها سازی خویشتن" را امضا می کند و به دستم می دهد. بلافاصله از خاطرم می گذرد که اگر می خواستم این کتاب را در تهران در کتابخانه ام بگذارم بازهم اینقدر خیالم راحت بود؟



تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 3:45 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


ملا ضعیف سفیر پیشین طالبان دراسلام آباد

ملا ضعیف می گوید او نماینده هی فرد یا گروهی نیست و سفرش به لندن یک سفر شخصی است

ملا عبدالسلام ضعیف، سفیر پیشین طالبان در اسلام آباد، در حال حاضر در بریتانیا است. آقای ضعیف در ای‌میلی که به برخی از خبرنگاران از جمله بخش افغانستان بی بی سی فرستاده، نوشته است که او در یک سفر شخصی در لندن به سر می برد.

آقای ضعیف این ای‌میل را زمانی فرستاد که روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن، در گزارشی نوشت آقای ضعیف با مقام های وزارت خارجه بریتانیا درمورد روند صلح دولت افغانستان با طالبان دیدار کرده است.

سفیر پیشین طالبان در اسلام آباد در ای‌میل خود، گزارش دیلی تلگراف را رد کرده است.

ملا ضعیف در ای‌میل خود نوشته است: "من نماینده کسی یا حزبی نیستم عضو شورای عالی صلح هم نیستم. من یک انسان آزادم، یک افغان و مسلمان. اگر این طرف و آن طرف می روم، مثل هر انسان دیگر سفر کردن حق من است، برای دیدن دوستان، برای تجارت، برای مداوا مثل هر آدم عادی دیگری."

ای‌میل آقای ضعیف اما بیش از آنکه دریافت کنندگان این نامه را قانع و مجاب کند، سوالهای متعددی را در مورد حضور او در لندن ایجاد کرده است.

عبدالسلام ضعیف، چهار ماه پیش به درخواست دولت افغانستان از فهرست تحریم های سازمان ملل متحد حذف شد. او قبلا چهار سال در گوانتانامو زندانی بود. پس از آزادی، در کابل مقیم شد و ظاهرا خود را از امور سیاسی به دور نگه داشت.

آقای ضعیف در ای‌میل خود تاکید کرده که اگر از او به عنوان یک افغان برای برقراری صلح در کشورش کمکی خواسته شود، او آماده است به تلاشها برای توقف خونریزی و تحکیم صلح در کشورش کمک کند.

در همین حال برخی از گزارشها حاکی است که ملا عبدالسلام ضعیف به دعوت کالج سلطنتی بریتانیا به این کشور سفر کرده تا در گفت‌وگویی آکادمیک در مورد خشونت در مناطق قبایلی دو طرف خط دیوراند و راه‌های مهار آن شرکت کند.

در زمانی که طالبان حاضر نیستند مستقیم و رو در رو وارد مذاکره شوند، جامعه جهانی و دولت افغانستان نقش چهره هایی چون وکیل احمد متوکل و ملا ضعیف نمی توانند نادیده بگیرند و این گزینه را هر از گاهی می آزمایند.

در همین حال یک مقام آگاه افغان گفت، در روزهای اخیر شماری از مقام های امنیت ملی افغانستان نیز در لندن بوده اند و با مقام های امنیتی امارات متحده عربی و مقامهای بریتانیایی دیدارهایی داشته اند. این مقام افغان از تائید یا رد حضور آقای ضعیف در این گفت‌و‌گوها، خودداری کرد.

ملا ضعیف، در سالهای اخیر از یک گفت‌و‌گوی بین الافغانی و جدی در افغانستان حمایت کرده است. او همیشه تاکید می کند که مذاکره با طالبان به این دلیل نتیجه نداده است که دولت افغانستان در این مذاکرات جدی نیست و اقدام چندانی برای آماده کردن فضای مذاکره و "اعتماد سازی" نکرده است.

انتظار می رفت ملا ضعیف سفیر پیشین طالبان در اسلام آباد و همچنین وکیل احمد متوکل، وزیر خارجه "امارت اسلامی طالبان"، از اعضای شورای عالی صلح باشند، اما بعد از مشخص شدن اعضای این شورا نام این دو مقام پیشین طالبان در میان اعضای آن دیده نشد.

هنوز مشخص نیست آیا این دو مقام پیشین با یاران قدیم خود که در حال حاضر علیه دولت می جنگند، رابطه ای دارند یانه و آیا حرف آنها در میان افراد طالبان شنیده می شود؟ اما کم نیستند کسانی که معتقدند، نقش افرادی چون ملا ضعیف و آقای متوکل اگر بیشتر از رهبران مجاهدین برای روند مذاکره و صلح نباشد، کمتر از آنها نخواهد بود.

اجلاس بن دوم؟

اجلاس بن که پس از سقوط طالبان برگزار شد، در افغانستان معاصر نقطه عطف تاریخی است. سنگ بنای نظام جدید افغانستان که کمتر از یک دهه عمر دارد، در اجلاس بن ریخته شد. تنها گروهی که در "اجلاس بن" غایب بود، گروه طالبان بود، گروهی که همه دنیا برای شکست آنها بسیج شده بودند.

شش سال بعد از اجلاس بن، وقتی که شورش گروه طالبان جدی شد، برای نخستین با اخضر ابراهیمی فرستاده ویژه پیشین دبیر کل سازمان ملل متحد در امور افغانستان گفت، غیبت طالبان در اجلاس بن اشتباه بود. پس از آن در مواردی این سخن از زبان شماری از سیاست مداران افغان نیز شنیده شده است.

در این شکی نیست که جامعه جهانی و دولت افغانستان به شدت تلاش دارند، تا قبل از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان در سال ٢٠١٤ افغانستان از نظر سیاسی، ثبات بیشتری داشته باشد. اما اینکه آیا این ثبات از طریق سرکوب گروه های شورشی بیشتر و زود تر به دست می آید یا از طریق مذاکره با آنها؟ سوالی است که به نظر می رسد هنوز جواب قطعی نیافته است.

انتقاد از غیبت طالبان در اجلاس بن، این نظر را در بین محافل سیاسی مطرح کرده است که پس اکنون شاید به "اجلاس بن" دیگری نیاز باشد که این بار در آن همه گروه ها باشند، از طالبان گرفته تا حزب اسلامی و گروه حقانی. یعنی تشکیل "اجلاس بن دوم".

جنوب طالبانی، اما تابع مرکز

یکی از موضوعات مطرح در محافل سیاسی افغانی و بین المللی، طرحی است که تاکید دارد طالبان را باید به عنوان یک "واقعیت فرهنگی" در بخش هایی از جامعه افغانی پذیرفت. حامیان این نظر معتقدند که آن عده از افغانها به ویژه در مناطق جنوب که از اجرای قوانین شریعت و برگزاری محاکم شرعی و اجرای حدود شرعی حمایت می کنند، حق دارند چنین سیستمی را حداقل در ادارات محلی خود داشته باشند.

براساس این طرح می توان طالبان را در بخش هایی از جنوب افغانستان در ادارات محلی سهیم کرد و در بدل آن به جنگ و حملات طالبان در نقاط مختلف افغانستان پایان داد. به شرط آنکه طالبان بپذیرند که در امور ملی، از حاکمیت مرکزی در کابل اطاعت کنند. این طرح نمونه هایی هم در دنیای امروز دارد و مشخص ترین نمونه آن شاید جنوب لبنان و حزب الله باشد.

اما مشکلی که این طرح دارد نیز جدی است؛ و آن اینکه اگر طالبان بتوانند در برخی از ولایات جنوب افغانستان پایگاه دائمی بیابند، بعد از خروج نیروهای خارجی در ٢٠١٤ اگر دوباره قصد تصرف دوباره تمامی افغانستان را کنند، چگونه می توان آنها را مهار کرد.

شورای عالی صلح اما هنوز هیچ طرح مشخصی را تائید نکرده و خود نیز طرحی روشن و مشخصی را به دولت افغانستان و جامعه بین المللی نداده است.

در این شکی نیست که جامعه جهانی و دولت افغانستان به شدت تلاش دارند، تا قبل از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان در سال ٢٠١٤ افغانستان از نظر سیاسی، ثبات بیشتری داشته باشد. اما اینکه آیا این ثبات از طریق سرکوب گروه های شورشی سریع‌تر به دست می آید یا از طریق مذاکره با آنها، سوالی است که به نظر می رسد هنوز جواب قطعی نیافته است.

دیوید پترائوس، فرمانده ناتو و ائتلاف در افغانستان، فشار شدید برطالبان از طریق راه اندازی عملیات پیهم، ادامه داده است. اما او از مذاکره با طالبان نیز حمایت کرده است و برای تقویت روند مذاکره با طالبان چندی پیش اعلام کرد که رهبران طالبان می توانند برای مذاکره و گفتگو وارد کابل شوند.

حامد کرزی و اعضای شورای عالی صلح

شورای عالی صلح هنوز هیچ طرح مشخصی را ارائه نکرده است

بعید نیست که این تلاشها هر از گاهی در هر محلی که ممکن باشد ادامه یابند و یا از سر گرفته شوند، اما آنچه این روند را به بن بست جدی روبرو کرده، نبود یک طرح جدی است که جامعه جهانی دولت افغانستان و دیگر جناح های سیاسی فعال در افغانستان برسر آن توافق داشته باشند و در نتیجه حرف واحد و مشخصی را به آدرس طالبان حواله کنند.

در زمانی که طالبان حاضر نیستند مستقیم و رو در رو وارد مذاکره شوند، جامعه جهانی و دولت افغانستان نقش چهره هایی چون وکیل احمد متوکل و ملا ضعیف نمی توانند نادیده بگیرند و این گزینه را هر از گاهی می آزمایند

تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 3:42 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


در نخستین ساعات بامداد سوم اسفند ۱۲۹۹، قزاق‌های مستقر در قزوین به سرکردگی رضا خان به دروازه تهران رسیدند. احمد شاه ساعاتی پیش از آن تعداد واقعی قزاقان را دریافته و - به عادت مألوف - دست به دامان بریتانیایی‌ها شده بود که شاید قزاق‌ها به تهران نرسیده، بازگردند.

نود سال پس از این رخداد تاریخی که سرنوشت ایران را تغییر داد هنوز ابهامات جدی در میان مورخان ایرانی درباره منشا این کودتا، مایه بحث و جدل است. آیا کودتای سوم اسفند محصول دخالت بریتانیا در ایران بود؟ آیا این کودتا صرفا با اطلاع نمایندگان بریتانیا در ایران انجام شد؟ آیا به راستی دولت بریتانیا از اقدامات نمایندگانش در تهران در زمینه سازی این کودتا بی اطلاع بود؟

این مجموعه در صدد پاسخ دادن به این ابهامات نیست با این همه تلاش می کند روزنه ای به دنیای خاکستری تاریخ معاصر ایران باشد که نادانسته های بحث برانگیز آن فراتر از نکات به اثبات رسیده و مسجل است.

کودتای سوم اسفند؛ عوامل ایرانی، خیالات انگلیسی

"امیر موثق هم در قزوین بود و اسما رئیس قوا. با او یک شب صحبت کردیم که مجری خیال ما بشود و قوا را او به تهران بیاورد. رسما گفت من دل این کار را ندارم، دور مرا قلم بگیرید... لهذا از کاظم و مسعود پرسیدم در میان صاحب منصبان آنجا کی قابلیت دارد قزاق‌ها را به تهران بیاورد. گفتند رضا خان...".

گوینده این چند جمله، سید ضیا الدین طباطبائی، شاید فکرش را هم نمی‌کرد که اجرای آنچه "خیال ما" می‌نامیدش، یعنی کودتای نظامی و برنشاندن دولتی "مقتدر" به آن آسانی باشد که بود.

کلیک متن کامل را بخوانید

برادرزاده احمدشاه: عمویم دو بار رضا خان را از مرگ نجات داده بود

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ اقدامی از سوی انگلیسی‌ها برای جلوگیری از ورود کمونیسم و برقراری یک رژیم قوی و دیکتاتور در ایران بود.

ژنرال آیرونساید مدتی رضا خان را زیر نظر داشت و در ‌‌نهایت برای انجام کودتا او را انتخاب کردند.

به شکلی که پدرم برای من می‌گفت، احمد شاه به رضا خان علاقه داشت و او را مردی با شخصیت می‌دانست و می‌گفت در میان کسانی که ممکن است بیایند و در ایران حکومت کنند، رضاخان از همه بهتر است.

کلیک متن کامل را بخوانید

سید ضیا و صد روز صدارتی که تاریخ ایران را دگرگون کرد

سید ضیاالدین طباطبائی در سال ۱۳۴۶ در خانه خود که الان زندان اوین است به یک روزنامه نگار جوان ایرانی گفت "می‌گویند من انگلوفیل هستم، درست است تکذیب هم ندارد اما من انگلوالاغ نیستم، از کسی اطاعت ندارم، انگلیسی‌ها را از همسایه شمالی برای ایران بهتر می‌دانم. اما فیل هستم".

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ را چنان که از اسناد بر می‌آید تنها دو تن به سرانجام رساندند. یکی تدارکش را دید و مقدماتش را فراهم آورد که سید ضیاالدین طباطبائی بود و دیگری رضاخان میرپنج یا شصت تیر بود که بدون حضور او این ماجرا شکل نمی‌گرفت.

کلیک متن کامل را بخوانید

کودتای سوم اسفند به روایت جانشینان سلسله پهلوی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی به عنوان مؤسسه پژوهشی تاریخ انقلاب اسلامی ایران و به منظور جمع‌آوری اسناد و مدارک مربوط به آیت الله روح‌الله خمینی جهت انجام تحقیقات مستند تاریخی و سندیت تدوین و نگارش تاریخ انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۶۰ فعالیت خود را آغاز کرد.

این مرکز در سال ۱۳۵۹ با پیشنهاد آیت الله خمینی به سید حمید روحانی تأسیس شد و با پیام مورخ ۲۰ دی ۱۳۶۷ به او نیز با دستوری دیگر به مهدی کروبی تحکیم یافت.

در سال ۱۳۷۴ با پیشنهاد هیات امنای مرکز، روح‌الله حسینیان به عنوان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی بعد از حمید روحانی از سوی رهبری منصوب شد.

کلیک متن کامل را بخوانید

کودتای افسر گمنام و برآمدن قزاق نوگرا

سال‌های ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۵ از جالب توجه‌ترین و پر اهمیت‌ترین فصل‌های تاریخ قرن بیستم ایران است.این دوران با کودتایی باورنکردنی در ‌‌نهایت شتابزدگی با تمهید افسری بریتانیایی آغاز شد که از کشور و مردم ما تقریبا هیچ اطلاعی نداشت.

نظامیان بریتانیا کمتر چنین خودسر دست به سیاست یازیده بودند تا چه رسد که بدون دستور صریح دولت متبوع خود کودتا راه بیندازند. از این طرفه‌تر نقش وزیر مختار بریتانیا در این کودتا است، این شخص از‌‌ همان لحظه ورود به تهران به ابتکار خویش به کارهایی کاملا برخلاف توصیه‌های وزارت خارجه انگلیس پرداخت تا آنجا که سرانجام اعتماد وزیر خارجه بریتانیا را به کل از دست داد.

کلیک متن کامل را بخوانید

کودتای سوم اسفند به روایت تصویر

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ یک کودتای نظامی بود که توسط سیدضیاالدین طباطبائی و رضا خان میرپنج با اجرا شد که زمینه را برای تشکیل سلسله پهلوی فراهم آورد.

در نتیجه مذاکرات و هماهنگی‌های به عمل آمده بین سیدضیاالدین طباطبایی و رضاخان، در روز سوم اسفند، قوای قزاق وارد تهران شده و ادارات دولتی و مراکز نظامی را اشغال کردند. نزدیک به صد تن از فعالان سیاسی و رجل سرشناس بازداشت و زندانی شدند.

بسیاری بر این باورند که کودتای سوم اسفند، اقدام دولت بریتانیا برای کنترل اوضاع ایران و جلوگیری از نفوذ و حمله احتمالی بُلشویکها بوده‌است.

کلیک این عکس ها را ببنید

سالگرد کودتای سوم اسفند - گزارش ویدئویی

سوم اسفند ۱۲۹۹ شمسی، دقیقأ ۹۰ سال پیش، اتفاقی افتاد که نقطه عطف تاریخ معاصر ایران شد. مملکت دست قاجار‌ها بود اما نیروهای قزاق یا ارتش، با حرکت به سمت تهران، پایتخت را اشغال کردند.

فرمانده این نیرو‌ها، رضاخان میر پنج بود. این واقعه به کودتای سوم اسفند معروف است. رخدادی که جدا از تاثیر آن بر تحولات تاریخ معاصر ایران، باب تازه‌ای بود برای حدس و گمان‌ها در مورد نقش بریتانیا در امور داخلی ایران.



تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 3:41 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


اهدای خون در کابل

بیش از هزار و دوصد نفر در سراسر افغانستان خون داده اند

وزارت صحت افغانستان می گوید در پی فراخوان این وزارت و توصیه روحانیون، عزاداران عاشورا در چهار روز اخیر بیش از ۵۴۰ هزار سی سی خون داده اند.

به دنبال ممنوعیت زنجیرزنی در محرم از سوی شماری از روحانیون شیعه در افغانستان، صدها نفر در سراسر این کشور با مراجعه به مراکز ویژه اهدای خون، مقداری از خون خود را به بیماران کمک کردند.

این روحانیون در روزهای گذشته زنجیرزنی را خلاف ارزشهای اسلامی و "مبتنی بر احساسات عامیانه" مردم خواندند.

آیت الله آصف محسنی، از روحانیون برجسته شیعه در افغانستان می گوید: "من به آنها (زنجیرزنان) گفتم به هیچ وجه زنجیر نزنند، تا چه رسد به این که (این زنجیرها) قمه (تیغ) داشته باشد و با زدن آن از بدن انسان خون بریزد."

او افزود: "این کارها بی فایده است. به جای این که این خون ها به زمین ریخته شود، ببرند به بیمارستانها و به مردم مریض بدهند که فایده اش بیشتر است."

برنامه اهدای خون که چهار پیش رسماً توسط محمد کریم خلیلی، معاون دوم رئیس جمهوری آغاز شد، تا حال ادامه دارد. مقامهای وزارت صحت می گویند این برنامه تا دو یا سه روز دیگر ادامه خواهد یافت.

در این چهار روز صدها نفر به مراکز ویژه اهدای خون مراجعه کردند و مقداری از خون خود را برای کمک به بیماران دادند.

فرید راید، مشاور رسانه ای وزارت صحت به بی بی سی گفت در چهار روز اخیر، بیش از ۵۴۰ هزار سی سی خون از سراسر افغانستان به دست آمده است.

آقای راید گفت: "این برنامه در سطح کل کشور ادامه دارد و تا حدی که ما اطلاع داریم بیش از ۱۲۰۰ برادر و خواهر اهل تشیع اهدای خون کرده اند."

خون های اهدا شده

مقامهای وزارت صحت می گویند تا کنون بیش از پانصد و چهل هزار سی سی خون به دست آمده است

او تاکید کرد که این آمار شامل همه افرادی که در این برنامه شرکت کرده اند، نمی شود. آقای راید گفت احتمالاً افراد بیشتری شامل این برنامه شده باشند که گزارش آنها تا حال به وزارت صحت نرسیده است.

مشاور وزیر صحت همچنین افزود که مقامهای دولتی از همه پیروان مذاهب شیعه و سنی درخواست کردند که در برنامه اهدای خون شرکت کنند. او گفت در بیشتر بیمارستان های افغانستان به خون نیاز فوری وجود دارد.

شماری از زنان هم در این برنامه شرکت کردند. زنی که در این برنامه شرکت کرده بود، گفت او در سال های گذشته در ماه محرم به نیازمندان پول می داد، اما امسال پس از اطلاع از آغاز برنامه اهدای خون، با پسر خود تصمیم به اهدای خون گرفت.

یک زن جوان دیگر گفت برای او مهم نیست که از خون او چه کسی استفاده می کند، به گفته او مهم این است که یک مسلمان در افغانستان یا در کشوری دیگر استفاده کند و زندگی اش تامین شود.

مراسم عاشورای امسال با تشریفات کم سابقه و در میان تدابیر ویژه امنیتی برگزار شد. شماری از مقامهای دولتی، روحانیون و شهروندان سنی افغان هم در این مراسم شرکت کردند.



تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 3:39 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


فاروق وردک می گوید، بازگشایی مدارس دخترانه در مناطق نا امن نشانه ای از تغییر رفتار طالبان در مورد آموزش دختران است

فاروق وردک وزیر آموزش و پرورش افغانستان که در سفر رسمی در بریتانیا به سر می برد گفته است به نظر می رسد طالبان این آمادگی را دارند که دیگر در مناطق تحت کنترل خود مانع آموزش دختران نشوند به گفته او هم اکنون ٤٠٠ مدرسه در این مناطق بازگشایی شده است.

آقای وردک در گفتگو با بی بی سی تاکید کرد که اگرچه طالبان رسما در این مورد چیزی نگفته اند، اما بازگشایی مکاتب (مدارس) دخترانه در مناطق نا امن که به نحوی تحت کنترل طالبان است، می تواند نشانه ای از تغییر رفتار طالبان تلقی شود.

وزیر آموزش و پرورش افغانستان می گوید:" ما موفق شدیم به کمک خداوند و همکاری بزرگان قومی و متنفذان محلی، ٤٠٠ مکتب را در مناطق نا امن بازگشایی کنیم، این مدارس پسرانه و دخترانه هستند."

آقای وردک همچنین گفت دولت موفق شده است برای بازگشایی مدارس همکاری کسانی را در این راه جلب کند که قبلا "به دلیل عدم آگاهی از اهمیت آموزش و پرورش" مخالف بازگشایی مدارس بودند.

فاروق وردک می گوید هیچ توافق رسمی با طالبان وجود ندارد که آنها دست از مخالفت با آموزش دختران بردارند، اما رئیس جمهوری افغانستان، خود او و همچنین از طریق روحانیون بارها از طالبان خواسته شده است که بگذارند در مکاتب به روی دانشجویان باز باشد.

وزیر آموزش و پرورش افغانستان می گوید کاروزار وسیعی را در این زمینه به راه انداخته و شواهدی در دست دارند که نشان می دهد تلاشهایش نتیجه داده است.

او می گوید در هر جایی که مدرسه ای بسته بوده، با اهالی محل تماس گرفته شده و به آنها توضیح داده شده که مخالفت های سیاسی نباید سبب، محروم شدند دختران و پسران از آموزش و پرورش شود.

در زمان حاکمیت جنبش محافظه کار طالبان در افغانستان، دختران حق رفتن به مدرسه را نداشتند و زنان نمی توانستند کار کنند و یا در فعالیت های اجتماعی سهمی داشته باشند.

طالبان تاکنون واکنشی به اظهارات این مقام دولتی افغانستان نشان نداده است اما حدود سه ماه پیش ذبیح الله مجاهد در یک گفتگو با بی بی سی در مورد موضع طالبان در قبال زنان و آموزش دختران گفت، اندیشیدن به این مسایل فعلا برای طالبان اولویت ندارد، آقای مجاهد در آن گفتگو تصریح کرد که فعلا "آزادی افغانستان از اشغال، اساسی ترین مشغله ذهنی طالبان است، اما اگر طالبان بار دیگر به قدرت برسند، مطابق قرآن و سنت پیامبر رفتار خواهند کرد.

طالبان در زمان حاکمیت خود بر افغانستان نیز مدعی بودند که رفتار آنها در قبال زنان و دختران، مطابق شریعت اسلامی، قرآن و سنت پیامبر اسلامی است.

در سالهای پس از سقوط رژیم طالبان و دولت آقای کرزی نیز گزارشهای متعددی از حمله به مکاتب دختران، کشتن معلمان زن و به آتش کشیدن مدارس دخترانه از افغانستان مخابره شده است. مسئولیت اکثر چنین حملاتی را طالبان به عهده گرفته اند.



تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 3:35 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


حضور دختران در مکاتب پس از فروپاشی طالبان چشمگیر بوده است

نهادهای غیردولتی در افغانستان با انتشار گزارش مشترکی هشدار داده اند که اگر به وضعیت آموزش و پرورش دختران در این کشور توجه نشود، دستاوردهای افغانستان در این عرصه از دست خواهد رفت.

این گزارش که از سوی شانزده نهاد غیردولتی، از جمله آکسفام تهیه شده، نشان می دهد که ادامه نا امنی، فقر و عدم امکانات لازم در مکاتب(مدارس)، سبب شده است که شماری از دختران دانش آموز در افغانستان، آموزش را ترک کنند.

در این گزارش آمده است که فراهم آوری زمینه آموزش برای دختران افغان پس از فروپاشی رژیم طالبان، از مهم ترین دستاوردهای دولت افغانستان و جامعه جهانی در ده سال گذشته در این کشور بوده است. براساس این گزارش، تعداد دختران دانش آموز در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان، حدود پنج هزار نفر بود، در حالی که این آمار در حال حاضر نزدیک به دو و نیم میلیون نفر رسیده است.

در این گزارش آمده است: "اگرچه این آمار دلگرم کننده است، اما دختران افغان همچنان در عرصه آموزش و پرورش با مشکلات زیادی روبرو هستند. در بسیاری مناطق، وضعیت مکاتب دختران بسیار بد است."

تهیه کنندگان این گزارش می گویند، آنها بعد از مصاحبه با بیش از هزار و ٦٠٠ دختر دانش آموز، والدین آنها و معلمان در هفده ولایت افغانستان، به این دریافت رسیده اند.

مسئولان نهادهایی که در تهیه این گزارش سهم دارند، بر این باورند که شمار زیادی از دختران در افغانستان می خواهند به آموزش خود ادامه دهند اما شرایط موجود در افغانستان مانع از تحقق این خواست آنها می شود.

این نهادها در گزارش خود آورده اند که بسیاری از خانواده ها در مناطق مختلف افغانستان به دلیل حملات گروه های شورشی به مکاتب، مانع از رفتن دختران خود به مکتب می شوند.

کمبود مکتب و معلمان زن

در گزارش همچنین آمده است که کمبود آموزگاران زن در مکاتب افغانستان از دیگر مشکلاتی است که دولت هنوز نتوانسته آن را حل کند.

در این گزارش آمده است: "تنها سی درصد معلمان در مکاتب افغانستان زن هستند و تعداد زیاد آنها نیز در شهرها و یا محلات نزدیک به شهرها درس می دهند. تنها بیش از یک سوم این معلمان در مکاتب کابل، پایتخت مشغولند و در مقابل، در مناطق نا امنی چون خوست در شرق افغانستان، تنها سه درصد معلمان زنان هستند و این رقم در ولایت پکتیکا تنها یک درصد است."

بیش از چهل درصد از دخترانی که با آنها مصاحبه شده، گفته اند که مکتب آنها ساختمان ندارد و آنها در فضای باز و یا در ساختمان های موقت درس می خوانند. در ولایت بلخ در شمال افغانستان تنها ١٠ درصد دخترانی که با آنها مصاحبه شده گفته اند مکتب آنها ساختمان دارد.

تهیه کنندگان این گزارش هشدار می دهند که پس از آغاز روند انتقال مسئولیت تامین امنیت از نیروهای ناتو به نیروهای افغان که قرار است درسال جاری میلادی انجام شود، کمک های جامعه جهانی به افغانستان کاهش خواهد یافت و این مساله تاثیر منفی مستقیمی بر آموزش و پرورش به ویژه آموزش دختران خواهد داشت.

این گزارش همچنین آمار دانش آموزان دختر و پسر بالاتر از سن ١٤ سال را باهم مقایسه کرده و نوشته است که تنها ١٨ درصد از دخترانی که به سن ١٨ سالگی رسیده اند هنوز به مکتب می روند درحالی این رقم برای همین گروه سنی پسران ٤٢ درصد است.



تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 3:32 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


معمر قذافى

معمر قذافى

معمر قذافى ۶۸ ساله است و طى چهل و دو سال گذشته، قدرت را در اين كشور در دست داشته است.

سرهنگ قذافى در ۲۷ سالگى توانست به همراه گروهى از افسران ليبى، ادريس اول پادشاه ليبى را طى كودتاى بدون خونريزى از قدرت بركنار كند.

معمر قذافى در صحرايى در نزديكى استان سرت به دنيا آمده است. آقاى قذافى به خاطر نحوه لباس پوشيدن خود و داشتن محافظان زن معروف است.

فلسفه سياسى او در كتابى تحت عنوان "كتاب سبز" منتشر شده و به گفته او جايگزينى براى سوسياليسم و كاپيتاليسم با افزوده هايى از دين اسلام است.

معمر قذافى در سال ۱۹۷۷، سيستم حكومتى تحت عنوان جماهيريه يا حكومت توده ها را به ليبيايى ها معرفى كرد. براساس اين نظريه، كشور از طريق كنگره ها و كميته هاى مردمى اداره مى شود.

البته طی این سال ها، سرهنگ قذافى در ليبى قدرت را به طور كامل در دست داشته و به طور انفرادى بر اين كشور حكومت كرده است.

همسر اول

همسر اول سرهنگ قذافى، معلم مدرسه بود. آن دو قبل از ازدواج همديگر را نديده بودند. آنها يك پسر به اسم محمد دارند و شش ماه پس از ازدواج جدا شدند.

صفيه فركاش

او همسر دوم آقاى قذافى و مادر هفت فرزندش است. آنها همچنين يك دختر و پسر به نام هاى ميلاد و حنا را به فرزندخواندگى قبول كرده اند. حنا در چهار سالگى در بمباران طرابلس در سال ۱۹۸۶ توسط آمريكايى ها كشته شد.

محمد قذافى

محمد فرزند رهبر ليبى از همسر اول اوست. او رئيس كميته المپيك ليبى است كه مقر آن در طرابلس است. او همچنين مديرعامل شركت پست و مخابرات این کشور است كه مسئوليت اداره تلفن هاى همراه و ارتباطات ماهواره اى را به عهده دارد.

سيف الاسلام قذافى

سيف الاسلام قذافى

سيف الاسلام قذافى

سيف الاسلام ۳۸ سال دارد و انگليسى را روان صحبت مى كند.

او از مدرسه اقتصاد لندن، مدرك دكترا گرفته و عمدتا در جبهه افرادى ديده مى شود كه خواهان آزادسازى اقتصاد ليبى هستند.

او مسئول بنياد خيريه بين المللى قذافى و بنياد توسعه است كه در آزاد كردن گروگان ها از دست پيكارجويان اسلامگرا به خصوص در فيليپين نقش داشته است.

در سال ۲۰۰۶ او پس از انتقاد از حكومت پدرش، ليبى را ترك كرد اما دوباره به كشور بازگشت.

از او به عنوان چهره مدرن ليبى ياد مى شود اما در سال ۲۰۰۸ اعلام كرد كه علاقه اى به "به ارث بردن" قدرت از پدرش ندارد. او در اوج ناآرامى هاى اخير ليبى، در تلويزيون دولتى ظاهر شد و نسبت به بروز جنگ داخلى در اين كشور هشدار داد.

ساعدى قذافى

ساعدى قذافى

ساعدى قذافى

او ۳۶ ساله است و با دختر يك فرمانده ارتش ليبى ازدواج كرده است. او قبلا فوتبال بازى مى كرد و براى مدت کوتاهی، در یکی از تیم های ليگ برتر ايتاليا توپ زد.

او اكنون رئيس فدراسيون فوتبال ليبى است و در زمانى كه فوتبال بازى مى كرد، كاپيتان تيم ملى بود.

از زمان بازنشستگى از فوتبال، او در صنعت فيلم سازى نيز فعال بوده و ظاهرا صد ميليون دلار در فيلمى كه بازسازى يك تريلر آلمانى بود سرمايه گذارى كرد.

معتصم بالله قذافى

سن و سال او معلوم نيست. سرهنگ دوم ارتش ليبى است و گفته شده كه سال ها پيش، پس از طراحى كودتايى عليه پدرش به مصر گريخت اما بخشوده شد و اجازه بازگشت به كشور را گرفت.

او هم اكنون مشاور امنيت ملى پدرش است و فرماندهى يك واحد ارتش را به عهده دارد.

هانيبال قذافى

هانيبال قذافى

هانيبال قذافى

او براى شركت ملى حمل و نقل دريايى ليبى كار مى كرد كه مسئوليت انتقال نفت ليبى را به عهده داشت.

گفته شده او در چند حادثه خشونت بار دست داشته و در سال ۲۰۰۵ متهم شد كه دوست دختر حامله خود را در پاريس مورد ضرب و شتم قرار داده.

او در سال ۲۰۰۸ در ژنو سوئيس پس از آن كه دو مستخدمش، او را متهم كردند كه به آنها حمله كرده، بازداشت شد.

او بعدا با تامين وثيقه آزاد شد اما اين حادثه موجب شد تا دولت ليبى محصولات سوئيس را تحريم کرده و شركت هاى سوئيسى را از اين كشور اخراج كند.

لیبی همچنین ديپلمات هاى خود را از برن فراخواند.

هانيبال، سوئيس را "مافياى جهانى" ناميده و گفته اين كشور بايد تجزيه شود.

سيف العرب قذافى

اطلاعات زيادى در مورد اين فرزند جوان رهبر ليبى در دست نيست. به نوشته روزنامه ديلى تلگراف، در سال ۲۰۰۸ ماشين فرارى او به دليل سر و صداى زياد اگزوز ماشين، در آلمان توقيف شد. او در آن زمان در مونيخ درس مى خواند.

خميس قذافى

خميس يك افسر پليس است و تعليمات نظامى خود را در روسيه گذرانده. او فرماندهى نيروى ويژه ای را به عهده دارد. گفته شده كه فرماندهى سركوب معترضان در بنغازى با او بوده است.

عايشه قذافى

عايشه قذافى

عايشه قذافى

تنها دختر رهبر لیبی ۳۴ سال دارد و از مشاوران حقوقى گروه وكلاى مدافع صدام، رهبر سابق عراق بود. او در سال ۲۰۰۶ با يكى از اقوام پدرى ازدواج كرد.

او مدير بنياد خيريه "واعتصموا" و سفير حسن نيت برنامه پيشرفت و توسعه ملل متحد در ليبى است.

ميلاد قذافى

فرزند خوانده قذافى است و گفته شده كه در جريان بمباران مجتمع مسكونى قذافى توسط آمريكا در سال ۱۹۸۶ جان رهبر لیبی را نجات داده است



تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 3:30 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

در حالیکه تسلط معمر قذافی رهبر لیبی بر کشورش تدریجا کاهش می یابد، مکررا این ادعا به گوش می رسد که او برای حفظ قدرت به استفاده از سربازان مزدوری متوسل شده که از کشورهای دیگر آفریقایی استخدام شده اند.

اما این سربازان چه کسانی هستند و از چه کشورهایی به خدمت گرفته شده اند.

جورج جافی متخصص مرکز مطالعات بین الملل دانشگاه کمبریج در پاسخ به این سئوال می گوید که تاریخچه این نیروها به دهه 1980 میلادی باز می گردد.

در آن زمان سرهنگ قذافی با این استدلال که ورود به لیبی به عنوان یک کشور عربی و مسلمان بر روی هر مسلمانی آزاد است شروع به جذب نیرو کرد.

آقای قذافی با این کار جنبش جدیدی با عنوان" لژیون اسلامی" را شکل داد.

آرایش این نیروها با این هدف انجام شد که کشورهای مسلمان را در مقابل تهدیدهای خارجی محفاظت کند.

فرماندهی این نیرو در کمیته انقلابی لیبی مستقر بود و در رشته علمیات های نظامی لیبی در آفریقا مورد استفاده قرار می گرفت.

جورج جافی می گوید کسانی که در حال حاضر با عنوان مزدوران خارجی شناخته می شوند کسانی هستند که در اصل جزو برنامه ایدئولوژیکی تحت عنوان آگاهی دهی درباره مسائل اسلامی به این کشور آورده شدند اما در حال حاضر از همین افراد علیه مردم لیبی استفاده می شود.

بیشتر این نیروها از کشورهایی می آیند که لیبی با آنها ارتباط دارد مانند مالی، نیجر، چاد و سودان. این کشورها عضو اتحادیه ای هستند که لیبی رهبری آن را برعهده دارد.

به گفته آقای جافی این امکان وجود دارد که بخشی از این نیروها از مسلمانان بوسنی باشند که حق پیوستن به این جنبش را داشتند.

این سربازان به سرهنگ قذافی و حکومت او کاملا وفادار و وابسته هستند.

در حال حاضر استفاده از نیروهای خارجی توسط دولت لیبی موجب افزایش نگرانی های بین المللی شده است. این افراد متهم به ارتکاب بدترین جنایت ها هستند.

اتحادیه عرب نیز با صدور بیانیه ای جنایت علیه غیر نظامیان و استخدام مزدوران خارجی را محکوم کرده است.



تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | 3:29 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

تصاویرتازه یی که دراختیار طلوع نیوز قرار گرفته است نشان می دهند که شماری از پناهجویان افغان در مرز ایران بر روی جاده یی کشته و زخمی افتاده اند وپولیس مرزی ایران نیزدر کناراجساد کشته و زخمی شده گان ایستاده است.

برای تماشای تکۀ تصویری به اینجا سربزنید:

تاریخ دقیق وقوع این رویداد روشن نیست.

سفارت ایران درافغانستان این تصاویر را جعلی می داند وآن را رد می کند.

تصاویر نشان می دهند که جسد های شماری از پناهجویان افغان در مرز ایران در نزدیکی جادۀ اسفالت شده افتاده اند وموترگشت نیروهای پولیس مرزی ایران وسربازان ایرانی در نزدیک این اجساد ایستاده اند و به اجساد و یکی دوفرد زخمی افغان نگاه می کنند.

در تصویر دیده می شود که افغان های زخمی در حالت تکان خوردن هستند اما هیچ یک از افراد ایرانی برای کمک به این زخمیان نمی شتابند.

از سوی دیگر سفارت ایران درافغانستان این تصاویر را ساخته گی می داند وآن را رد می کند.

محمد دهقانی، مسؤول مطبوعاتی سفارت ایران درافغانستان گفت: « این تصاویر و این خبر ها چرا همیش از تلویزیون طلوع پخش می شود؟ ما چنین چیزها را خود ما نشنیده ایم. ولی متأسفانه از تلویزیون طلوع همیشه خبرهای منفی پخش می شود که معمولأ برای ما خیلی عجیب است. ما این موضوع را اصلأ نشنیده ایم، چنین چیزی را رد می کنیم و تکذیب می کنیم.»

این نخستین بار نیست که چنین رویداد ها در مرز میان افغانستان و ایران رخ می دهند. پناهجویان افغان بارها ازکشته و زخمی شدن کسانی که به ایران می روند ازسوی پولیس مرزی آن کشور سخن می زنند.

وزیرعدلیۀ کشور اخیرأ درنشستی خبری گفت که درحدود ۵ هزار افغان درایران زندانی هستند که ازاین میان ۶۰ درصد آنان به قاچاق مواد مخدر متهم شده اند.

گفته می شود که درحال حاضردرحدود سه میلیون پناهجوی افغان درایران به سر می برند.



تاريخ : پنجشنبه پنجم اسفند 1389 | 22:0 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 ۲

 

 



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:54 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

 

 

    شرح بيماري 

آكنه‌ (جوشهاي‌ غرور) عبارت‌ است‌ از يك‌ بيماري‌ التهابي‌ مزمن‌ پوست‌ كه‌ در دوران‌ نوجواني‌ شايع‌ است‌، اما گاهي‌ به‌ طور متناوب‌ در سراسر زندگي‌ رخ‌ مي‌دهد. مشخصة‌ اين‌ بيماري‌ عبارت‌ است‌ از بروز جوشهايي‌ روي‌ صورت‌، قفسة‌ سينه‌ و كمر. اين‌ بيماري‌ در مردان‌ شايع‌تر از زنان‌ است‌.

    علايم‌ شايع‌

نقاط‌ سر سياه‌ به‌ اندازة‌ سر سوزن‌

نقاط‌ سر سفيد شبيه‌ نقاط‌ سر سياه‌

جوش‌هاي‌ كوچك‌ چركي‌

قرمزي‌ و التهاب‌ در اطراف‌ جوشها

در آكنة‌ شديد ممكن‌ است‌ كيست‌ و آبسه‌ ديده‌ شود. كيست‌ به‌ صورت‌ تورمي‌ بزرگتر و سفت‌تر از جوشهاي‌ معمولي‌ در پوست‌ پديدار مي‌شود. آبسه‌ نيز به‌ صورت‌ يك‌ ناحية‌ عفوني‌ متورم‌ ،ملتهب‌ و دردناك‌ به‌ هنگام‌ لمس‌ و حاوي‌ چرك‌ است‌.

    علل‌

غدد چربي‌ پوست‌ به‌ دلايل‌ نامعلوم‌ دچار انسداد مي‌شود، اما احتمالا تغييرات‌ هورمونهاي‌ جنسي‌ در دوران‌ نوجواني‌ نقش‌ دارد. وقتي‌ كه‌ چربي‌ داخل‌ غدد چربي‌ نتواند به‌ بيرون‌ پوست‌ راه‌ يابد، اين‌ چربي‌ تجمع‌ يافته‌ و توسط‌ باكتري‌هايي‌ كه‌ به‌ طور طبيعي‌ در غده‌ وجود دارند عفوني‌ مي‌شود. بر خلاف‌ برخي‌ عقايد رايج‌، عواملي‌ چون‌ عدم‌ رعايت‌ پاكيزگي‌ يا غذاها نقشي‌ در ايجاد آن‌ ندارند. البته‌ تميزي‌ مي‌تواند آن‌ را تخفيف‌ دهد، اما فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري جنسي‌ هيچ‌ تأثيري‌ روي‌ آن‌ ندارد.

    عوامل‌ افزايش‌ دهندة‌ خطر

مواجهه‌ با هواي‌ بسيار گرم‌ يا سرد

استرس‌

پوست‌ چرب‌

اختلالات‌ غدد درون‌ ريز

استفاده‌ از بعضي‌ داروها مثل‌ كورتيزون‌، هورمونهاي‌ مردانه‌، يا قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌

سابقة‌ خانوادگي‌ آكنه‌

بعضي‌ مواد آرايشي‌

    پيشگيري‌

در حال‌ حاضر روشي‌ براي‌ پيشگيري‌ از آن‌ وجود ندارد.

    عواقب‌ مورد انتظار

درمان‌ در اغلب‌ موارد مؤثر است‌، و خود بيماري‌ نيز معمولاً پس‌ از دوران‌ بلوغ‌ و نوجواني‌ خود به‌ خود بر طرف‌ مي‌شود.

البته‌ علي‌رغم‌ درمان‌ خوب‌ و مناسب‌، آكنه‌ گاهي‌ شدت‌ مي‌يابد.

    عوارض‌ احتمالي‌

داشتن‌ تصوري‌ بد از ظاهر خود

بروز جوشگاههاي‌ دائمي‌ يا حالت‌ حفره‌اي‌ روي‌ پوست‌ صورت‌

 

درمان‌

 

    اصول‌ كلي‌

اگر پوست‌تان‌ چرب‌ است‌، به‌ ترتيب‌ زير آن‌ را تميز نماييد: به‌ آرامي‌ صورت‌ خود را با صابون‌ غيرمعطر براي‌ 5-3 دقيقه‌ ماساژ دهيد. اما نواحي‌ شديداً جوش‌دار و دردناك‌ را ماساژ ندهيد (زيرا باعث‌ گسترش‌ عفونت‌ مي‌شود). پوست‌ را به‌ آرامي‌ تميز نماييد. صورت‌ خود را 2-1 دقيقه‌ بشوييد و از صابون‌ پاك‌ كنيد. گاهي‌ صابون‌ آنتي‌باكتريال‌ كمك‌كننده‌ است‌. پس‌ از شستشوي‌ پوست‌ از الكل‌ براي‌ پاك‌ كردن‌ چربي‌ استفاده‌ نماييد. هر روز حولة‌ صورت‌ را عوض‌ نماييد. باكتري‌ها اين‌ توانايي‌ را دارند كه‌ به‌ سرعت‌ در حوله‌هاي‌ مرطوب‌ رشد كنند.

موهايتان‌ را حداقل‌ دو بار در هفته‌ با شامپو بشوييد. اجاره‌ ندهيد كه‌ موهايتان‌ روي‌ صورت‌ بيايد، حتي‌ در شب‌ و به‌ هنگام‌ خواب‌ مو باعث‌ پخش‌ چربي‌ و باكتري‌ها مي‌شود. براي‌ پيشگيري‌ يا درمان‌ شورة‌ سر از شامپوي‌ ضد شوره‌ استفاده‌ نماييد. از شوينده‌هاي‌ كرم‌ دار پرهيز كنيد.

پس‌ از ورزش‌ شديد، عرقتان‌ را بشوييد و در اسرع‌ وقت‌ چربي‌ صورت‌ را پاك‌ نماييد.

از مواد آرايشي‌ روغني‌ سنگين‌ استفاده‌ نكنيد. مواد آرايشي‌ غيرروغني‌ نازك‌ كه‌ به‌ صورت‌ لوسيون‌ هستند بسيار بهتر هستند.

از مصرف‌ مرطوب‌كننده‌ها خودداري‌ نماييد مگر با نظر پزشك‌

به‌ هيچ‌ وجه‌ پوست‌ خود را فشار ندهيد، نخارانيد، يا مالش‌ ندهيد. زماني‌ كه‌ پوست‌ با اين‌ حركات‌ آسيب‌ نديده‌ باشد بهتر و زودتر خوب‌ مي‌شود. البته‌ پزشك‌ ممكن‌ است‌ بسته‌ به‌ صلاحديد، نقاط‌ سر سياه‌ را بردارد.

هنگام‌ مطالعه‌ يا تماشاي‌ تلويزيون‌، دستتان‌ را زير صورت‌ نگذاريد.

با توجه‌ پزشك‌ مقداري‌ در معرض‌ اشعة‌ ماوراءبنفش‌ قرار بگيريد.

شايد بعد از التيام‌ آكنه‌ و براي‌ بر طرف‌ كردن‌ جوشگاههاي‌ نازيبا، جراحي‌ زيبايي‌ توصيه‌ شود.

   داروها

آنتي‌بيوتيك‌ها، خوراكي‌ و موضعي‌، براي‌ مبارزه‌ با عفونت‌

تزريق‌ كورتيزون‌ به‌ داخل‌ ضايعات‌

ايزوترتينويين‌ (اگر باردار هستيد به‌ هيچ‌ عنوان‌ نبايد استفاده‌ شود)

بنزيل‌ پراكسيد 5/2%، 5% يا 10% ممكن‌ است‌ كمك‌كننده‌ باشد.

رتين‌ ـ آ باعث‌ افزايش‌ حساسيت‌ پوست‌ به‌ آفتاب‌ مي‌شود.

آكوتان‌ نيز باعث‌ افزايش‌ حساسيت‌ پوست‌ به‌ آفتاب‌ مي‌شود و حداقل‌ سه‌ ماه‌ مانده‌ به‌ شروع‌ بارداري‌ مصرف‌ آن‌ بايد متوقف‌ شود. توجه‌: اگر باردار هستيد، از هيچ‌ داروي‌ خوراكي‌ براي‌ آكنه‌ استفاده‌ نكنيد.

    فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري 

هيچ‌ محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد.

   رژيم‌ غذايي‌

غذا علت‌ آكنه‌ نيست‌، اما بعضي‌ غذاها آن‌ را بدتر مي‌كنند. يادداشتي‌ از غذاهايي‌ كه‌ مي‌خوريد داشته‌ باشيد. براي‌ اينكه‌ بفهميد به‌ كدام‌ غذا حساسيت‌ داريد، آن‌ غذاهايي‌ را كه‌ شك‌ داريد آكنة‌ شما را بدتر مي‌كنند از رژيم‌ خود حذف‌ كنيد. بعد آنها را دوباره‌ يكي‌ يكي‌ به‌ رژيم‌ غذايي‌ اضافه‌ نماييد. اگر مشخص‌ شد كه‌ آكنه‌ 3-2 روز بعد از اضافه‌ كردن‌ يك‌ غذا تشديد مي‌شود، آن‌ غذا را به‌ كلي‌ از رژيم‌ خود حذف‌ كنيد. اما اگر اين‌ اتفاق‌ نيفتاد، مي‌توانيد آن‌ را در رژيم‌ غذايي‌ نگاه‌ داريد. آكنه‌ معمولاً در تابستان‌ بهتر مي‌شود، بنابراين‌ بعضي‌ غذاها را كه‌ در زمستان‌ نمي‌توان‌ خورد شايد بتوان‌ در تابستان‌ نمود.

    درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟

اگر خود شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده تان‌ دچار آكنه‌ است‌.

اگر دچار علايم‌ جديد و نامنتظره‌ بروز كرده‌اند. توجه‌ كنيد كه‌ داروهاي‌ مورد استفاده‌ براي‌ درمان‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ عوارض‌ جانبي‌ شوند.

 



هموفیلی

هموفیلی

 

    شرح بيماري 

هموفيلي‌ عبارت‌ است‌ يك‌ نوع‌ كمبود ارثي‌ يكي‌ از فاكتورهاي‌ انعقادي‌ خون‌ (فاكتور 8) كه‌ منجر به‌ وقوع‌ خونريزي‌هاي‌ خطرناك‌ مي‌شود. اين‌ كمبود در يك‌ نفر از هر ده‌ هزار مرد وجود دارد و در همان‌ اوايل‌ كودكي‌ خود را نشان‌ مي‌دهد.

    علايم‌ شايع‌

دردناك‌ و متورم‌ شدن‌ مفاصل‌ يا تورم‌ در پا يا دست‌ (خصوصاً زانو يا آرنج‌)

خونمردگي‌هاي‌ مكرر

خونريزي‌ زياد از بريدگي‌هاي‌ مختصر

خونريزي‌ خود به‌ خودي‌ از بيني‌

وجود خون‌ در ادرار

    علل‌

نقص‌ ژنتيكي‌ علت‌ كمبود فاكتور 8 است‌. ژن‌ فاكتور 8 روي‌ كروموزم‌ X قرار دارد و در صورتي‌ كه‌ مردي‌ دچار هموفيلي‌ باشد، اين‌ ژن‌ در تنها كروموزوم‌ X وي‌ معيوب‌ بوده‌ و به‌ تمام‌ دخترانش‌ ارث‌ مي‌رسد، اما چون‌ پسرانش‌ كروموزم‌ Y را از وي‌ به‌ ارث‌ مي‌برند، هيچ‌ كدام‌ از پسرانش‌ از وي‌ دچار هموفيلي‌ نمي‌شوند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ دختران‌ وي‌ همگي‌ حامل‌ ژن‌ معيوب‌ هستند. بعضي‌ از پسران‌ زناني‌ كه‌ حامل‌ ژن‌ معيوب‌ هستند ممكن‌ است‌ دچار هموفيلي‌ شوند و بعضي‌ از دختران‌ زناني‌ كه‌ حامل‌ ژن‌ معيوب‌ هستند ممكن‌ است‌ حامل‌ ژن‌ هموفيلي‌ شوند.

   عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر

سابقه‌ خانوادگي‌ هموفيلي‌

    پيشگيري‌

در حال‌ حاضر نمي‌توان‌ از اين‌ بيماري‌ پيشگيري‌ به‌ عمل‌ آورد. اگر در خانواده‌ شما سابقه‌ هموفيلي‌ وجود دارد، قبل‌ از بچه‌دار شدن‌ براي‌ مشاوره‌ ژنتيكي‌ مراجعه‌ كنيد.

خطر مبتلا شدن‌ به‌ ايدز يا هپاتيت‌ در اثر تزريق‌ خون‌ يا محصولات‌ خوني‌ اهدايي‌، با عرضه‌ فاكتور 8 ساخته‌ شده‌ توسط‌ مهندسي‌ ژنتيك‌ كمتر خواهد شد.

    عواقب‌ مورد انتظار

اين‌ بيماري‌ در حال‌ حاضر غيرقابل‌ معالجه‌ است‌، اما مرگبار نيست‌. اگر بتوان‌ خونريزي‌ را كنترل‌ كرد، مي‌توان‌ انتظار عمري‌ نزديك‌ به‌ عمر طبيعي‌ را داشت‌.

تحقيقات‌ علمي‌ در زمينه‌ علل‌ و درمان‌ هموفيلي‌ ادامه‌ دارند، بنابراين‌ اميد مي‌رود كه‌ روز به‌ روز درمان‌هاي‌ مؤثرتري‌ عرضه‌ شوند و نهايتاً بتوان‌ اين‌ بيماري‌ را معالجه‌ نمود.

    عوارض‌ احتمالي‌

خونريزي‌ خطرناك‌ كه‌ نيازمند درمان‌ اورژانس‌ باشد.

معلوليت‌ دايمي‌ مفصل‌ در اثر خونريزي‌ مداوم‌ در مفصل‌

سردرد، فلج‌ يا اغما در اثر خونريزي‌ به‌ درون‌ مغز

درمان‌

 

    اصول‌ كلي‌

هموفيلي‌ با آزمايشات‌ انعقادي‌ تشخيص‌ داده‌ مي‌شود كه‌ نشان‌دهنده‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري پايين‌ فاكتور 8 خواهند بود.

علايم‌ خونريزي‌ را ياد بگيريد تا مراقب‌ بروز آن‌ باشيد.

خونريزي‌ را معمولاً مي‌توان‌ با تزريق‌ فاكتور 8 در منزل‌ كنترل‌ كرد.

اگر خونريزي‌ شديد يا غيرمعمول‌ باشد، امكان‌ دارد بستري‌ كردن‌ براي‌ كنترل‌ خونريزي‌ ضروري‌ باشد.

هميشه‌ يك‌ دست‌بند يا گردن‌آويز كه‌ نشان‌دهنده‌ بيماري‌ شما باشد به‌ همراه‌ داشته‌ باشيد، تا در موارد اورژانس‌ بهتر و سريع‌تر بتوان‌ به‌ شما كمك‌ كرد.

بهتر است‌ قبل‌ از ازدواج‌ يا بچه‌دار شدن‌ براي‌ مشاوره‌ ژنتيكي‌ مراجعه‌ نماييد.

    داروها

خونريزي‌ را مي‌توان‌ با تزريق‌ فاكتور 8 تغليظ‌ شده‌ كنترل‌ نمود. فاكتور 8 بايد در زودترين‌ زمان‌ ممكن‌ پس‌ از آغاز خونريزي‌ داده‌ شود. ضمناً مي‌توان‌ دوزهايي‌ از فاكتور 8 را به‌ عنوان‌ پيشگيري‌ مصرف‌ كرد و بيماران‌ خود مي‌توانند تزريق‌ را فرا گيرند.

امكان‌ دارد داروهايي‌ براي‌ كاهش‌ درد مفصل‌ تجويز شوند.

آسپيرين‌ مصرف‌ نكنيد، زيرا ممكن‌ است‌ خونريزي‌ را زيادتر كند.

    فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري 

سعي‌ كنيد هر اندازه‌ كه‌ مي‌توانيد زندگي‌ عادي‌ داشته‌ باشيد. حفظ‌ آمادگي‌ جسماني‌ مهم‌ است‌.

از انجام‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هايي‌ كه‌ باعث‌ وارد آمدن‌ آسيب‌ مي‌شوند خودداري‌ كنيد، مثلاً ورزش‌هاي‌ پر برخورد. شنا، دوچرخه‌سواري‌ يا راه‌ رفتن‌ بهترين‌ ورزش‌ها براي‌ شما هستند. غير از موارد ذكر شده‌، محدوديتي‌ براي‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري وجود ندارد.

    رژيم‌ غذايي‌

رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.

    درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ هموفيلي‌ را داريد.

اگر يكي‌ از موارد زير پس‌ از تشخيص‌ رخ‌ دهد:

ـ آسيب‌ همراه‌ با تورم‌. اين‌ ممكن‌ است‌ نشاندهنده‌ خونريزي‌ در زير پوست‌ باشد.

ـ خونريزي‌ كه‌ به‌ سرعت‌ نتوان‌ آن‌ را كنترل‌ نمود.

ـ دردناك‌ و متورم‌ شدن‌ مفاصل‌

 



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:50 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

هانتینگتون یک بیماری نابود کننده سلولهای عصبی است و تخریب بخشهایی از مغز  باعث بروز اختلالات حرکتی  مثل راه رفتن تعادل فرد تکلم و همچنین تغییرات رفتاری و ادراکی می شود .  تغیرات رفتاری از مهمترین ویژگیهای فرد مبتلا است که باعث رنجوری خود و افراد وابسته به او می گردد.  تغیرات رفتاری حاصله تا حدودی متنوع و وابسته به ناحیه ای از مغز است که آسیب دیده است .

 برای تشخیص بیماری در فرد ,حرکات بدن ,رفلکسها ,حرکات چشمها , قدرت شنوایی و تعادل فرد  توسط نورولوژیست تست می شود.تصویر اسکن مغز نیز برای مشخص شدن وقوع تغیرات ساختاری در مغز ممکن است مورد استفاده قرار گیرد . برخی از تغییرات رفتاری که در بیماران مبتلا به هانتینگتون

بروز می کند عبارت است از :

 

           Aggression پرخاشگری

           Altered sexuality تغییر تمایلات جنسی

           Anxiety

           Apathy اضطراب

           Delusions هذیان گویی

           Denial انکار

           Depressionافسردگی

           Disinhibition  بازداری زدایی

           Frustration ناکامی

           Hallucinations توهم

           Irritability تحریک پذیری

           Mania شیدایی

           Repetition تکرار

           Unawareness غفلت

آیا تغیرات رفتاری قابل درمانند؟

               در حال حاضر راهی برای ترمیم آسیب های وارده به مغزکه خود سبب بروز نشانگان رفتاری  در بیمار می شود؛ وجود ندارد.تغیرات رفتاری اساسا مربوط به آسیب های وارده به نورونها و اتصالات نرونی در مغز است .چنین تغیراتی در این مرحله از بیماری غیر قابل برگشت می باشند .با این حال تحقیقاتی برای شناخت این موضوع که آیا مغزقدرت ترمیم خود باساخت نورونهای جدید و اتصالات بین آنها را دارا می باشد یاخیر, در حال انجام است .برای اطلاع از چگونگی خودتوانی طبیعی  مغز در ترمیم بافت های خود اینجا را کلیک کنید  .

خوشبختانه برای کنترل   نشانگان رفتاری, دارو هایی در اختیار است و راهبرد هایی  نیز برای به حداقل رساندن وقوع رفتارهای مشکل دار وجود دارد .

قائل شدن شخصیت برای فرد مبتلا  در کنار آمدن بیمار با زیانهای ناشی از بیماری اثر شاخصی دارد . حفظ شخصیت انسانی بیمار در برطرف شدن افسردگی؛ ناامیدی و یاس و همچنین تحریک پذیری زیاده از حد بیمار موثر است  . درمان مشکلات رفتاری  با روشهای بسیار ساده ای مثل  تماسهای اجتماعی با دیگران و فعالیت های خارج از منزل میسر می شود . اشتغالات  رضایت بخش اثرات درمانی  بسیار خوبی دارند.سکوت و آرامش محیطی درکاهش ناامیدی و تحریک پذیری های فرد بیمار موثر است . اگر می خواهید مطالب بیشتری راجع به چگونگی تاثیر محیط بر ایجاد یا تشدید نشانگان رفتار یبدانید بر اینجا  کلیک کنید.

داروهای متنوعی برای درمان نشانگان رفتاری در اختیار هستند. کافئین می تواند به عنوان یک ماده ضد افسردگی خوب  در بیناران هانتینگتون عمل کند .در موارد نادری مثل بیماری وسواس,بیماری دو قطبی , توهم و هذیان گفتن مریض روانشناس می تواند مشاوره با بیمار نماید و نهایتا داروهای ضد روان پریشی را تجویز نماید . بی احساسی  علامت مشترک رفتاری در بیماران هانتینگتون را می توان با داروهای محرک روان مثل ریتالین درمان کرد .اضطراب معمولابا مهار کنندهای انتخابی بازجذب سروتونین) (SSRIs که سطوح سروتونین (ماده شیمیایی موثر در تنظیم خلق و خو, هیجان, خواب و امیال فرد ) را افزایش می دهد درمان می شود .

 غالب داروهای تجویزی برای درمان هانتینگتون  دارای اثرات جانبی نیز می باشند . البته اثرات جانبی داروها متفاوت است  ودر مواردی نمی توان تعیین کرد که مثلا بی احساسی این افراد ناشی از بیماری است یا از اثرات جانبی داروها ناشی می شود .

رویهمرفته راههای  درمان هانتینگتون به دو شکل زیر قابل تقسیم است :راههای که نشانگان بیماری را کاهش می دهند , و راههایی که پیشرفت بیماری را کند می کنند .

در حال حاضر راه درمانی که پیشرفت بیماری را کاهش دهد شناخته نشده است .اما همانطور که تحقیقات علوم پزشکی پیش می رود امید به اینکه راهی برای درمان قطعی بیماری نیز کشف خواهد شد بیشتر می شود .

تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:48 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

1- دیستروفی دوشن:از 1-5 سالگی شروع میشه سیر سریعا پیشرونده داره مرگ طی 15 سال از شروع علایم...
درمان قطعی در دست نیست اما پردنیزولون خوراکی به میزان 75% میلیگرم به ازای هر کیلوگرم در روز ممکن است
تا 3 سال سبب بهبود در قدرت عضلانی شود.

2- نوع بکر: شروع از 5-25 سالگی پیشرفت آرام است و ممکن است دارای طول عمر مفید باشند.
3-کمر بند اندامی: شروع در 10-30 سالگی شدت و سرعت پیشرفت متغیر است ممکن است ناتوانی شدید در میانسالی شود
4-صورتی کتفی بازویی : شروع در هرسنی سیر آرام ناتوانی خفیف طول زندگی طبیعی
5- امری دریفوس: شروع در 5-10 سالگی سیر بیماری متغیراست
6-چشمی: شروع در 40-60 سال پیشرفت آرام
7- چشمی خلفی : شروع در هرسنی پیش آگهی ناشناخته است

دیستروفی عضلانی دوشن

دیستروفی عضلانی یک بیماری مهم نقص ژنتیکی است که در اثر از بین رفتن تدریجی بافت عضلانی به وجود می آید.رایج ترین نوع بیماری دیستروفی عضلانی بیماری دوشن است.دوشن یک اختلال وابسته به کروموزوم X است که احتمال وقوع آن یک از هر 3500 نوزاد پسر است.این بیماری از نوع مغلوب وابسته به جنس می باشد.پسران حامل ژن بیماری  دوشن از اوایل نوزادی از عوارض این بیماری رنج می برند.هنگامی که این پسران به سن بلوغ می رسند بافت عضلانی کاملا از بین می رود و فلج و سپس مرگ اتفاق می افتد.در سال 1987 محل ژن بیماری کشف شد.این ژن که بر روی کروموزوم X قرار دارد حامل رمز نوعی پروتئین ناشناخته است که این پروتئین را دیستروفین نامگذاری کردند.در افراد سالم دیستروفین به مقدار کم وجود دارد و میزان آن کمتر از 002/0 کل پروتئین بافت ماهیچه ای است. اما در بیماران دوشن این پروتئین یا اصلا وجود ندارد یا غیر فعال است.بیماران دوشن، بخشی از ژن تولید کننده دیستروفین را ندارند.

تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:46 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


هپاتیت عبارت است از التهاب کبد (جگر). هپاتیت علل متفاوتی دارد. الکل، بعضی از داروهها، بعضی بیماریهای ارثی، میکروبها، انگلها، ویروس ها و بالاخره بیماریهای خود ایمنی ممکن است ایجاد هپاتیت کنند. ویروس ها شاید بیشتر از بقیه علل دیگر ایجاد هپاتیت کنند. ویروسهای متعددی می توانند التهاب كبد - هپاتيت - حميد رضا اويسيکبد بوجود اورند که مهمترین انها ویروس هپاتیت ا، ویروس هپاتیت بی، ویروس هپاتیت سی، ویروس هپاتیت دی، ویروس هپاتیت ای و ویروسهای دیگر را می توان نام برد.
هپاتیت ها را به حاد و مزمن طبقه بندی می کنند. اصطلاح حاد نشان دهنده زمان بروز علائم و تداوم انها است و نشان دهنده خطرناک بودن یک بیماری نیست. مثلا اگر علائم هپاتیت کمتر از ۶ ماه از بین بروند و بیمار بهبودی کامل پیدا کند، هپاتیت را حاد می گوئیم و در صورتی که علائم هپاتیت بیش از ۶ ماه ادامه یابد، هپاتیت را مزمن می گوئیم. هپاتیت های حاد معمولا به خودی خود بهبودی کامل می یابند و فقط درصد بسیار کمی از بیماران فوت می کنند. هپاتیت ناشی از ویروس های بی یا سی در عدهای از بیماران مزمن می شود. هپاتیت های مزمن معمولا بهبودی کامل پیدا نمی کنند و سالها ادامه می یابند و چنانچه خیلی پیشرفت کنند و کبد کاملا اسیب ببیند و تخریب شود به بیماری سیروز کبدی تبدیل می شود. سیروز کبدی عوارض متنوع و خطرناکی دارد و امکان بهبود قطعی ندارد. گاهی برای بیماری سیروز پیشرفته کبدی، البته در کشورهای پیشرفته، پیوند کبد انجام می دهند که این روش هم موفقیت صد در صد ندارد.
هپاتیت حاد ایجاد شده توسط ویروسهای ذکر شده درمان خاصی نداشته و بیماری باید خود به خود معمولا بعد از چند هفته بهبودی کامل می یابد. اگر هپاتیت حاد پس از ۶ ماه بهبودی نیافت، مزمن شده و برای تعیین نوع و میزان اسیب رسیده به کبد بایستی نمونه برداری از کبد انجام گیرد. نمونه برداری از کبد با سوزن مخصوص در بیمارستان و با بی حسی موضعی انجام میشود

تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:45 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


 

به نقل از منابع اینترنتی، سرطان ریه شایعترین سرطان در هر دو جنس در سراسر جهان است و بیش از ۸۰ درصد بیماران مبتلا به این سرطان در فاصله ۵ سال از زمان تشخیص بیماری جان خود را از دست میدهند. با توجه به سلولی که دچار تراریختی و سرطان شده است اشکال مختلفی از سرطان ریه وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند. شایعترین اشکال سرطان ریه عبارتند از:

 

۱- سرطان ریه با یاخته های کوچک: یاخته های سرطانی نوع کوچک در زیر میکروسکوپ به شکل جوی دو سر دیده می شود و به آن سرطان جو شکل نیز گفته میشود. روند رشد این نوع سرطان ریه سریع است و در مدت زمان کوتاهی در اندامهای دیگر پراکنده میشود. حدود ۲۰ درصد سرطانهای ریه از این نوع است.

۲- سرطان ریه با یاخته های غیر کوچک: این نوع سرطان ریه با توجه به نوع سلول موجود در بافت ریه که دچار تراریختی و سرطان شده است تعریف میشود.

 

 اشکال مختلفی از این نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند و عبارتند از:

الف) سرطان بافت بشرهای: این سرطان از شا یعترین انواع سرطان ریه است و شروع آن معمولا از نایچه ها است و در مقایسه با دیگر اشکال سرطان ریه رشد آهسته تری دارد و مدتها طول میکشد تا به اندامهای دیگر سرایت کند.

ب) سرطان غدد مترشحه مخاط و مجاری لنفاوی: این نوع سرطان ریه معمولا در زیر بافت پوششی نایچه ها یا در مجاری لنفاوی کناره خارجی ریه رشد میکند.

 

ج) سرطان ریه با یاختههای بزرگ: این نوع سرطان اغلب در شاخه های کوچکتر نایچه ها تظاهر میکند.

از هر ۵ مورد سرطان ریه یکی از آنها از نوع یاخته های کوچک و بقیه از نوع غیر کوچک است.

نوع نادری از اشکال سرطان ریه نیز به نام مزوتلیوما وجود دارد. این نوع سرطان ریه موجب تراریختی بافت پوششی ریه می شود و در افرادی تظاهر میکند که در تماس با آزبست ( پنبه نسوز) بودهاند.

 

*علائم هشدار دهنده سرطان ریه

- افزایش و یا شدت سرفه در فرد سیگاری

- سرفه همراه با خلط خونی

- تنگی نفس دراثر فعالیت

- خس خس سینه به صورت حاد

- درد مبهم و یا مشخص در قفسه سینه

- خشن شدن صدا یا تغییر آن به شکلی که بهبود پیدا نکند

- عفونتهای مکرر ریه و مجاری تنفسی

- کاهش وزن

- بی اشتهایی

- تورم در ناحیه گردن و صورت

- ضعف و خستگی مفرط

 

علاوه بر نشانه های فوق ممکن است عوارضی در بیمار ظاهر شود که ارتباطی با سرطان ریه نداشته باشد و به سرایت سرطان به اندامهای دیگر بدن مربوط باشد. در چنین مواردی بیمار از سردرد، احساس ضعف عمومی، سهولت شکستگی و آسیب پذیری استخوانها، انواع خونریزی و لخته شدن غیر عادی خون شکایت می کند. سرطان ریه درمراحل ابتدایی هیچ نشانهای ندارد و بیماران اغلب زمانی به پزشک مراجعه میکنند که بیماری در مراحل پیشرفته قرار دارد و در نتیجه آمار مرگ این نوع سرطان رقم بالایی دارد.

 

*سبب شناسی: سرطان زایی ریه

عامل مستعد و پیشتاز در تظاهر سرطان ریه مانند هر سرطان دیگری به هم خوردن نظم تقسیم سلولی است. تحقیقات آماری و بالینی روند بدخیمی بیماری سرطان ریه را به این عوامل ارتباط میدهند:

-اعتیاد به دخانیات: خطر ابتلا به سرطان ریه با افزایش مقدار و مدت تماس با دود تنباکو رابطه مستقیم دارد و هرچه سن شروع استعمال دخانیات پایینتر باشد عامل مستعد کننده و پیشتاز در ابتلای به سرطان ریه افزایش پیدا میکند.

-آلاینده های موجود در هوای محیط زیست و محل کار: موادی چون آزبست (پنبه نسوز)، گاز رادون (گازی بی رنگ و بی بو که از تجزیه طبیعی اورانیم در آب، خاک و مصالح ساختمانی قدیمی تولید می شود)، اورانیوم و نیکل عامل مستعد کننده و پیشتاز در ابتلاء به سرطان ریه هستند.

-استنشاق دود سیگار در محیط برای افراد غیر سیگاری

-عوامل ژنتیکی: وجود سابقه سرطان ریه بین اعضای نزدیک خانواده احتمال ابتلا به این سرطان را افزایش می دهد.

-عوامل ایمنولوژیک (ایمنی) : نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن عاملی مستعد کننده در ایجاد سرطان ریه شناخته شده است.

 

*الگوهای غربالگری سرطان ریه

با توجه به وضیعت عمومی سلامت فرد، بررسی های تشخیص سرطان ریه ممکن است شامل:

۱- عکسبرداری از ریه ها با تابش اشعه X

۲- آزمایش خلط

۳- سی تی اسکن: در این روش دستگاه سی تی اسکن با گرفتن تعدادی عکس توسط اشعه ایکس، تصویری سه بعدی از بدن را نشان میدهد و از این طریق محل و اندازه دقیق ضایعه و پراکندگی تومور ریه به بخش های دیگر قفسه سینه یا اندامهای دورتر مانند کبد مشخص می شود.

۴- سی تی اسکن دورانی یا اسپایرال: در این روش یک دستگاه کامپیوتری سی تی اسکن با حرکات دورانی به دور بدن بیمار در هر دور بیش از صد تصویر از بدن بیمار می گیرد. در سی تی اسکن دورانی ضایعات کوچکی که از طریق سی تی اسکن معمولی قابل روئت نیست، مشاهده می شود.

۵- پرتونگاری با استفاده از تشدید میدان مغناطیسی: این آزمایش مشابه سی تی اسکن است با این تفاوت که به جای تابش اشعه X از مغناطیس جهت عکسبرداری از اعضای بدن استفاده میشود. در این آزمایش بیمار به مدت ۳۰ دقیقه به طور ساکن درون اتاقک این دستگاه میماند و تصاویر مقطعی از بدن او تهیه میشود.

۶- نمونه برداری یا بیوپسی: بررسی میکروسکوپی از نمونه بافت تومور. این آزمایش بسیار مهم است زیرا مطمئن ترین روش برای تشخیص سرطان ریه و نوع آن به حساب می آید.

روشهای متفاوت بیوپسی ریه عبارتند از:

- نمونه برداری با سوزن: در این روش با تابش پرتوی اشعه ایکس، توده در صفحه تلویزیون دیده می شود و پزشک با دقت با سوزن مقداری از بافت ریه را با سرنگ کشیده و برای آزمایش بافت شناسی جدا می کند.

 

- نمونه برداری با برونکوسکپ یا برونکوسکپی: بروتکوسکپ لولهای فلزی و توخالی است که به یک لامپ مجهز شده و از طریق دهان یا بینی به داخل نای فرو داده می شود و مشاهدهً بصری بافت ریه را امکان پذیر می کند سپس پزشک با دقت مقداری از بافت و مایع درون ریه را از طریق این لوله برای امتحان بافت شناسی جدا می کند . قبل از انجام این عمل به بیمار بیهوشی موضعی داده می شود.

- نمونه برداری باز (جراحی). در نمونه برداری باز، بیهوشی عمومی لازم است و می تواند به روش معاینه توراسکپی یا مدیاستینوسکپی انجام شود. جراحی به پزشک امکان معاینه درون قفسه سینه و غدد لنفاوی نزدیک ریه را می دهد وطی آن در پوست پائین گردن شکاف کوچکی داده می شود و از این طریق لولهای به درون قفسه سینه فرستاده می شود. انتهای این لوله متصل به نورافشان و بزرگنما است. جراح در این مرحله سلولها و غدد لنفاوی که دچار تراریختی شده اند میتواند نمونهبرداری و مورد بررسی دقیقتری قرار دهد. از این طریق می توان اندامهای واقع در منطقه بین ریه چپ و راست را دید و برای تشخیص پراکنده شدن یاخته های سرطانی به غده های لنفاوی مجاور ریه استفاده کرد.

۷- توموگرافی با نشر پوزیترون یا پت اسکن - در این روش دستگاه اسکنر در اطراف بیمار میچرخد و تصویر از طریق نشر پوزیترون بوسیله یک ماده رادیواکتیو که به بیمار تزریق شده و یا توسط او استنشاق

میشود، شکل میگیرد، با این روش مشاهدهً بصری ریه درسه بعد امکان پذیر می شود.

۸- سونوگرافی : در این شیوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار توده در ریه استفاده می شود.

۹- آزمایش تنفس: در این شیوه بیمار قبل از جراحی تحت آزمایشات تنفسی متفاوت قرار میگیرد.

۱۰- آزمایش خون: تومورهای سرطانی آنتی ژن و آنزیم های مشخصی را تولید می کنند که ممکن است از طریق آزمایش خون کشف شوند. اندازه گیری آنتی ژن کارسینو امبریونیک و آنزیم NSE از آزمایشهای غربالگر این بیماری است. افزایش میزان سطح این پروتئینها مبین نشانههای سرطان و کاهش میزان آنها در حین درمان نشانه مهار کردن رشد سرطانی سلول های بیمار است.

۱۱- اسکن استخوان: تصویربرداری از استخوان به وسیله یک ماده رادیواکتیو روشی بسیار ارزشمند است که در تشخیص انتشار سرطان به استخوان، مؤثر بودن درمان سرطان و روند التیامی نواحی درگیر در استخوان به کار می رود.

 

*الگوهای درمانی سرطان ریه

الگوهای درمانی بیماری سرطان ریه بستگی به نوع سرطان، وضعیت بیماری در شروع درمان، سن، سلامت عمومی و چگونگی واکنش بیمار به نوع درمان دارد. سرطان ریه معمولا به دلیل غنی بودن سیستم خون رسانی و لنفاوی ریه به راحتی می تواند به دیگر اندامهای بدن سرایت کند.

با توجه به سن و وضعیت سلامت بیمار ممکن است الگوهای درمانی زیر بکار گرفته شود:

 

۱- جراحی: معمولا اگر ضایعه بدخیم منحصر به ریه باشد ممکن است بخش کوچک یا تکه کاملی از ریه

(لوبکتومی) و یا تمام یک ریه برداشته می شود. عوارض جانبی جراحی، خونریزی و در نتیجه کم خونی، مشکلات تنفسی و خواب آلودگی است.

 

۲- شیمی درمانی: جهت از بین بردن یاختههای سرطانی پراکنده مورد استفاده قرار می گیرد. شیمی درمانی جهت پیشگیری از عود بیماری و مواردی که سرطان در بدن پخش شده تجویز می شود. استفاده از داروهای شیمیایی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می شود. عوارض جانبی شیمی درمانی عبارتند از: حالت تهوع و استفراغ، ریزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفید خون، ضعف سیستم ایمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان، کمخونی، و کاهش تعداد گلبولهای قرمز خون که ممکن است سبب خستگی، سرگیجه و احساس سرما در بیمار شود. اسهال و یبوست، سفتی و خشکی مفاصل از دیگر عوارض جانبی شیمی درمانی است.

 

۳- رادیوتراپی یا اشعه درمانی: جهت از بین بردن مستقیم ضایعه بدخیم ریه بکار گرفته می شود. در این روش از اشعه با انرژی زیاد استفاده می شود و این اشعه با آسیب رساندن به سلولهای زنده منجر به مرگ آنها می شود. خستگی شدید، افسردگی، تهوع، استفراغ، بی اشتهایی و آسیبهای عروقی و تنفسی از عوارض جانبی رادیوتراپی است. همچنین رادیوتراپی ممکن است باعث سرکوب سیستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفید و ضعف سیستم ایمنی بدن و نهایتا بروز عفونت شود.

 

۴- درمان فوتودینامیک: استفاده از رنگ و نور است. در این شیوه رنگ به داخل یک ورید تزریق و سپس در تمام بدن منتشر می شود. بعد از چند روز، این رنگ فقط در سلولهای بدخیم باقی میماند. سپس نور قرمز رنگ لیزری به سلول تابانده می شود و رنگ درون سلول سرطانی این نور را جذب می کند. این امر منجر به عکسالعمل فوتوشیمیایی که مخرب سلولهاست میشود.

 

۵- درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک : که مشتمل بر بازسازی، تحریک، هدایت و تقویت سیستم طبیعی دفاعی بدن بیمار است و با استفاده از آنتی بادی و هدایت سیستم دفاعی خود بیمار جهت مبارزه با سرطان صورت میگیرد. استفاده از عواملی مانند اینترفرون: سلولهایی که فعالیت ضدتوموری مستقیم دارند، و آنتی بادی های مونوکلونال که اثرات تداخل بقاء سلول را دارند، رشد سرطان را کاهش می دهد.

۶- وسیله یا قالبی جهت ایجاد کانال تنفسی مصنوعی در بیمار مبتلا به سرطان ریه- این روش در بیمارانی که دچار اختلالات تنفسی هستند، بکار گرفته می شود.

 

7- سوزاندن ضایعه بدخیم با اشعه لیزر: در بعضی موارد ضایعه بدخیم سرطان ریه منجر به مسدود شدن حنجره می شود. در چنین موردی پزشک با سوزاندن ضایعه بدخیم با اشعه لیزر راه عبور هوا را برای بیمار باز می کند. این روش به طور کامل نمی تواند منجر به ازبین بردن ضایعه بدخیم شود اما کمکی است جهت سهولت تنفس در بیمار. سرطان ریه درمراحل ابتدایی هیچ نشانه ای ندارد و بیماران اغلب زمانی به پزشک مراجعه می کنند که بیماری درمراحل پیشرفته قرار دارد. تدابیر پیشگیرانهای مانند دوری از آلاینده ها و عدم استعمال دخانیات و بررسی محیط خانه از نظر عدم وجود گاز رادون و آزبست بهترین روش محافظتی در برابر بیماری مهلک سرطان ریه است.

 



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:44 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

آلكاپتونوریا

 

  بیماری " آلكاپتونوریا " نوعی بیماری ژنتیكی است كه در اثر نارسایی در فرایند تجزیه‌ی اسیدآمینه‌های فنیل آلانین و تیروزین به وجود می‌آید. این بیماری پیامد كمبود آ نزیمی است كه اسید هموجنتیسیك (آلكاپتون) را به اسید مالیل استواستیك تبدیل می‌‌كند. در اثر كمبود این آنزیم، كه هموجنتیسیك اسید اكسیداز نام دارد، آلكاپتون در بدن بیمار انباشته می‌شود و از راه ادرار به بیرون راه می‌یابد . این نارسایی به بیماری خطرناكی نمی‌انجامد، اما وقتی ادرار در برخورد با هوا قرار می‌گیرد، آلكاپتون با اكسیژن واكنش می‌دهد كه پیامد آن، تبدیل آلكاپتون به فراورده‌‌ای تیره رنگ است و این فراورده باعث تیره شدن رنگ ادرار می‌شود. از این رو، مردم عادی نوزادنی را كه با این نارسایی به دنیا می‌آمدند، انسان‌هایی سیاه بخت و تیره روز می‌پنداشتند.

آرچیبلد گرود با پژوهش گسترده‌ای كه روی این بیماری انجام داد، به این نتیجه رسید كه این نارسایی، به علت یك عامل ژنی نادر (باتوار ث مندلی) رخ می‌دهد و ازدواج بستگان درجه‌ی اول، زمینه‌ی بروز این صفت نهفته و نادر را آماده می‌سازد. برای این پژوهش بود كه نظریه‌ی " یك ژن، یك آنزیم " ، با نام این پژوهشگر گره خورد. البته، همان‌طور كه در ادامه می‌خوانید، وی با گردآوری و تفسیر داده‌های به دست آمده از پژوهش‌های دانشمندان دیگری، به این مفهوم پایه‌ای دست پیدا كرد.

در پژوهش‌های گرود، كم‌تر با طراحی آزمایش روبه‌رو می‌شویم. در حقیقت ، او با مشاهده و گردآوری اطلاعات توانست، فرضیه‌های خود را تا اندازه‌ای اثبات كند. سرانجام، زیست‌شیمی‌دان‌ها با پژوهش‌ هایی كه طی نیم سده انجام دادند، توانستند تصویر دقیق‌تری از اساس بیماری آلكاپتونوریا عرضه كنند.

در این مقاله، شما با شیوه‌ی پژوهشی گرود آشنا می‌شوید و درمی‌یابید كه چگوه گردآوری داده‌ها و تفسیر آن‌ها به یك یافته‌ی زیست‌شناسی می‌انجامد.

 

طرح مسئله

در سال 1898 میلادی، خانواده‌ای به دكتر گرود مراجعه كردند كه ادرار كودكشان پس از برخورد با هوا ، تیره رنگ می‌شد ( پوشاك نوزاد در بخش جلو قهوه‌ای تیره تا سیاه می‌شد). سه سال بعد، كودك دیگری در همان خانواده به دنیا آمد كه به همین بیماری دچار بود. مشاهد ه‌های آغازین گرود نشان داد، این بیماری در خانواده‌ها تكرار می‌شود، یعنی اگر یكی از خویشاوندان نسبی این صفت را داشته باشد، احتمال بروز آن در خویشاوندان دیگر نیز هست. اما به طور معمول، والدین كودكان بیمار ، این صفت را ندارند.

 

مسئله:

- چرا ادرار كودكان دچار شده به آلكاپتونوریا ، پس از برخورد با هوا، تیره می‌شود؟

-  آیا این بیماری ارثی است؟

-  الگوی توارث آن چگونه است؟

 

گردآوری اطلاعات:

در سال 1859، شیمیدان‌ها ثابت كردند در ادرار این بیماران تركیبی به نام اسید هموجنتیسیك (آلكا پت ون) وجود داردكه پس از واكنش با اكسیژن هوا ، به ماده ‌ی سیاه رنگی تبدیل می‌شود و ساختمان شیمیایی آن، شبیه ملانین (رنگیز ه ی پوست) است.

چند پژوهشگر مقدار اسید هموجنتسیك ادرار بیماران را اندازه‌گیری كردند.

 

شماره

جنسیت

سن (سال)

اسید هموجنتیسیك (گرم)

پژوهشگر

1

مرد

5/2

2/3

اریك مایر

2

مرد

5/3

6/2

آرچیبلد گرود

3

مرد

8

7/2

ایوالد استایر

4

مرد

18

9/5

استانج

5

مرد

44

6/4

میتلباخ

6

مرد

45

7/4

اوگدن

7

مرد

60

3/5

هامارستن

8

زن

60

3/2

املسن

9

مرد

68

8/4

ولكاو/ بومن

 

توجه: میانگین ترشح اسید هموجنتیسیك به گرم در 24 ساعت و با رژیم غذایی معمولی

پژوهشگران دریافتند :

1. این مولكول در ادرار افراد سالم وجود ندارد

2. همه‌ی بیماران از كودكی این نارسایی را دارند

3. تغییر رژیم غذایی، باعث تغییر مقدار آلكاپتون در ادرار نمی‌شود

فرضیه سازی

داده‌های جدول نشان می‌دهد، بین سن بیمار ا و میزان ترشح اسید هموجنتیسیك ( و در واقع ، بیماری آلكاپتونوریا ) ارتباطی وجود ندارد و مردها بیش از زن‌ها به این بیماری مادرزادی دچار می‌شوند. همچنین ، گرود و پژوهشگران دیگر دریافتند، بین این بیماری و رژیم غذایی افراد، ارتباط معناداری وجود

ندارد. از این رو، می‌توان نتیجه گرفت، این بیماری به اختلالی در واكنش‌های شیمیایی بیماران مربوط می‌شود و مبتلایان این نارسایی را از والدین خود به ارث برده‌اند.

فرضیه : اگر این نارسایی ارثی باشد، احتمال بروز آن در بستگان بیمار (برادرها و خواهرها) نیز وجود دارد.

بررسی فرضیه

گرود، برای بررسی این فرضیه، اطلاعات مربوط به موارد بیماری را كه پژوهشگران دیگر گزارش كرده بودند، بررسی كرد

 

شماره

تعداد افراد خانواده (برادر و خواهر)

تعداد مبتلایان به آلكاپتونوریا

تعداد افراد عادی خانواده

پژوهشگر

1

14

4

10

پاوه

2

4

3

1

كایرس

3

7

3

4

وینتر نیز

4

2

1

1

استایر

5

2

2

0

بومن

6

1

1

0

مایر

7

10

1

9

نوكیولی

8

5

2

3

گرود

9

3

2

1

گرود

جمع

48

19

29

 

 

پرسش1 : داده‌های جدول را چگونه تفسیر می‌كنید؟ آیا این داده‌ها فرضی ه‌ی گرود را ثابت می‌كنند؟

 

الكاپتون از كجا می‌آید ؟

بررسی‌های گرود نشان داد، آلكاپتونوریا یك بیماری ارثی است. اما چرا در ادرار مبتلایان مقدار زیادی آلكاپتون وجود دارد؟ در آن زمان، شیمیدان‌هایی كه دربار ه‌ی واك نش‌های زیست‌ شیمیایی مطالعه می‌كردند، می‌دانستند كه آنزیم‌ها باعث سرعت این واكنش‌ها می‌شوند و در نبود آنزیم، این واكنش‌ها انجام نمی‌شوند. آنان نشان داده بودند كه واكنش‌هایی زیست‌ شیمیایی زنجیره ‌و ‌ا ر انجام می‌شوند؛ به طوری كه ماد ه‌ی آغازین ، نخست به چند ماد ه‌ی میانی و سپس به فراورده تبدیل می‌شود. هر كدام از مرحل ه‌های یك زنجیر ه‌ی زیست‌ شیمیایی را یك آنزیم پیش می‌برد و اگر یكی از آنزیم‌ها وجود نداشته باشند، ماد ه‌ی میانی، كه آن آنزیم روی آن كار می‌كند، انباشته می‌شود و در صورتی كه در آب محلول باشد، با ادرار به بیرون راه می‌یابد .

فرضیه سازی

ساختمان شیمیایی اسید هموجنتیسیك شباهت زیادی به ساختمان شیمیایی اسید آمین ه‌ی تیروزین دارد. (شكل زیر ). از این رو به نظر می‌رسد، اسید هموجنتیسیك از این اسید آمینه به دست می‌آید . افراد دچار شده به آلكاپتونوریا ، آنزیمی را كه ماد ه‌ی میانی آلكاپتون را به ماده‌ی میانی دیگری تبدیل می‌كند ، ندارند.

 فرضیه: اگر این بیماری پیامد كمبود آنزیمی باشد كه روی اسید هموجنتیسیك اثر می‌گذارد، پس میزان فعالیت این آنزیم باید در بیماران پایین باشد.

بررسی فرضیه

شكل زیر فعالیت آنزیم را در سه گروه افراد عادی، والدین بیماران و افراد بیمار نشان می‌دهد.

پرسش2 : با توجه به شكل، آیا فرضیه ثابت می‌شود؟ ادرار والدین بیماران ، پس از قرار گرفتن در معرض هوا به رنگ تیره در نمی‌آید. با وجود این، فعالیت آنزیم در آنان از افراد عادی كم‌تر است. این حقیقت را چگونه توجیه می‌كنید؟ اگر به هر سه گروه مقداری اسید هموجنتیسیك بخورانیم، انتظار دارید تركیب ادرار آنان چه تغییری پیدا كند؟

50 سال طول كشید تا با نمونه‌برداری از كبد مشخص شد، فعالیت آنزیم‌های درگیر در تجزی ه‌ی اسیدآمینه‌های فنیل آلانین و تیروزین در افراد سالم و بیمار، به جز آنزیم هموجنتیسیك اسید اكسیداز، یكسان است (شكل زیر ). این آنزیم هموجنتیسیك را به مالیل استواستیك تبدیل می‌كند و كمبود فعالیت آن، باعث انباشته شدن این اسید در سلول‌ها و سرانجام ترشح آن به ادرار می‌شود.

پرسش 3 : كودك دو ساله‌ای به بیمارستان آورده شده است. مادرش می‌گوید، او زیاد استفراغ می‌كند ( به ‌ویژه پس از شیر خوردن ). وزن كودك و میزان تحركش زیر اندازه‌ی عادی است. موهایش تیره‌اند، اما رگه‌های سفیدی دارند. نتیج ه‌ی بررسی ادرار كودك به صورت زیر است.

 

غلظت برحسب میلی مول

ماده

ادرار بیمار

ادرار عادی

فنیل آلانین

فنیل پیرووات

فنیل استات

0/7

8/4

3/10

01/0

0

0

 

الف) با توجه به شكل زیر ، این كودك دچار كمبود چه آنزیمی است؟

ب) برای درمان كودك، چه پیشنهادی دارید.

ج) چرا موهای كودك، رگه‌های سفید دارند؟

پژوهش‌های فراكلاسی

1. همان طور كه گفته شد، اسید هموجنتیسیك در برخورد با هوا به ماده‌ای سیاه رنگ تبدیل می‌شود كه ساختمان آن شبیه ملانین (رنگیز ه‌ی پوست) است. پژوهش كنید، بین سوخت و ساز ملانین و اسیدهموجنتیسیك چه ارتباطی وجود دارد؟

2. آلبینیسم یكی دیگر از نارسایی مادر زادی در سوخت و ساز است. این نارسایی كه به كاهش تولید ملانین و در نتیجه سفید شدن مو می‌انجامد، به علت كمبود فعالیت یكی از آنزیم‌های دخیل در تولید ملانین به وجود می‌آید. دربار ه‌ی این نارسایی اطلاعات بیش‌تری گردآوری كنید.

3. فنیل كتونوریا ( PKA ) نوعی نارسایی مادرزادی در سوخت و ساز است كه بر خلاف دو نارسایی دیگر كه گفته شد، می‌تواند با پیامدهای خطرناكی مانند كند ذهنی همراه باشد. دربار ه‌ی این نارسایی و چگونگی كا ستن از پیامدهای آن پژوهش كنید.

 

منبع:

 Archibald E.Garrod, The Incidence of Alkaptonuria A: Study in Chemical Individuality, Lancet, Vol. Ii, 1902, pp.1616-1620

تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:43 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

 

  علاءالدين ابوالحسن بن علي بن ابي‌الحزم قرشي، در قرن هفتم هجري قمري در روستاي قرش(Gharash) در آن سوي رود سيحون، كه خاندانش از آن‌جا برخاسته‌اند، به دنيا آمد(البته، برخي زادگاه او را قرشيه در نزديكي دمشق مي‌دانند). او پزشكي را در بيمارستان بزرگ نوري، كه به فرمان سلطان ترك نورالدين محمود زندگي در قرن ششم هجري ساخته شده بود، زير نظر مهذب الدين عبدالرحيم بن علي الدخوار فراگرفت.

ابن‌نفيس پس از فراگيري پزشكي به مصر رفت و در آن‌جا در بيمارستاني، كه هنوز به درستي مشخص نيست، به آموزش پزشكي پرداخت و سرانجام به رياست پزشكان رسيد. او در سال‌هاي پاياني عمر خود، كتاب‌خانه‌اش را وقف دارالشفايي، كه بيمارستان منصوري ناميده مي‌شد، كرد. آن بيمارستان را سلطان مملوك، المنصور سيف الدين قلاوون الفي بنيان نهاده بود. ابن‌نفيس در دوران فرمان‌روايي آن سلطان به سال 687 هجري قمري در سن هشتاد سالگي در قاهره درگذشت.

 

كتاب‌هاي ابن‌نفيس

ابن‌نفيس كتاب الشامل في صناعه الطيبه را بين سي و چهل سالگي نوشت. اين كتاب شامل بخش جالب توجهي پيرامون شيوه‌هاي جراحي است و اطلاعات فراواني درباره‌ي ابن‌نفيس جراح به ما مي‌دهد. در اين بخش سه مرحله براي هر عملي برمي‌شمارد: الاعطاء(مرحله‌ي تشخيص، كه بيمار به جراح اعتماد مي‌كند و جسم و جان خود را به دست او مي‌سپارد)، العمل(جريان عمل و جراحي) و الحفظ(نگهداري پس از عمل) و به‌خوبي وظيفه‌ي جراحان و رابطه‌ي بين جراح و بيمار و پرستاران را شرح مي‌دهد. او حتي به چگونگي درازكشيدن بيمار، وضعيت بدنش، حركت‌هاي بدنش و كار كردن با ابزارهاي جراحي مي‌پردازد.

كتاب ديگر ابن‌نفيس، شرح طبيعه الانسان لبقراط(شرحي بر طبيعت الانسان بقراط) است كه نسخه‌ي خطي آن در يك كتاب‌خانه‌ي خصوصي در دمشق نگهداري مي‌شد تا اين كه در سال 1312 استاد يهودا آن را خريد و به لندن برد. اين نسخه اكنون در كتاب‌خانه‌ي ملي طب در بتسداي مرينلند نگهداري مي‌شود.

مشهورترين كتاب ابن‌نفيس، شرح تشريح ابن سينا(شرح بر علم تشريح در كتاب يكم و سوم القانون ابن‌سينا) است كه 47 سال قمري پيش از درگذشتش نوشته است و اكنون در دانشگاه كاليفرنيا در لوس‌آنجلس نگهداري مي‌شود. او در اين كتاب نخستين توصيف از گردش خون ششي را نوشته است.

شرح القانون خود در چهار كتاب است: شرح بر كليات؛ شرح بر مفردات طبي و داروهاي مركب؛ شرح بر امراضي از فرق سر تا نوك پا؛ شرح بر امراضي كه اختصاصي به عضو خاصي ندارند. اين نفيس در نخستين كتاب از اين اثر، كه شرح كليات است، توصيف خود از گردش كوچك خون را اين گونه نوشته است:

اين حفره‌ي راست از دو حفره‌ي قلب است. هنگامي كه خون در اين حفره رقيق مي‌شود بايد به حفره‌ي چپ جابه‌جا شود كه در آن‌جا روح حيواني توليد مي‌شود. ولي راهي بين اين دو حفره وجود ندارد و ماده‌ي قلب در اين جا سوراخ ندارد، نه راه ناديدني كه گذشتن خون را، چنان‌كه جاليونس تصور مي‌كرد، امكان‌پذير سازد. در اين جا سوراخ‌هاي قلب مسدود و ديواره‌ي قلب ضخيم است. در اين صورت بايد چنين باشد كه هنگامي كه خون رقيق مي شود، از رگ شرياني به ريه مي‌رود تا درون ريه پراكنده شود و با هوا درآميزد. آن‌گاه رقيق‌ترين بخش‌هاي خون در فشار قرار مي‌گيرد و درون وريد ريوي مي‌شود و از اين راه به حفره‌ي چپ مي‌رسد و در اين حال با هوا درآميخته و براي ايجاد روح حيواني مناسب است ...

   اين كشف بزرگ سه قرن پيش از آن كه سروتوس و كولومبو، از كالبدشناسان دوره‌ي نوزايي، به آن بپردازند، با كوشش ابن‌نفيس به دست آمده است. مشخص شده است كه سديد الدين محمد بن مسعود كازروني(در سال 723 يا 745) و علي بن عبدالله زين العرب مصري(در سال 729 يا 751) در شرح خود بر كتاب اول از كتاب قانون، درباره‌ي گردش كوچك خون بحث كرده‌اند و زين العرب از كتاب شرح تشريح القانون ابن‌نفيس بهره گرفته است.

كتاب ديگر ابن‌نفيس، الموجز يا موجز القانون(چكيده‌ي قانون)، كتاب فشرده‌اي است كه مانند كتاب قانون ابن‌سينا، چهار بخش اصلي دارد. اين كتاب بسيار مورد توجه پزشكان قرار گرفت و بسياري به نوشتن شرح بر آن و ترجمه‌ي آن به زبان‌ها ديگر پرداختند. دو ترجمه‌ي تركي و يك ترجمه‌ي عبري از آن در دست است. شرح‌هايي گوناگوني بر اين كتاب نوشته شده است:

1. شرح عزالدين ابواسحاق ابراهيم بن محمد بن طرخان سويدي

2. جلال الدين محمد بن عبدالرحمن قزويني

3. مظفرالدين ابوالثنا محمد بن احمد عينتايي ابن الامشاطي

4. شهاب الدين محمد ايجي بلبلي

5. شرح سديد الدين كازروني به نام المغني في شرح الموجز

6. شرح جمال الدين محمد بن محمد آقسرايي به نام حل الموجز

7. شرح برهان الدين نفيس بن عوضي كرماني به نام النفيسي

ابن نفيس آثار ديگري نيز دارد كه از آن جمله است: منافع الاعضاء الانسانيه؛ شرح ابيذميا(اپيدميا) لبقراط؛ شرح مسائل حنين؛ المهذب في الكحل؛ بغيه الطالبين و حجه المتطببين؛ شرح الهدايه ابن‌سينا؛ فاضل ابن ناطق و آثاري در فقه و الهيات

 

شيوه‌ي پژوهشي ابن‌نفيس

مهم‌ترين ويژگي ابن‌نفيس نگاه انتقادي به نظرهاي پيشينيان و نپذيرفت نظرهاي نادرست آن‌هاست. چنان كه در شرح تشريح قانون نيز به آن اشاره كرده و گفته است كه همواره در پي آن بوده است كه:

"... باورهاي درست را روشن كند و از آن‌ها دفاع نمايد و آن‌چه را نادرست است درگذارد و آثار آن را محو گرداند."

اين ويژگي باعث شد او به درستي بر نظر جالينوس درباره‌ي وجود سوراخ‌ها ريز و ناديدني در ديواره‌ي بين دو بطن قلب خرده بگيرد و نظر خود را مطرح كند. مشهور است كه او به جاي بسنده كردن به كتاب‌ها پيشينيان، تجربه‌ها و مشاهده‌ها و برداشت‌هاي خود را ثبت مي‌كرد، چنان‌كه در شرح تشريح قانون نوشته است:

"... در تعيين و بازشناسي فايده‌ي هر عضو، هر جا كه نياز باشد، بر آزمايش‌هاي مستند و پژوهش‌هاي مستقيم اعتماد خواهيم كرد و اعتنايي نخواهيم داشت كه آيا باورها و نظرهاي ما با نظرهاي پيشينيان سازگاري دارد يا ندارد."

ابن نفيس مي‌گويد كه پايبندي‌اش به دين اسلام و رحم‌آوردنش به جانوران او را از تشريح جانوران باز مي‌داشته است. اكنون جاي اين پرسش است كه او با وجود پذيرش اين محدوديت، چگونه به كشف گردش كوچك خون دست يافته است وچگونه در اين باره " بر آزمايش‌هاي مستند و پژوهش‌هاي مستقيم" اعتماد كرده است.

 

منبع:

اسكندر، آلبرت زكي. ابن نفيس( از مقاله‌هاي زندگي‌نامه‌ي علمي دانشوران، بهخ كوشش احمد بيرشك). بهاءالدين خرمشاهي. شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1366

 



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:40 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


جالینوس بزرگترین پزشک یونان باستان ، ثابت کرد سرخرگ ها و سیاهرگ ها به جای هوا ، خون را جابه جا می کنند. پیشینیان او بر این باور بودند که رگها، شاهراههای عبور هوا هستند . اما جالینوس به غیراز نظریه های درست ، باورهای نادرستی نیز داشت . او تصور می کرد خون در کبد ساخته می شود ، از طریق رگها به اندام ها می رسد و در آنجا مصرف می شود. همچنین، او معتقد بود قلب نوعی اندام ذخیره ای است و خون بطن راست و چپ از طریق منافذ ریزی با هم مخلوط می شوند.

در سال 1306 میلادی، « ویلیام هاروی» در یادداشت های خود چنین نوشت:« جابه جایی خون همیشه به صورت چرخه ای صورت می گیرد و نتیجه تپش قلب است .» این مشاهده، دیدگاه جالینوس را به طور کامل نفی می کرد. اما"هاروی" این مشاهده را تا 25 سال بعد به چاپ نرساند! چرا؟

جالینوس به پشتوانهکلیسا، نظریات خود را با نیروی تهدید تحمیل می کرد. تا 1500 سال کسی جرأت نمی کرد، به نظریات او ایرادی وارد کند. شواهد مغایر با نظریات او، مورد توجه قرار نمی گرفتند. حتی در قرون وسطی هر کس که نظریات جالینوس را زیر سوال می برد، با خطر اعدام روبه رو بود. به عنوان مثال،« میشل سروتوس» سالها پیش از "هاروی" در کتاب خود به گردش خون ششی اشاره کرده و عقیده جالینوس را در مورد مخلوط شدن خون بطن راست و چپ ، زیر سوال برده است . اما همین اظهار نظرها باعث شد، او را با نسخه های کتابش درآتش بسوزانند!

بنابراین "هاروی" باید به صحت نظریه اش اطمینان پیدا می کرد . او سالها با دقت و وسواس، مشاهده و آزمایش کرد . با استفاده از سرنگ به درون رگهای جانوران رنگ تزریق می کرد . سپس کالبد جانوران را می شکافت، تا ببیند خون از کجا می آید و به کجا می رود . او قلب را شکافت ، دریچه های آن را مطالعه کرد و با استدلال دقیق خود، نتیجه گرفت که قلب، خون را به سرتاسر بدن به جریان می اندازد.

وی سرانجام در سال 1628 کتاب « رساله ای پیرامون کالبد شناسی حرکات قلب و جریان خون » را منتشر کرد ، ولی مورد تمسخر قرار گرفت. بسیاری از پزشکان، او را با عبارت« مخش معیوب است » معرفی می کردند . ولی بالاخره، پیش از فوت "هاروی" در سال 1675 ، نظریه وی را پذیرفتند. "هاروی" نشان داد که قلب از دو پمپ تشکیل شده است . خون از طریق سیاهرگها از سرتاسر بدن به نیمه راست قلب می آید و به شش ها پمپ می شود، تا در آنجا اکسیژن جمع کند. سپس ، خون به نیمه چپ قلب باز می گردد، تا از طریق سیاهرگها به سرتاسر بدن به گردش درآید. دریچه های قلب ، مانع آن
می شوند ، که خون مسیر نادرستی را بپیماید.

هر چند تلاش" هاروی" قابل تقدیر است ، اما او را نمی توان پیشگام کشف گردش خون دانست. چرا که حدود سیصد و پنجاه سال پیش از او، پزشک مسلمانی به نام« علاءالدین ابن نفیس » ، در یکی از شرح هایی که بر کتاب های بوعلی سینا نوشته، به گردش خون اشاره کرده است . ولی دیدگاه های وی به طور کامل به فراموشی سپرده شد ، نسخه خطی کتاب او تا قرن بیستم مورد توجه قرار نگرفت و در این قرن بود که فعالیت های او منتشر شد.



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:39 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |



شکنجه دختر افغان به دلیل ازدواج نکردن با یک پیرمرد!










طالبان مسلح یک دختر جوان را در ولایت بادغیس در غرب افغانستان به دلیل آنکه نمی خواست با یک پیرمرد ازدواج کند در ملاء عام مجازات کردند.









طالبان مسلح یک دختر جوان را در ولایت بادغیس در غرب افغانستان به دلیل آنکه نمی خواست با یک پیرمرد ازدواج کند در ملاء عام مجازات کردند.

بنا به گفته شاهدان عینی این رویداد در شهرستان بالامرغاب صورت گرفته که تصویر ویدیویی این حادثه در اختیار یک تلویزیون خصوصی دراین کشور قرار گرفته است.

گفته می شود این دختر جوان به دستور یک فرمانده محلی طالبان مجازات شده است.

"مولوی خداداد صالح" رئیس شورای علمای حوزه غرب افغانستان این عمل طالبان را دور از اخلاق انسانیت عنوان کرد و گفت: هدف فقط بدنام کردن اسلام در جهان کفر است.

این دختر جوان اهل روستای "منگان" زمانی که مخالفت خود را با ازدواج با یک پیر مرد اعلام کرد مجازات شده است.

در تصویر ویدیویی دیده می شود که طالبان این دخترجوان را در برابر چشمان مردم شلاق می زنند.

گفته می شود تا کنون عاملان این رویداد شناسایی نشده اند.

سخنگوی والی بادغیس ازاین رویداد ابراز بی خبری می کند.

به گزارش خبرنگار مهر، چنین رویدادهایی در افغانستان تازگی ندارد و هر از گاهی طالبان در مناطق خود دادگاه های محلی راه اندازی می کنند.



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:38 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |




کشف های بزرگ برای کاشفان خود شهرتی ماندگار به ارمغان می آورند؛ البته اگر بخت نیز به آنان روی آورده باشد! اما در آن زمان که هنوز مجله های علمی دایر نشده بودند و ثبت نوآوری ها و کشف ها مانند امروز مرسوم نبود، کاشف پیشگام چه کسی بود؟ در آن زمان افتخار و شهرت همواره نصیب کسی که استحقاق آن را داشت، نمی شد. پیش از آن که کتاب ها مانند امروز فراگیر شوند، نظر های نو به کندی انتشار می یافتند و نظرهایی که مورد بی مهری قرار می گرفتند، اغلب به فراموشی سپرده می شدند












ماجرای کشف گردش خون











کشف های بزرگ برای کاشفان خود شهرتی ماندگار به ارمغان می آورند؛ البته اگر بخت نیز به آنان روی آورده باشد! اما در آن زمان که هنوز مجله های علمی دایر نشده بودند و ثبت نوآوری ها و کشف ها مانند امروز مرسوم نبود، کاشف پیشگام چه کسی بود؟ در آن زمان افتخار و شهرت همواره نصیب کسی که استحقاق آن را داشت، نمی شد. پیش از آن که کتاب ها مانند امروز فراگیر شوند، نظر های نو به کندی انتشار می یافتند و نظرهایی که مورد بی مهری قرار می گرفتند، اغلب به فراموشی سپرده می شدند.

در مدرسه های پزشکی اروپا، پژوهشگران بیش از هزار سال به روش ها و دانسته های نویسندگان کهن متکی بودند؛ حال آن که روز به روز شواهدی به د ست می آمد که حاکی از نادرست بودن بسیاری از این نظرها و روش ها بود. بعضی از نظریه های نو مدت زمان کوتاهی می درخشیدند و سپس از نظرها دور می شدند. با برخی نیز به شدت مخالفت می شد و جلوی انتشار آن ها را می گرفتند؛ زیرا به شخص نادرستی منسوب بودند و یا از بخشی از جهان می آمدند که به گمان برخی، نادرست و پر از انحراف بود.

داستان گردش خون کوچک، جابه جا شدن خون از بخش راست قلب به شش ها و بازگشت آن به بخش چپ قلب، نمونه ی کاملی از کشفی است که چندین بار طی چند سده انجام شد. به راستی چه کسی شایسته ی داشتن افتخار پیشگامی در این کشف است؟

در روزهای آغازین د انش پزشکی، قلب بخشی از یک معما به شمار می آمد. روشن بود که خون از سوی راست آن به سوی چپ می رود. اما این جابه جایی چگونه انجام می شود؟ برای ما پاسخ بسیار روشن است. خون از بخش راست قلب به شش ها می رود و سپس به بخش چپ باز می گردد. ما که پس از ویلیام هاروی زندگی می کنیم، می دانیم که خون همواره د ر گردش است، اما در روزهای نخست تاریخ پزشکی، این مفهوم هنوز به درستی روشن نبود.

جالینوس، غول پزشکی باستان، که حدود دو سده پس از میلاد در روم می زیست، جابه جایی خون در سرتاسر بدن را مانند حرکت جزر و مد تصور می کرد که از کبد آغاز می شود، زیرا وی بر این باور بود که خون در کبد ساخته می شود. جالینوس بدون هیچ گونه اشاره ای به گردش خون، این نظریه را مطرح کرد که خون به طور مستقیم از حفره ی راست قلب به حفره چپ آن می رود. او بر این باور بود که خون آرام آرام، به طور نامحسو س و عرق وار از سوراخ های ریز این بخش گوشتی می گذرد.

نظرهای جالینوس درباره ی قلب همانند هر مطلب دیگری که این دیکتاتور بزرگ پزشکی باستان درباره ی بدن گفته است، سده ها با اقتدار کامل بر جامعه های علمی حکمرانی می کرد. البته نظریه های جالینوس مورد پذیرش آندریاس وسالیوس، بزرگترین کالبدشناس دوران نوزایی(رنسانس) قرار نگرفت. او در کتاب خود با نام On the Fabric of the Human body که در سال ۱۵۴۳ میلادی منتشر شد، باور به وجود سوراخ های ریز در دیواره ی گوشتی بین دو بطن قلب را منکوب می کند و با تمسخر می گوید:

" از این کار قادر متعال در شگفتم که چگونه خون از راه سوراخ های ریزی که بیرون از حوزه ی دید آدم است، از بطن راست به بطن چپ می رود. "

وی ۱۲ سال پس از آن، به دقت توضیح داد که چرا دیواره ی بین دو بطن نمی تواند پر از سوراخ باشد. این نظر در عمل نقطه ی عطفی در شناخت دانشمندان از دستگاه گردش خون بود و کالبدشناسان مشهوری مانند رآلدو کلمبو را به تکمیل و توسعه نظریه ی گردش خون ششی واداشت. کلمبو با آزمایش هایی که روی جانوران انجام داد، دریافت که خون از سوی راست قلب به شش ها می رود و از آن جا به سوی چپ باز می گردد. او بر خلاف جالینوس، که تصور می کرد خون در بطن چپ با هوا درمی آمیزد، باور داشت که این درهم آمیختگی در شش ها انجام می شود و در آن جا خون به رنگ قرمز روشن، که ویژگی خون سرخ رگی است در می آید. سال ها پس از آن، هاروی از این گردش خون کوچک به عنوان تاییدی بر وجود گردش خون بزرگ استفاده کرد.

بنابراین، کلمبو با انتشار نظریه های خود در سال های پایانی دهه ی ۱۵۵۰ میلادی در درک ما از گردش خون تغییر بزرگی ایجاد کرد. اما آیا او در این تغییر پیشگام بود ؟ گرچه ممکن است بعید به نظر برسد اما یک عالم الهایات به نام میشل سروتوس چند سال پیش از کلمبو چنین نظری را مطرح کرده بود. سروتوس اسپانیانیی در آغاز در پاریس در رشته ی پزشکی تحصیل می کرد. او از انحراف های کلیسای روم بیزار بود و به همین دلیل، موضع مذهبی خاصی اتخاذ کرد. سروتوس تثلیت مذهبی و ربوبیت مسیح را تکذیب کرد و با این طرز تفکر خشم و نفرت گروهی را برانگیخت.

سروتوس در سال ۱۵۵۳ میلادی کتاب ۷۰۰ صفحه ای خود با نام Restoration of Christianity (اصلاح مسیحیت) را منتشر کرد. او در این کتاب که شش سال پیش از نوشته های کلمبو بدون ذکر نام نویسنده انتشار یافت، در قالب توجیهی نامعمول از چگونگی وارد شدن روح مقدس به پیکر انسان، جریان خون در شش ها را چنین تو صیف کرد:

" در کتاب مقدس آمده است که خون جایگاه روح است و خداوند روح را در کالبد انسان می دمد. بنابراین، باید بین هوا و خون نقطه ی تماسی وجود داشته باشد. ازاین رو، خون نمی تواند از دیواره ی بین دو بطن نشت کند. "

سروتوس فرض کرد که مسیری از سوی راست قلب تا سوی چپ آن وجود دارد که از شش ها می گذرد . به نظر او خون در شش ها با اتمسفر، که همان روح مقدس است، در می آمیزد. با وجود این، دیدگاه سروتوس، بر خلاف نظریه ی کلمبو، بر پیشرفت کالبدشناسی تاثیری نداشت. زیرا همه ی نسخه های کتاب او همراه با نویسنده و کاتبانش در کنار چوبه ی مرگ سوزانده شدند.

اما حدود سی صد سال پیش از این کابدشناسان دوران نوزایی، مردی می زیست که به درستی شایسته است او را کاشف گردش خون کوچک (ششی) بنامیم. او پزشک مسلمان علاءالدین ابن النفیس بود که در سده ی ۱۳ میلادی می زیست. ابن نفیس، در بیمارستان مشهور شهر دمشق (بیمارستان نوری) به پژوهش در زمینه ی دانش پزشکی پرداخت. این پزشک مسلمان به الهیات و منطق علاقه ی زیادی داشت. به علاوه شرح های زیادی بر کارهای پزشکان پیش از خود، از جمله بوعلی سینا، نوشت.

ابن نفیس در یکی از این شرح ها، گردش خون کوچک را توصیف می کند و این ادعای جالینوس را که خون از راه سوراخ های نادیدنی از دیواره ی بین دو بطن می گذرد، به پرسش می گیرد. او به درستی گفته است که خون نمی تواند از این دیواره بگذرد و بنابراین باید از شش ها بگذرد. او گردش خون ششی را به شکلی روشن چنین توصیف می کند:

" وقتی خون در حفره ی راست است رقیق می شود، باید به حفره ی چپ جابه جا شود که در آن جا روح حیوانی تولید می شود. اما هیچ راه گذری نیست و به نظر می رسد ماده سازنده ی قلب نفوذ ناپذیر باشد. بنابراین، هنگا می که خون رقیق می شود باید از راه سرخ رگ های ششی به شش ها برود تا در ماده ی سازنده ی شش ها پخش شود و با هوا در آمیزد. سپس بخش های رقیق خون در فشار قرار می گیرند، از سیاه رگ های ششی می گذرند تا به حفره ی چپ قلب برسند."

روشن نیست که ابن نفیس چگونه به این نتیجه دست یافته است. زیرا در فرهنگ اسلامی آن دوران کالبد شکافی ممنوع بود. به هر حال دیدگاه های وی به طور کامل به فراموشی سپرده شدند. نسخه ی خطی کتاب او تا سده ی بیستم میلادی مورد توجه قرار نگرفت و در این سده بود که فعالیت های وی منتشر شد.

پرسش اساسی دیگر این است که آیا سروتوس و کلمبو از یافته های ابن نفیس آگاه بوده اند. پژوهشگران مسلمان می گویند که کالبدشناسان غربی از ترجمه های نسخه های خطی او، که در ایتالیا منتشر شده بود، آگاه بوده اند و اروپاییان بدون ذکر نام مولف از آن ها برداشت کرده و شهرت و افتخار را نصیب خود ساخته اند. اما، تاریخ شناسان غربی احتمال می دهند که سروتوس و کلمبو کشف های خود را به طور مستقل انجام داده اند. یک پژوهشگر اسپانیایی نیز ادعا کرده که ابن نفیسی وجود نداشته است! حقیقت کدام است؟ به سختی می توان به این پرسش پاسخ داد



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:36 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


نواز شریف و گیلانی (عکس از آرشیو)

نواز شریف، (چپ) برگزاری کنفرانس مبارزه با تروریسم را پیشنهاد کرده بود که اکنون آقای گیلانی با آن موافقت کرده است.

به دنبال بمبگذاری های مرگبار در شهر لاهور، یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر پاکستان، با برگزاری کنفرانسی سراسری درباره مبارزه با تروریسم موافقت کرده است.

در حملات انتحاری که در تاریخ اول ماه ژوئیه در محل آرامگاه صوفیان در مرکز ایالت پنجاب رخ داد، چهل و دو نفر کشته شدند.

برگزاری کنفرانس مبارزه با تروریسم را نواز شریف، نخست وزیر پیشین پاکستان و رهبر مخالفان دولت فعلی در این کشور، پیشنهاد کرده بود که اکنون با آن موافقت شده است.

کارشناسان می گویند این کنفرانس، احتمالا هفته آینده برگزار خواهد شد.

اعلام خبر موافقت حکومت، که در اختیار حزب مردم پاکستان است، با پیشنهاد حزب مخالف مسلم لیگ، به رهبری نواز شریف، در برگزاری این کنفرانس اقدامی نادر در همکاری بین این دو حزب اصلی محسوب می شود و دستکم در ظاهر نشانگر نوعی اجماع بین این دو حزب در امور مربوط به امنیت پاکستان است.

اما پیچیدگیهای سیاست در پاکستان و تجربه تاریخی فعالیتها و رقابتهای حزب اصلی مسلم لیگ (شاخه نواز) و حزب مردم پاکستان باعث می شود که علی رغم وجود نگرانی از گسترش خشونت در این کشور، شک و تردیدهایی نیز در باره اعلام این خبر و موافقت با برگزاری کنفرانسی ملی در خصوص مبارزه با تروریسم وجود داشته باشد.

در نگاه اول، این اتفاق می تواند نتایج مثبتی برای هر دو حزب اصلی پاکستان به ویژه در جهت ترمیم وجهه آنها در سطح ملی داشته باشد.

از سویی حزب مسلم لیگ آقای نواز با این اقدام خود را به عنوان حزبی مسئول که در تنگناها با ارایه راهکارهای سیاسی به حل مشکلات کشور کمک می کند، مطرح می کند و از سوی دیگر حزب مردم پاکستان نیز خود را به عنوان حزبی که زمام امور را در دست دارد معرفی می کند؛ حزبی که امنیت پاکستان را در اولویت برنامه های خود دارد و بدون نگاه متعصبانه حزبی و قومی آماده پذیرش پیشنهادهای سازنده و اجرای آنها در مسیر اهداف ملی است.

همچنین زمان اعلام این خبر و قبول آن می تواند بی ارتباط با تلاش پاکستان برای کمک به حل معضل افغانستان و کمک به مذاکره بین دولت افغانستان و نیروهای ستیزه جو نباشد.

اخیرا و به دنبال تلاشهای دولت افغانستان برای مذاکره با طالبان، پاکستان تلاش کرده است تا بار دیگر بر محوریت خود در حل مشکل افغانستان تاکید کند. بر اساس گزارشها فرماندهان ارتش پاکستان در همین چارچوب با مقامات افغان دیدار کرده اند.

به عبارتی دیگر، تلاش برای میانجیگری بین دولت افغانستان و ستیزه جویان نمی تواند بدون تلاشهایی مشابه در داخل پاکستان صورت گیرد. سالها ستیزه جویی و جنگ افروزی، موقعیت گروه های مختلف در دو سوی مرز را به نوعی با یک دیگر در آمیخته است و مقابله با چنین معضلی جز با رسیدن به یک نوع اجماع در داخل کشور ممکن به نظر نمی رسد. علاوه بر این، این اقدام به نوبه خود در منطقه و جامعه جهانی می تواند به وجهه مبارزه با ستیزه جویی پاکستان نیز کمک کند؛ چیزی که شاید برای مقامات پاکستان و جلب کمکهای اقتصادی مهم باشد.

شک و تردیدها

اگرچه تحولات سیاسی اخیر در پاکستان احزاب سیاسی کشور، به ویژه دو حزب اصلی مردم و مسلم لیگ را به سطحی از تعامل در گستره ملی برای حل مشکلات کشور سوق داده است اما زمان پیشنهاد و اعلام این خبر دارای ابهاماتی است که سوالاتی را نیز مطرح می کند.

پیشنهاد حزب مسلم لیگ بدین گونه و با این صراحت پس از آن صورت گرفت که در حملات انتحاری اول ماه ژوئیه در محل آرامگاه صوفیان در لاهور، مرکز ایالت پنجاب، بیش از چهل نفر کشته شدند.

کمی پیش از آن، در ماه مه نیز در حمله به مسجدی متعلق به اقلیت احمدیه در لاهور تعداد زیادی کشته و مجروح شدند.

تفاوت عمده این دو حمله با حملات قبلی ستیزه جویان در این است که این بار اقلیتهای مذهبی، آنهم در پنجاب، هدف این حملات بوده اند.

به نظر می رسد پیشنهاد آقای شریف در برگزاری کنفرانس مبارزه با تروریسم در این زمان نشانگر نگرانی رو به افزایش حزب مسلم لیگ از تاثیر این حملات بر وضعیت امنیتی ایالت پر جمعیت و ثروتمند پنجاب باشد که در صورت تداوم می تواند کنترل حزب مسلم لیگ بر این ایالت را به مخاطره بیاندازد.

انفجار در آرامگاه صوفیان در لاهور

در حملات انتحاری که در تاریخ اول ماه ژوئیه در محل آرامگاه صوفیان در مرکز استان پنجاب رخ داد، چهل و دو نفر کشته شدند.

اگر اینگونه حملات ادامه یابد و خشونتها به درگیریهای قومی و مذهبی کشیده شود، در عمل وضعیت پنجاب می تواند مانند سالهای گذشته و زمان درگیرهای مذهبی-قومی بشود، وضعیتی که برای حزب مسلم لیگ که کنترل پنجاب را در دست دارد تبعات ناخوشآیندی خواهد داشت.

شاید همین نگرانیها بوده است که چند ماه قبل شهباز شریف برادر نواز شریف و سر وزیر ایالت پنجاب را واداشت که در اظهاراتی از طالبان بخواهد تا از حمله به پنجاب خود داری کنند.

او گفت: "طالبان و مسلم لیگ شاخه نواز، هر دو مخالف حکومت دیکتاتور نظامی سابق ژنرال پرویز مشرف بوده اند و بنابر این او بسیار متعجب است که این نقطه اشتراک نتوانسته است باعث شود تا طالبان به (اهدافی در) پنجاب حمله نکند." او افزود: " ... و اگر طالبان برای هدفی مشابه مبارزه می کند نباید دست به حملات تروریستی در پنجاب بزند."

البته این اظهارات واکنشهای شدیدی به دنبال داشت و باعث شد تا شهباز شریف در جهت فاصله گرفتن از اظهارات خود تلاش کند.

در عین حال بر اساس گزارشها نواز شریف در پیشنهاد خود گفته است که طالبان پاکستان "آماده مذاکره هستند و گوش آنها برای شنیدن نیز باز است."

سوالی که برای برخی از ناظران مسایل پاکستان پیش می آید این است که آقای شریف چگونه با چنین اطمینانی از سوی آنچه که او طالبان پاکستان می خواند سخن می گوید.

در واقع مشخص نیست که منظور آقای شریف از طالبان پاکستان چه کسانی هستند؟ در آمیختگی گروههای مختلف ستیزه جو با یک دیگر و اطلاق عنوان کلی طالبان به آنها با برداشت سنتی از طالبان تضادهایی دارد. اخیرا نیز استفاده از عنوان "طالبان پنجاب" از سوی رحمان مالک، وزیر کشور پاکستان، واکنشهایی به دنبال داشته است.

همچنین مشخص نیست حزب مردم پاکستان آقای زرداری تا چه حد حاضر به مذاکره با ستیزه جویان است و نقش ارتش در این معادلات به چه صورت خواهد بود.

اما علیرغم این ابهامات، به نظر می رسد برگزاری کنفرانس مبارزه با تروریسم بتواند بر مبارزه با تروریسم در پاکستان و منطقه تاثیر سازنده ای داشته باشد. هر چند باید دید که ترکیب این کنفرانس و روند برگزاری آن چگونه خواهد بود تا بتوان با صراحت بیشتری در خصوص نتایج و تاثیر آن اظهار نظر کرد

تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:27 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |



عملیات انتحاری در پاکستان دهها کشته و زخمی برجای گذاشته است.

روز جمعه، 18 تیر (9 ژوئیه)، انفجار شدیدی در برابر یکی از ادارات دولتی در روستای یکه غند، واقع در منطقه قبیله نشین مهمند در شمال غرب پاکستان و در نزدیک مرز افغانستان روی داد که در اثر آن دست کم پنجاه نفر جان خود را از دست داده و دهها نفر دیگر زخمی شده اند.

به گفته شاهدان عینی، عامل این انفجار یک مهاجم انتحاری بوده که در جریان آن، مردی سوار بر یک موتور سیکلت بمب گذاری شده مواد منفجره همراه خود را در برابر در ورودی ساختمان دهداری محلی منفجر کرد.

انتقال زخمی

حمله انتحاری درمهمند، دهها تن کشته و زخمی و خسارات گسترده برجای گذاشته است

در زمان انفجار، گروهی از مراجعان به این اداره در برابر در ورودی آن صف کشیده بودند که بسیاری از آنان جان خود را در اثر این انفجار از دست داده یا زخمی شده اند.

در بعضی از گزارش ها آمده است که در زمان انفجار، قرار بود مراسمی در ساختمان دهداری برگزار شود و عده ای از اهالی برای حضور در این مراسم در محل اجتماع کرده بودند.

براساس گزارش های رسیده از محل، بیش از بیست فروشگاه واقع در نزدیکی محل انفجار هم ویران شده و ماموران امداد رسانی و اهالی محلی برای بیرون کشیدن افرادی که زیر آوار مانده اند وارد عمل شده اند.

گفته می شود که تعدادی از ماموران پلیس نیز در میان کشته و زخمی شدگان این انفجار بوده اند.

برخی گزارش ها حاکی از آن است که شدت انفجار بخشی از دیوار زندان واقع در نزدیکی محل را هم ویران کرد و گفته می شود تعدادی از زندانیان با استفاده از این فرصت، از زندان گریخته اند.

هنوز هیچ گروه یا سازمانی مسئولیت عملیات انتحاری روز جمعه را برعهده نگرفته اما مناطق قبیله نشین شمال غرب پاکستان از مناطق اصلی حضور و فعالیت گروه های مسلح اسلامگرای وابسته به طالبان و شبکه القاعده محسوب می شود.

طی یک سال گذشته، دولت مرکزی پاکستان عملیات نظامی گسترده ای را در بخش هایی از مناطق فعالیت گروه های مسلح اسلامگرا به اجرا گذاشته و مدعی پاکسازی این مناطق از شورشیان مسلح شده است.



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:26 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


بمب گذاری انتحاری

این دو بمب گذاری انتحاری باعث کشته شدن شمار زیادی شد

مقامات پاکستان گفته اند آمار کشته ها در دو بمب گذاری انتحاری دریک منطقه قبیله ای درنزدیکی مرز با افغانستان به بیش از ۱۰۰ نفر رسیده است.

روز گذشته ۱۸ تیرماه ( ۹ ژوئیه) در پی دو انفجار انتحاری در روستای یکه غند، واقع در منطقه قبیله ای مهمند در شمال غرب پاکستان، شماری از ساختمان ها دولتی، مغازه ها و خانه ها تخریب شدند.

مهمند بخشی از منطقه قبیله نشین است که نیروهای طالبان و القاعده در آن حضور فعالی دارند.

اکرام الله مهمند، یکی از سخنگویان طالبان، این گروه را مسئول این عملیات انتحاری معرفی کرده است.

این سخنگوی طالبان هدف از این عملیات را گردهمایی مقامات محلی و ریش سفیدان ضد طالبان قبیله "انبار اتمان خیل "عنوان کرده است.

گزارش های اولیه حاکی از کشته شدن ۵۰ نفر در جریان این عملیات بود.

اکنون از کشته شدن دست کم ۱۰۲ نفر و مجروح شدن بیش از ۱۱۵ نفر خبر رسیده است.

به گفته شاهدان عینی یکی از بمب گذاران سوار بر یک موتورسیکلت بمب گذاری شده مواد منفجره همراه خود را دربرابر در ورودی ساختمان دهداری محلی منفجرکرد.

این در حالی است که بمب گذار دوم با انفجار خودروی حامل مواد منفجره باعث تخریب ساختمان ها و کشته شدن شمار زیادی از مردم شد .

برخی گزارش ها حاکی از آن است که شدت انفجار بخشی از دیوار زندان واقع در نزدیکی محل را هم ویران کرده و گفته می شود تعدادی از زندانیان با استفاده از این فرصت، از زندان گریخته اند.

مناطق قبیله نشین شمال غرب پاکستان از مناطق اصلی حضور و فعالیت گروه های مسلح اسلامگرای وابسته به طالبان و شبکه القاعده محسوب می شود.

طی یک سال گذشته، دولت مرکزی پاکستان عملیات نظامی گسترده ای را در بخش هایی از مناطق فعالیت گروه های مسلح اسلامگرا به اجرا گذاشته و مدعی پاکسازی این مناطق از شورشیان مسلح شده است.



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:25 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


هواپیمای بدون سرنشین

حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به شمال غرب پاکستان، در حال افزایش است

دولت پاکستان تقاضای آمریکا برای گسترش محدوده مجاز برای حمله هواپیماهای بدون سرنشین به پیکارجویان القاعده و طالبان را رد کرده است.

یک مقام امنیتی پاکستان گفته است که این کشور، حملات موشکی آمریکا به مناطق دورافتاده ای که پایگاه پیکارجویان است را تحمل می کند ولی دادن اجازه حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به مناطق پرجمعیت تر امکان ندارد.

حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به شمال غرب پاکستان در حال افزایش است.

تنها در سال جاری میلادی، آمریکا دست کم 100 نوبت به یک چنین حملاتی دست زده است.

هدف بیشتر این حملات مناطق قبایلی وزیرستان شمالی بوده است.

این مناطق پایگاه طالبان و پیکارجویان طالبان است که مسئول چندین بمبگذاری انتحاری و حملات خونین در پاکستان شناخته می شوند.

حملات این گروه ها به کشته شدن بیش از سه هزار نفر در طی چند سال گذشته منجر شده است.

بعضی از تحلیلگران می گویند حملات فزاینده هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی سبب اعتراض ساکنان ناحیه وزیرستان شده و احساسات ضد آمریکایی در منطقه را افزایش داده است.

ساکنان این منطقه همچنین از دولت مرکزی شکایت دارند و می گویند دولت برای جلوگیری از این حملات اقدامی به عمل نمی آورد.

پاکستان تا کنون چندین بار از آمریکا خواسته به این گونه حملات خود پایان دهد ولی آمریکا این درخواست ها را نادیده گرفته است.



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:23 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |


حکم جلب بین المللی بنیانگذار ویکی لیکس صادر شده است.

اینترپل (پلیس بین‌الملل) براساس حکم دادگاهی در سوئد علیه جولین آسانژ، بنیانگذار ویکی لیکس، از کشورهای عضو این سازمان خواسته است وی را بازداشت کنند.

تصمیم اینترپل در صدور "اعلان قرمز" علیه آقای آسانژ در روز چهارشنبه و با استناد به درخواست دولت سوئد اتخاذ شد.

روز 18 نوامبر، دادگاهی در سوئد حکم جلب این شهروند استرالیایی را به اتهام تجاوز و آزار جنسی و کاربرد خشونت غیرقانونی علیه دو زن صادر کرد.

این پرونده قبلا در دادگاه بدوی مورد رسیدگی قرار گرفته و قاضی آن دادگاه اتهام تجاوز جنسی علیه آقای آسانژ را وارد ندانسته بود.

درخواست جلب براساس حکم دادگاه تجدید نظر صادر شده که رسیدگی به دادخواست شاکی پرونده علیه رای دادگاه بدوی را بر عهده دارد.

وکلای آقای آسانژ در تلاشند که حکم جلب وی در سوئد را لغو کنند.

مجله آمریکایی فوربز روز دوشنبه به نقل از جولین آسانژ نوشت که ویکی لیکس در نظر دارد در سال میلادی آینده اسرار مربوط به یکی از بانک های بزرگ آمریکا را افشا کند.

همزمان، رافائل کورئا، رئیس جمهوری اکوادور، این خبر را تکذیب کرده است که دولت این کشور در نظر دارد به جولین آسانژ حق اقامت در اکوادور را بدهد.

کینتو لوکاس، معاون وزیر امور خارجه اکوادور، روز دوشنبه گفته بود که اکوادور به بنیانگذار ویکی لیکس حق اقامت اعطا می کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، رئیس جمهوری اکوادور گفته است که آقای لوکاس نظر شخصی خود را بیان کرده و در این خصوص اختیاراتی ندارد.

ویکی لیکس یکشنبه گذشته بیش از ۲۵۱ هزار پیام دیپلماتیک را منتشر کرد که روزنامه نیویورک تایمز آنها را "روایت محرمانه رابطه ایالات متحده با جهان در عصر جنگ و تروریسم" توصیف کرده است.

معلوم نیست که بنیانگذار ویکی لیکس اکنون در کجا به سر می برد.

آقای آسانژ پیشتر در لندن دیده شده بود و گمان می رود که در حال حاضر هم به طور مخفیانه در یکی از کشورهای اروپایی اقامت داشته باشد.

بنیانگذار ویکی لیکس گفته است اتهاماتی که علیه او مطرح شده بخشی از تبلیغات "منفی" کسانی است که با انتشار اسناد محرمانه دولت آمریکا مخالفند.

حکم جلب آقای آسانژ در سوئد چند روز پس از آن صادر شد که ویکی لیکس ۷۵ هزار سند محرمانه آمریکا در مورد جنگ در افغانستان را منتشر کرد.

آقای آسانژ، ۳۹ ساله، در ماه اوت برای شرکت در یک کنفرانس بین المللی به سوئد سفر کرد و در پی این سفر بود که اتهام تجاور جنسی و حمله به زنی دیگر در این کشور علیه او مطرح شد.

پیام های دیپلماتیک آمریکا که روز یکشنبه گذشته توسط ویکی لیکس افشا شد، از جمله حکایت از آن دارد که ایالات متحده، بریتانیا و روسیه نگران دستیابی گروه های افراطی در پاکستان به بمب هسته ای هستند.

این اسناد نشان می دهد در مورد برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر و برخی کسان دیگری که "مجرمان خطرناک" خوانده شده اند بین رئیس جمهوری افغانستان و مقام های آمریکایی اختلاف نظر وجود داشته است.

بخشی دیگر از پیام های دیپلماتیک منتشر شده حاکی از آن است که یک دیپلمات ارشد کره جنوبی به آمریکا گفته بود مقام های ارشد چینی از اتحاد دو کره تحت رهبری کره جنوبی حمایت می کنند.

اظهار نظر رهبران تعدادی از کشورهای منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج فارس در مورد برنامه های اتمی و اهداف جمهوری اسلامی و ارزیابی هایی از شرایط داخلی و بین المللی ایران به روایت منابع دیپلماتیک ایالات متحده نیز بخش دیگری از اطلاعات منتشر شده توسط ویکی لیکس بوده است.

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، روز دوشنبه اقدام ویکی لیکس در انتشار هزاران سند محرمانه را تهاجم به جامعه بین المللی توصیف کرد اما ویکی لیکس انتشار این اطلاعات را خدمت به مصالح عموم خوانده است.

کاخ سفید در پی انتشار این اسناد، اقداماتی را برای دشوارتر کردن دسترسی به اسناد طبقه بندی شده در نهادهای دولتی ایالات متحده به اجرا گذاشته است.



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:22 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |

اسناد منتشر شده در سایت ویکی لیکس نشان می دهد که از نظر حامد کرزی نیروهای بریتانیایی در ماموریت شان برای آرام کردن هلمند نا کام بوده اند.

بر اساس اسنادی که اخیرا از لابلای اسناد سری وزارت خارجه آمریکا در سایت ویکی لیکس منتشر شده ، حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان و مقام های آمریکایی از ماموریت نیروهای بریتانیایی در هلمند راضی نبوده اند.

بشنوید


پل وود خبرنگار بی بی سی می نویسد، این اظهارات به سال ۲۰۰۸ میلادی بر می گردد زمانی که تنها حدود ۱۰ هزار نظامی بریتانیایی تلاش داشتند که ولایت هلمند در جنوب افغانستان را کنترل کنند.مسئولیتی که حالا به ۲۰ هزار سرباز آمریکایی واگذار شده است.

دو سال پیش شمار نظامیان بریتانیایی برای انجام چنین وظیفه ای کافی نبود.

ویکی لیکس اسناد سری را از کجا آورده؟

گزارش های منتشر شده از رسانه ها حاکی از آن است که بیشتر پیام های دیپلماتیک افشا شده توسط سایت ویکی لیکس از شبکه ارتباطی وزرات دفاع آمریکا، که "سیپرنت" (Siprnet) نام دارد، به دست آمده است. از این شبکه برای رد و بدل کردن اطلاعات طبقه بندی شده استفاده می شود.


در یک مورد دیگر، که از مدارک افشا شده در ویکی لیکس بدست آمده والی هلمند سال گذشته به جو بایدن معاون رئیس جمهوری آمریکا گفته بود که نیروهای بریتانیایی مستقر در ولسوالی آشوب زده سنگین حتی قادر به تامین امنیت بازار اصلی این ولسوالی نیستند.

حالا مسئولیت امنیت این ولسوالی به سربازان آمریکایی واگذار شده اما آنها هم مثل همتایان بریتانیایی شان با مشکلات مشابه روبرو هستند.

تنها در یک ماه، ۷ درصد از سربازان یک واحد نیروهای دریایی آمریکا در این ولسوالی زخمی یا کشته شده اند.

در اسناد منتشر شده در ویکی لیکس از حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان نقل شده که از زمان ورود نیروهای بریتانیایی به هلمند در سال ۲۰۰۶، وضعیت امنیتی این ولایت وخیم تر شده است.

رئیس جمهور کرزی گفته است که پیش از ورود بریتانیایی ها به هلمند، حتی دختران این ولایت می توانستند به مدرسه بروند، اما حالا مردم این منطقه احساس امنیت نمی کنند.

حکومت بریتانیا ممکن است این موضوع را نپذیرد اما قضاوت فردی برخی از افسران بریتانیایی به صورت قابل ملاحظه ای شبیه برداشت رئیس جمهوری افغانستان است.

این افسران می پذیرند که پیامد حضور نظامیان بریتانیایی در هلمند، گسترش دامنه ناامنی ها در این منطقه بوده است.

یک افسر بریتانیایی به بی بی سی گفت که او فکر نمی کند که هلمند زمانی آرام شود، به این دلیل که در کنار خشونت ها، میزان بی قانونی، قاچاق، پول حاصل از مواد مخدر و جرایم در این ولایت بسیار بالاست.

پس آیا این تکرار سناریوی بصره در عراق است؟ شبه نظامیان شیعه، ارتش بریتانیا را در بصره بارها خجل کردند و چیزی که پس از آن از سوی آمریکایی ها اساسا شکست خوانده شد و مورد انتقاد قرار گرفت.

اما افغانستان عراق نیست. نیروهای ویژه بریتانیا بخصوص در تامین امنیت هلمند نقش بسیار مهمی بازی کردند، نقشی که مورد ستایش فرمانده هان آمریکایی قرار گرفته است.
هلمند برای هر کسی که به این ولایت اعزام شود، چه آمریکایی باشدچه بریتانیایی و چه افغان، یک منطقه پر از درگیری های خونین خواهد بود.



تاريخ : یکشنبه یکم اسفند 1389 | 13:20 | نویسنده : ♠♠♠(اسدمالیستانی)♠♠♠ |